![]() |
|
شماره 63 - بهروزرسانی پنج شنبه: 31/03/1386 بازگشت به صفحه اصلی |
|
مبارزه استالین برای اصلاح دموکراتیک در اتحاد جماهیر شوروی
(بخش سوم و پایانی از قسمت اول) گرور فور برگردان: د.جلیلی
90- گتی تناقض ناامید کننده را به این شیوه خلاصه میکند: استالین هنوز به عقب نشینی از انتخابات رقابتی مایل نبود ، و بدون شک پراودا ی 2 جولای 1937 با انتشارنخستین بخش از مقررات جدید انتخاب کردن ، وضع و اجرا ی اوراق رای مخفی ، عمومی و رقابتی، دبیران مناطق را مایوس کرد. اما استالین مصالحه ای را پیشنهاد نمود. دقیقا همان روزی که قوانین انتخاباتی منتشر شده بود، دفتر سیاسی صریحا به راه انداختن عملیاتی توده ای علیه عناصری را که رهبران محلی از آن ها شکایت کرده بودند تصویب کرد، و استالین ساعت ها بعد تلگراف خود را به رهبران حزبی ایالات ارسال و دستورعملیات کولاک را صادر کرد. اجتناب از این نتیجهگیری که استالین در عقب نشینی از مجبور کردن رهبران محلی حزب به برگزاری یک انتخابات ، با صدور اجازه کشتار یا تبعید صدها هزار نفر از "عناصر خطرناک" یاری به پیروزی آن ها در انتخابات را برگزید، دشوار است. .("Excesses"126) 91- آنچه که ا ز تاریخ این تصفیه ها ، اعدام های فرا قانونی و تبعیدها ، پدیدار می شود آن است که استالین اعتقاد داشته است که آن ها در حال ایجاد پیش شرط هایی یرای انتخابات رقابتی بوده اند. در حالی که تمام این عملیات در واقع هرگونه احتمال برگزاری چنین انتخابات دموکراتیکی را عمدا خراب می کرد. 92- هر چند دفتر سیاسی برای محدود کردن کارزار سرکوب در ابتدا با صدور دستوری مبنی بر این که عملیات باید در عرض 5 روز به پایان برسد تلاش کرد. اما برخی چیزها آن ها را متقاعد ، یا مجبور به صدور اجازه به NKVD برای تمدید دوره سرکوب به 4 ماه - از 5 تا15 اوت تا 5تا15 دسامبر – نمود. آیا دلیل آن دستگیری تعداد کثیری از آن ها ( اعضا دفتر سیاسی) بود؟ آیا این اعتقاد راسخ که حزب با رشته ای از توطئه چینی های گسترده و تهدید گسترده داخلی مواجه بود صحت داشت ؟ ما جزئیات چگونگی و چرایی این سرکوب جمعی آشکاررا آن چنان که انجام شد نمی دانیم . 93- این زمان دقیقا مصادف با زمانی بود که باید کارزارانتخاباتی برگزارمی شد . هرچند دفترسیاسی به تدارک برگزاری انتخابات رقابتی با شرح وظایفی در باره چگونگی اظهارگزینش های رای دهندگان و روشی که مقامات باید در اجرای جریان انتخابات انجام می دادند ادامه داد، اما مقامات محلی عملا سرکوب را کنترل کردند. آن ها تصمیم می گرفتند که کدام مخالف حزب – که خود بیشتر شایسته این معنی بودند– باید «وفادار» تلقی شود و کدام یک باید به سرکوب و زندان یا مرگ هدایت شود. (Getty,"Excesses"passim,Zhokov,Inoy435) 94- اسناد اولیه نشان می دهد که رهبری استالین و دفتر سیاسی مرکزی متقاعد شده بودند که توطئه گران ضد شوروی فعال بودند و باید با آن ها برخورد شود. این چیزی است که رهبران مناطق حزب در طی پلنوم فوریه – مارس از آن دفاع کرده بودند. در آن زمان رهبری استالین این خطر را کوچک میشمرد و به متمرکز کردن توجه به قانون اساسی و نیاز به تدارک انتخابات جدید و جایگزین کردن رهبری «بوروکراتیزه شده» و قدیمی با رهبری جدید ادامه می داد . 95- دبیران اول تا پلنوم ژوئن ، در وضعیت استوار اظهار این نتیجه بودند که «ما به شما هشدار دادیم .حق با ما بود، و شما اشتباه کردید. علاوه بر این ، هنوز هم حق با ماست – توطئه گران خطرناک هنوز فعال ، آماده به کارگیری مبارزات انتخاباتی در جهت تلاش خود برای برانگیختن شورش علیه دولت شوروی هستند». آیا این همان چیزی بود که اتفاق افتاد؟ محتمل به نظر می رسد . اما ما نمی توانیم یقین داشته باشیم . 96- استالین و رهبری مرکزی هیچ تصوری از چگونگی عمق گسترش این توطئه ها نداشتند. آن ها نمیدانستند آلمان نازی یا ژاپن فاشیست چه خواهند کرد. استالین در دوم ژوئن در همایش وسیع ارتش شوروی گفته بود ، که گروه تخاچفسکی طرح عملیاتی ارتش سرخ را به فرماندهی ستاد مشترک آلمان داده بودند . این به معنای آن است که ژاپنی ها هم که در اتحاد نظامی (محور) و اتحاد سیاسی ضد کمونیستی (میثاق ضد کمینترن – در واقع میثاق ضد شوروی) با ایتالیای فاشیست و آلمان نازی بودند بدون شک می توانسته اند آن اطلاعات را در اختیارداشته باشند. 97- استالين به سران ارتش گفته بود كه توطئه گران مي خواستند شوروي را گرفتار"اسپانياي ديگري" بسازند- به این معنی که ، ستون پنجمی هماهنگ با تهاجم ارتشی فاشيستی . رهبران شوروي با اعلام اين خطر دهشتناك قاطعانه به نشان دادن عكسالعملی بی رحمانه مصمم شده بودند .(استالين "ويستولني ") 98- مدارک بسیاری در همان زمان نشان می دهند كه رهبري مركزي (استالين) هم خواهان جلوگيري از سرکوب "تروئيكاي" (سه جانبه) مورد درخواست دبيران اول و هم مایل به ادامه برگزاري انتخابات مخفي و رقابتي قانون اساسي جديد بود. بسياري از دبيران اول از 5 تا11جولاي از رهبري ايخه در روانه کردن اشخاص معینی كه خواهان سركوبشان بودند - (دسته اول) با اعدام و (دسته دوم) با زنداني كردن - پيروي كردند. سپس در 12 جولای ناگهان ام.پی فرینوفسکی کمیسر نماینده NKVD تلگرامی فوری به تمام ادارات پلیس محلی ارسال کرد. " عملیات سرکوب کولاک های سابق را شروع نکنید. تکرار می کنم شروع نکنید " ( گتی " اکسس" 127-8) 99- روسای محلی NKVD بعد از انتشار بخشنامه 00447 برای کنفرانس هایی به مسکو فراخوانده شدند. این بخشنامه بسیار طولانی و مفصل ، هم انواع افراد موضوع سرکوب را گسترش داد (بطور اساسی در بر گیرنده کشیشان ، آنهایی که سابقا با قدرت شوروی مخالفت کرده بودند وجنایتکاران) و هم - معمولا- "حد" ها یا تعداد درخواست شده توسط دبیران ایالتی را پایین آورد .[19] تمام این نوسانات عدم موافقت و مبارزه بین مرکز- استالین و رهبری هیئت سیاسی – و دبیران اول در مناطق ایالتی را نشان می داد . استالین صریحا مسئول نبود. ( دستور شماره 00447، گتی، "اکسس"126-9) 100- پلنوم اکتبر 1937 کمیته مرکزی ناظر حذف نهایی طرح انتخابات رقابتی بود. یک نمونه رای ، نشان دهنده چندین نامزد ، از پیش به جای ورقه رای شوروی طراحی شده بود ، بسیاری از آن نمونه ها در آرشیوهای گوناگون نگهداری می شوند . [20] در عوض انتخابات شوروی از دسامبر 1937 بر این مبنا که نامزدهای حزبی با 20-25 درصد از نامزهای غیر حزبی در فهرست ها قرار گیرند - بعبارت دیگر، "اتحادی" از طبقات مختلف اما غیر رقابتی به انجام رسید . در اصل انتخابات بدون فهرست طراحی شده بود ، رای گیری تنها برای اشخاص بود - بسیار دور از روش دموکراتیک به اجرا درآمد . ژوکف تلاش زیادی برای تعیین محل سند واقعی که مولوتف در 11 اکتبر در ساعت 6 عصربرای لغو انتخابات رقابتی امضا کرده بود در آرشیوها به کار برده است. این سند عقب نشینی کلان اما ناگزیر استالین و حامیانش را در هیئت سیاسی نشان می دهد.(.kp19Nov.zhukov,Tayny.41.Inoy443 Zhukov,) 101- همچنین در پلنوم اکتبر کمیته مرکزی بود که اولین اعتراض علیه سرکوب جمعی توسط پسکاروف دبیر اول کورسک اعلام شد : "آنها {NKVD ?troika? – گرور فور} مردم را به صورت غیر قانونی برای موضوعات جزئی محکوم می کنند ... و زمانی که ما ... مسئله را با کمیته مرکزی مطرح کردیم ، رفقا استالین ومولوتف قویا از ما حمایت کردند وگروهی از کارکنان دادگاه عالی و اداره بازرسی را برای بررسی این موارد فرستادند... و روشن شد که طی سه هفته کار این گروه 56 درصد از احکام صادره در 16رایونی بعنوان غیرقانونی کنار گذاشته شد . علاوه بر آن در 45 درصد از احکام صادره هیچ مدرکی که اثبات کننده جرمی باشد وجود نداشت ."( Zhukov.Tayny,43, تاکید از نویسنده) 102- در پلنوم ژانویه 1938 مالنکف اخراج تعداد کثیری از اعضا حزب و محکومیت شهروندان ، اغلب حتی بدون ارائه لیست اسامی ، و صرفا با ارائه تعداد محکومین ! را به شدت مورد انتقاد قرار داد. پوستیشف دبیر اول کوی بیشوف به خاطر تاکید بر آن که "به سختی انسان محترمی" در بین تمام مقامات حزبی وجود دارد از نامزدی عضویت در هیئت سیاسی حذف شد . 103-به نظر می رسد که NKVD حداقل در بسیاری از مناطق محلی خارج از کنترل بود. بدون شک دبیران اول نیز خارج از کنترل بودند. (Zhukov,KP19Nov.02mTayny.pp.47-51,THURSTON101-2,112). در هر حال رهبری هیئت سیاسی در می یافت که خیانتکاران واقعی وجود دارند که باید با آن ها بر خورد کرد . وسعت کامل سوء استفاده از NKVD شناخته شده نبود. همانطور که ژوکف یاد آور می شود ، گزارش مالنکف ، که جاه طلبان حرفه ای در داخل حزب را برای اخراج و بازداشت های انبوه سرزنش می کرد ، توسط کاگانوویچ وژدانف که در فشار مبارزه علیه دشمنان بودند پیگیری شد و تنها توجه اندکی به "ساده لوحی و غفلت" در کار "بلشویک های صادق" نشان داد . 104- پراودا تحت کنترل مستقیم رهبری استالین ، هنوز برای خلع ید حزب از کنترل مستقیم در موضوعات اقتصادی و نیاز به ارتقا افراد غیر حزبی در وظایف رهبری فرا می خواند. (Zhukov,Tayny51-2) در این دوران نیکیتا خروشچف ، که در زمان رهبری حزب در مسکو در سال 1937 درخواست قدرت اعدام 20000 نقر افراد بی نام را کرده بود به اکرایین منتقل گشت ، و در عرض یک ماه برای سرکوب 30000 نفر اجازه خواست .(Zhokov,Tayny64 وهمچنین پانوشت 23 را ببینید) 105- نیکلای یژوف که در 1936 NKVD را از گنریخ یاگودا کاملا گرفته بود ، به نظر می رسد که در اتحاد نزدیکی با دبیران اول بوده است .[21] سرکوب جمعی 38-1937 چنان با نام او گره خورده بود که هنوز " یژوفشچینا" خوانده می شود . یژوف در 23سپتامبر[22] 1938 از استعفا صحبت کرده بود و در نوامبر 1938 توسط لاورنتی بریا موفق به استعفا شده بود. 106- تحت ریاست بریا بسیاری از افسران NKVD ودبیران اول مسئول در هزاران اعدام واخراج مورد محاکمه قرار گرفتند و اغلب خودشان را برای اعدام افراد بیگناه واستفاده از شکنجه در برابر دستگیرشدگان مستحق اعدام دانستند. رونوشت محاکمات برخی از آن افراد پلیس که از شکنجه استفاده می کردند منتشر شده بود . بسیاری از آن افراد اعدام و یا زندانی ، تبعید و یا به اردوگاه ها فرستاده شدند. بنا به گزارش ها یی بریا بعدا اعلام کرد که او برای " پاکسازی یژوفشچینا" فرا خوانده شده بود. استالین به یاکولف طراح هواپیما گفت که یژوف برای کشتن افراد بیگناه بسیاری اعدام شده است. (Lubianka B,Nos.344,363,375 , MUKHIN.Ubiystvo 637,Yakolev) 107- آسیب های بیشماری بر جامعه شوروی ، دولت سوسیالیستی وحزب بلشویک وارد شده بود . این آسیب ها، البته ، وسیعا شناخته شده هستند . اما آنچه تا کنون مورد توافق نبوده است، این است که سهم عمده در به کار انداختن تروئیکا و اعدام ها و تبعید ها بر اساس پافشاری دبیران اول بنیاد گذاشته شده بود و نه پافشاری استالین . ژوکف عقیده دارد که ارتباط نزدیک بین این امر و تهدید ناشی از برگزاری انتخابات مخفی و رقابتی و این حقیقت که کمیته مرکزی در فشار بر رهبری استالین برای لغوانتخابات رقابتی موفق شد ، نشان می دهد که رهایی از "تهدید" انتخابات رقابتی میتوانسته است دلیل عمده ای برای دستگیری ها و اعدام های جمعی " یژوفشچینا" باشد . [23](Zhokov.KP) 108- هیچ چیز نمی تواند استالین و حامیانش را از مسئولیت بی اندازه بزرگ برای اعدام هایی - از قرار معلوم ، چندین صد هزار[24]- که انجام شد مبرا کند. اگر این افراد بیش از اعدام زندانی شده بودند تقریبا همه آن ها می توانستند زنده بمانند . ممکن بود در مورد افراد بسیاری تجدید نظرشود و آزاد شوند . به هر حال در اینجا سوال کلیدی برای هدف ما این است که : چرا استالین تسلیم درخواست های دبیران اول شد که فراهم آورنده قدرت مرگ و زندگی " تروئیکا" بودند؟ هر چند بهانه ای وجود ندارد اما دلایل قطعی وجود داشته است . 109- هیچ دولتی هر گز نمی تواند هم زمان در برابر خیانت فرماندهان عالی رتبه نظامی ، شخصیت های عالی رتبه هم در سطح ملی و هم دولت های مناطق مهم ، و سران پلیس مخفی و مرزی آمادگی داشته باشد. 110-یک رشته از توطئه های جدی ، که هم رهبران عالی رتبه فعلی و هم رهبران سابق حزب را که در سراسر کشور پهناور وابستگی هایی داشتند گرفتار می کرد، هنوز کشف نشده بود. گرفتارشدن شخصیت های سطوح بسیار بالای نظامی در افشا نقشه های سری ارتش برای دشمن فاشیست ، بسیار نامیمون بود . خیانتکاران نظامی با تمام نقاط اتحاد شوروی در تماس بودند. توطئه ، سران بسیار بالای NKVD ، از جمله گنریخ یاگودا را که از سال 1934 تا 1936رهبری آن را بعهده داشت و سال های قبل از 1934 هم فرمانده جانشین آن بود گرفتار کرد . به راحتی قابل درک نیست که خیانت گسترده چگونه روی داد و چگونه بسیاری از افراد گرفتار شدند .شرط احتیاط بدترین بد گمانی بود .[25] 111- پولیت بورو و خود استالین در راس دو سلسله مراتب حزب بلشویک و دولت شوروی قرار داشتند.آنچه آنها از جزئیات امور در کشور می دانستند انعکاس چیزی بود که اطرافیان و زیر دستان به آن ها می گفتند. در طول دوران 12 ماه بعد ، بسیاری از دبیران اول از کار بر کنار شدند و بیش از نصف آنها دستگیر شدند. اگر چه بخش اعظم اتهامات دقیق علیه این افراد، و پرونده های بازجویی ها و دادگاه های آنها، هنوز هم حتی در روسیه فرا- شوروی و ضد کمونیست محرمانه مانده است . اما امروز به اندازه کافی مدارک تحقیقی که استالین و پولیت بورو را به تصور موقعیت ترساننده ای که با آن مواجه بودند رسانید در دست داریم . (lubianka B ) 12-حزب بلشویک بر پایه روش سانترالیسم دموکراتیک بر پا شده بود. استالین علیرغم موقعیت خود و محبوبیت در کشور ، (مثل هر رهبری حزبی دیگر) می توانست با رای اکثریت کمیته مرکزی اخراج شود. او در موقعیت نادیده گرفتن درخواست فوری تعداد کثیری از اعضا کمیته مرکزی نبود . 113- ژوکف برای توضیح ناتوانی استالین در بازداشتن دبیران اول از مسخره کردن قوانین انتخابات دموکراتیک حادثه ای را از رونوشت هنوز منتشر نشده پلنوم اکتبر 1937 کمیته مرکزی نقل می کند: آی .ا .کراوتسف دبیر اول کرایکم (کمیته منطقه ای) کراسنودار تنها شخصی بود که با جزئیات آنچه را همکاران او در رفتارهای کنایه دار از چندین هفنه پیش انجام داده بودند تایید کرد او گزینش صرفا نامزدهایی را برای نمایندگی شورای عالی اتحاد جماهیر شوروی مطرح کرد که خواستارمنافع "رهبری گسترده" بودند. کراوتسف صریحا اظهار کرد "ما نامزدهای خودرابرای شورای عالی پیشنهاد می کنیم . این رفقا چه کسانی هستند؟ 8 نفرعضو حزب و دو نفر غیر عضو حزب یا از اعضای کامسمول (سازمان جوانان کمونیست) هستند. شیوه ای که ما برای حفظ درصد اعضا غیر حزبی رعایت می کنیم در پیش نویس رای کمیته مرکزی نشان داده شده است . این رفقا به واسطه شغل به این روش تقسیم شده اند:4 کارمند حزبی ، دو کارمند شوروی ، یک رئیس کالخوز، یک راننده کمباین ، یک راننده تراکتور، یک کارگر نفت . استالین: چه کسی دیگری ، غیر از رانندگان کمباین؟ کراوتسف: یاکولف ، دبیر کرایکوم (و) دبیرکمیته اجرایی کرای در بین 10نفر استالین :چه کسی شما را به انجام اینکار راهنمایی کرد؟ کراوتسف: رفیق استالین، باید بگویم ، که آن ها مرا همینجا در شعبه کمیته مرکزی راهنمایی کردند . استالین : چه کسی؟ کراوتسف: ما در کمیته مرکزی دبیری کمیته اجرایی خود در کرای را به رفیق سیموشکین واگذار کردیم، و او موافقت شعبه کمیته مرکزی را کسب کرد . استالین: چه کسی؟ کراوتسف: نمی توانم بگویم ، من نمی دانم. استالین: متاسفم که نمی گویی ، تو به خطا توجیه شده ای "(Zhukov,Inoy486-7) 114-سرانجام تمام دبیران اول آنچه را که کراوتسف صرفا آشکارا به زبان آورد- نادیده گرفتن قوانین انتخابات مخفی شوروی ، قانونی که خود آن ها در پلنوم های قبلی به آن رای داده بودند، اما هرگز صریحا موافق آن نبودند- انجام داده بودند این نشاندهنده آخرین شکست استالین در این مسئله است، او و رهبری مرکزی برای اصلاحات قانونی و سیستم انتخاباتی دو سال تمام مبارزه کرده بودند. 115- اصلاحات دموکراتیک شکست خورده بود . سیستم سیاسی قدیم به جای خود باقی بود. طرح استالین برای انتخابات رقابتی ، برای همیشه رفته بود ."بدین گونه تلاش استالین وگروه او برای اصلاح سیستم سیاسی اتخاد شوروی با شکست کامل پایان یافت "(Zhukov.Inoy491) ژوکف عقیده دارد اگر استالین از قبول درخواست دبیران اول برای قدرت فوق العاده "تروئیکا" سرباز زده بود، به احتمال قوی اخراج ، بعنوان ضد انقلاب دستگیر و اعدام می شد. "...امروزاستالین می توانست در میان شمار قربانیان سرکوب 1937 باشد و «یادداشت غیر رسمی» وکمیسیون ای.ان.یاکولف نیز چون به ارائه دادخواست برای اعاده حیثیت خود ادامه می داد می توانست به درازا بکشد ." ( Zhukov,kp16Nov.02) 117- لاورنتی بریا در نوامبر 1938 به طور موثری جایگزین یژوف در رهبری nkvd شد."تروئیکا" بر چیده شد .اعدام های فراقانونی متوقف گشت ، و بسیاری از آنهایی که مسئول بسیاری از افراط های وحشتناک بودند خود مورد محاکمه قرار گرفتند واعدام یا زندانی شدند.[26] اما جنگ نزدیک می شد . دولت فرانسه از ادامه حتی ضعیف اتحاد فرانکو-سوویت (اتحاد فرانسه با شوروی) که پیش از این موافقت کرده بودند خودداری کرد («در حالی که » شوروی خواستار اتحاد محکم تری بود). متحدین جکسلواکی را تسلیم هیتلرکردند و فاشیست های لهستانی بدون هیچ مبارزه ای آن را تکه تکه کردند. آلمان نازی با هدف تهاجم علیه شوروی با لهستان فاشیست اتحاد نظامی داشت . جنگ داخلی اسپانیا ، که شوروی در حمایت از آن بسیار کوشیده بود شکست خورد . ایتالیا اتیوپی را مورد حمله قرار داد ، واتحادیه ملل کاری نکرد. فرانسه و بریتانیا آشکارا با پشتیبانی بسیاری از اروپای غربی هیتلر را در حمله به شوروی تشویق می کردند. (Lubianka.B.No.365,Leibowitz) 118- ژاپن ، ایتالیا وآلمان پیمان متقابل دفاعی ومیثاق "ضد کمینترن" داشتند، که هر دو صریحا علیه اتحاد جماهیر شوروی جهت گیری شده بودند. تمام کشورهای مرزی اروپا – لهستان، رومانی، بلغارستان، مجارستان ، فنلاند، استونیا، لاتونیا و لیتوانیا- حکومت های دیکتاتوری و نظامی شبه فاشیستی داشتند. در یک حمله ی ژاپن در ساحل دریاچه خاسان (غازان) حدود 1000 سرباز سرخ کشته شدند. سال بعد حمله بسیار خطرناک تر ژاپن در خالکین گول توسط ارتش سرخ دفع شد . تلفات شوروی ، نزدیک به 17000 نفر از جمله 5500 کشته بود .- جنگی نه چندان کوچک . چون موقعیت جنگ (به سود شوروی) چرخید ، جنگ قاطعی بود و ژاپنی ها هر گز دوباره با شوروی رو در رو نشدند. اما دولت شوروی این پیشرفت را درک نکرد .(Rossiia.ISSSRV Voynakh) 119-دولت استالین بعد از 1938 دوباره برای کاربست سیستم انتخابات دموکراتیک قانون اساسی 1936 تلاش نکرد . آیا این درماندگی بازتاب بن بست ادامه دار بین رهبری استالین و دبیران اول در کمیته مرکزی بود؟ یا این ارزیابی که با نزدیک شدن سریع جنگ ، می توان برای تلاش های بیشتر به سوی دموکراسی چشم انتظار دوران صلح بود؟ مدارک قابل دسترس تاکنونی اجازه استنتاج محکمی را در این رابطه نمی دهد . 120- به هر حال زمانی که بریا جایگزین یژوف در رهبری NKVD شد (رسما در دسامبر 1938، عملا شاید چند هفته قبل تر) جویبار جاری اعاده حیثیت ها آغاز شد . بریا بیش از 100.000 زندانی را از اردوگاه ها و زندان ها آزاد کرد. دادگاه ها تعقیب افراد NKVD را که متهم به شکنجه واعدام های فرا قانونی بودند پیگیری کردند . (THURSTON128-9) قسمت اول پانوشت ها : در زیر تمام پانوشت های قسمت اول این تحقیق را که این آخرین قسمت آن بود جهت اطلاع علاقمندان درج می کنیم .
1 Leon Trotsky's version of Soviet history preceded Khrushchev's, and has dovetailed into it as a kind of "left" version of the latter, though little credited outside Trotskyist circles. Both Khrushchevite and Trotskyist accounts portray Stalin in an extremely negative light; the word "demonize" would scarcely be an exaggeration. On Trotsky, see McNeal. 2 The widespread use of the term "terror" to characterize the period of Soviet history from roughly mid-1937 to 1939-40 can be attributed to an uncritical acceptance of Robert Conquest's highly tendentious and unreliable 1973 work The Great Terror. The term is both inaccurate and polemical. See Robert W. Thurston, "Fear and Belief in the USSR's 'Great Terror': Respose To Arrest, 1935-1939." Slavic Review 45 (1986), 213-234. Thurston responded to, and critiqued, Conquest's attempt to defend the term in "On Desk-Bound Parochialism, Commonsense Perspectives, and Lousy Evidence: A Reply to Robert Conquest." Slavic Review 45 (1986), 238-244. See also Thurston, "Social Dimensions of Stalinist Rule: Humor and Terror in the USSR, 1935-1941." Journal of Social History 24, No. 3 (1991) 541-562; Life and Terror Ch. 5, 137-163. 3 Marxist-Leninist political thought rejects capitalist "representative democracy" as essentially a smokescreen for elite control. Many non-Marxist political thinkers agree. For one example, see Lewis H. Lapham (editor of Harper's Magazine), "Lights, Camera, Democracy! On the conventions of a make-believe republic," Harper's Magazine, August 1996, 33-38. 4 Quoted by Yuri Zhukov, "Zhupel Stalina," Komsomolskaia Pravda Nov. 5 2002. Prof. Getty confirmed this in an email to me. 5 The Party's name was changed to Communist Party of the Soviet Union in 1952. 6 Yenukidze, an old revolutionary, fellow Georgian, and friend of Stalin's, had long occupied a high position in the Soviet government and never been associated with any of the Opposition groups of the '20s. At this time he was also in charge of the Kremlin Guard. Within a few months he was one of the first to be exposed as a member of the plan for a "palace coup" against the Stalin leadership. Zhukov (KP 14 Nov. 02) notes that this must have been especially upsetting to Stalin. 7 Part II, Chapter 3, Article 9 of The Soviet Constitution of 1924, the one in force at this time, gave urban dwellers a far greater influence in society -- one Soviet delegate to 25,000 city and town voters, and one delegate to 125,000 country voters. This was in conformity to the far greater degree of support for socialism among workers, and with the Marxist concept of the state as the dictatorship of the proletariat. 8 This is actually not a law but a "decision of the Central Executive Committee and the Council of People's Commissars" -- i.e. of the legislative and executive branches of government. The fact that it is commonly called a "law" even in scholarship simply shows that most of those who refer to it have not actually read it at all. It is printed in Tragediia Sovetskoy Derevni. Kollektivizatsiia I Raskulachivanie. Documenty I Materialy. 1927-1939. Tom 3. Konets 1930-1933 (Moscow: ROSSPEN, 2001), No. 160, pp. 453-4, and in Sobranie zakonov i rasporiazhenii Raboche-Krest'ianskogo Pravitel'stva SSSR, chast' I, 1932, pp. 583-584.. My thanks to Dr. G·bor T. Rittersporn for this last citation. 9 To build up the economy as quickly as possible after the devastation of the Civil War and subsequent famine, the Bolsheviks permitted capitalism to flourish and encouraged profit-seeking businessmen, though under government scrutiny. This was called the New Economic Policy. 10 Stalin, "Report to 17th P.C.," 704, 705, 706, 716, 728, 733, 752, 753, 754, 756, 758. 11 This is not widely known, nor its significance understood. Our view of Stalin has been largely shaped by those who hated him (McNeal 87). Stalin had been an excellent student at the seminary in Tblisi, Georgia, to which his mother had sent him. Devoting his life from his teenage years to the working-class revolutionary movement, he had never had the opportunity for higher education. But he was highly intelligent, and a voracious reader whose learning ranged from philosophy to technical subjects like metallurgy. Contemporary records attest to his attention to details and thorough knowledge of many technical areas. A Russian scholar who has studied Stalin's library gives impressive figures: 20,000 volumes at Stalin's dacha after the war; many of the 5,500 taken to the Institute of Marxism-Leninism after his death are annotated and underlined. (Ilizarov). Roy Medvedev, who hates Stalin, grudgingly admits Stalin's considerable reading. (Medevedev, "Lichnaia") Many of the people whom he picked as his closest associates reflected this same dedication to self-improvement. Sergei Kirov, Leningrad Party leader and close ally of Stalin's who was assassinated in 1934, was noted for his wide reading in literature. (Kirilina 175). "When Kirov was killed, experts from the investigation photographed everything that could aid the investigation including the top of Kirov's work desk. To the right lay H¸tte's engineering manual, on the left a pile of scientific and technical journals, the top title of which was 'Combustile Shale.' Wide indeed was the sphere of interests of this party worker -- as Stalin's was." (Mukhin Ubiystvo 625) In 1924 Lavrenty Beria, fresh from several years of very dangerous underground revolutionary work, some of it as a Bolshevik infiltrator in violent anti-communist Caucasian nationalist groups, wrote his Party autobiography. His purpose in listing his deeds -- he had been awarded the rank of general at the age of 20 -- was to plead, not for a cushy job, as most "Old Bolsheviks" demanded and usually got, but to be allowed to return to his engineering studies, so he could make a contribution to the building of a communist society. (Beria: Konets Kar'ery, 320-325) 12 Thurston, Chapters 2 through 4, is the best single summary, as of the early '90s, of the evidence concerning the Moscow Trials. This article will not deal directly with these trials, the trial and execution of Marshal Tukhachevsky and other top-ranking military leaders in June 1937, or the interrelationship among all the anti-Soviet conspiracies alleged in them. As documents from the Soviet archives make clear, Stalin and other top Soviet leaders were convinced that the conspiracies existed, and the charges at the Moscow Trials, plus those against the military leaders, were, at least in large part, accurate. 13 Getty notes that CC members pointedly refused to respond to Zhdanov's speech, putting the Chair, Andreev, into confusion ("Excesses"124). Zhukov places less emphasis on this, as Eikhe and other First Secretaries did reply at the next session, while emphasizing the struggle against "enemies." (Inoy 345) 14 For the Resolution, see Zhukov, Inoy 362-3; Stalin, Zakliuchitel'noe. Like the resolution (which remains unpublished), Stalin's speech touches only very briefly on the subject of "enemies," and even then to warn the CC against "beating" everyone who had once been a Trotskyist. Stalin insists that there are "remarkable people" among former Trotskyists, specifically naming Feliks Dzerzhinsky. 15 This volume (Genrikh IAgoda ) consists mainly of investigators' interrogations of Yagoda and a few of his associates, and Yagoda's confessions of involvement in the conspiracy to carry out a coup against the Soviet government; Trotsky's leadership of the conspiracy; and, in general, all that Yagoda confessed to in the 1938 Trial. There is no indication that these confessions were other than genuine. The volume's editors deny that any of the facts cited in the interrogations are accurate, and declare the interrogations themselves "falsified." But they do not give any evidence that this is the case. Jansen and Petrov, p. 226 n. 9, though very anti-Stalin, cite this volume as evidence and without comment. Furthermore, there is good evidence that this was so in fact -- that these conspiracies did exist, that the confessions given at the public trials were genuine rather than coerced, and that the major charges against the defendants were true. Another large volume of primary documents published in 2004 contains a great many NKVD reports of conspiracies and texts of interrogations (see Lubianka B). The most plausible explanation for the existence of all this evidence is that some of it, at least, is true. 16 Called the klubok, or "tangle," by the NKVD investigators at the time and by Russian historians today. 17 No transcript of the June 1937 Plenum has ever been published. Some authors have claimed that no transcript was kept. However, Zhukov quotes extensively from some archival transcript unavailable to others. 18 The order for setting up a "troika" in Eikhe's Western Siberian region exists. Eikhe's request has not been found, but he must have made such a request, either in writing or orally. See Zhukov, "Repressii" 23, n. 60; Getty, "Excesses" 127, n. 64. [19] - Getty, Excesses 131-134 discusses some statistics about this. See Order No.00447. [20] - The sample ballot is reproduced in Zhukov; Inoy, 6th illustration. [21] - As late as February 1, 1956, less than four weeks before his "Secret Speech" to the XX Party Congress, Khrushchev was still referring to Yezhov as "undoubtedly not to blame, an honest man." Reabilitatsia: Kak Eto Bylo. Mart 1953-Febral' 1956 (Moscow, 2000), p. 308. [22] - His resignation was not formally accepted until November 25, 1938; see Lubianka B Nos. 344 and 364. [23] - Khrushchev requested "to execute 20,000 people", Zhukov, KP 3 Dec. 02. Yakovlev's criticism of Khrushchev's massive expulsions is quoted above. Eikhe was arrested in October 1938, tried, convicted, and executed in February 1940. According to Khrushchev, Eikhe repudiated his confession, saying he had given it after being beaten (i.e. tortured). Zhukov's analysis suggests that the real reason for Eikhe's fate may have been his leading role in the mass executions of 1937-38. See Jansen and Petrov, 91-2. The Politburo and January 1938 Plenum began to attack party secretaries who victimized rank-and-file members (Getty, Origins 187-8). The full record of Eikhe's investigation and trial is still classified. A desire to deflect attention and blame away from himself and his fellow First Secretaries of the time is one of the bases of Khrushchev's lies in his "secret speech." [24]- Getty ("Excesses" 132) cites evidence that 236,000 executions were authorized by "Moscow," meaning the Stalin leadership, but that over 160% of that number, or 387,000 people, were in fact executed by local authorities.
[25]
- At the 1938 Moscow Trial Yagoda confessed to involvement in the
plot for a coup d'Ètat against the Soviet government, to the
murders of Maxim Gorky and his son, and other heinous crimes, but
vigorously rejected the prosecution's accusation that he was guilty
of espionage. The fact that the charge of espionage was still raised
over a year after Yagoda had been arrested shows, at least, that the
Soviet government thought he might have given such information to a
foreign enemy (Germany, Japan, Poland). As the head of the Ministry
of the Interior, including the secret police and border police,
Yagoda would have been able to do incalculable harm to Soviet
security if he had given information to foreign governments
مبارزه استالین برای اصلاح دموکراتیک در اتحاد جماهیر شوروی (قسمت اول) مبارزه استالین برای اصلاح دموکراتیک در اتحاد جماهیر شوری (قسمت دوم) |
|
فرهنگ توسعه - ۱۳۸۶ - لطفا مقالهها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید |