شماره 65 - به‌روزرسانی جمعه: 1/04/1386                                                  بازگشت به صفحه اصلی

  سنديكاي كارگري كفاشان:

 

براي بازگشايي مجدد جواب صريحي به ما نمي‌دهند 

 

مريم يگانه

 

 

 انگار بايد اينجا در ايران تمام واژه‌ها و مفاهيم به‌گونه‌اي تغيير شكل دهند تا آن حد كه واژه‌اي همچون سنديكا به كلمه‌اي ممنوعه بدل شود كه عبور از آن به منزله عبور از خط قرمز و بيان مخالفت‌ها تلقي گردد؛ واژه‌اي كه در سراسر دنيا نامي است آشنا كه بر تن تشكل‌هاي كارگري نشسته است.

 اما به‌طور قطع سنديكاها و شايد هرگونه تشكلات صنفي هيچ‌گاه موفق نخواهند شد در كسوت واقعي خود به ايفاي نقش بپردازند تا زماني كه دولت‌ها نقش و كاركرد آنها را بپذيرند و بخواهند كه آنها را همراه بنامند نه رقيب، مشاور بخوانند نه متخاصم.

 در چنين شرايطي است كه نه نقدهاي مصلحانه آنها بر دولت گران خواهد آمد نه اعتراض‌ها و گاه اعتصابات، اما مانع‌تراشي براي نضج گرفتن اين تشكل‌ها اگر چه نزديكترين و ساده‌ترين راه ممكن است اما به طور قطع فريادهاي زير آب را بلندتر و خشن‌تر مي‌كند؛ فريادهايي كه گاه موج‌هاي سنگين اعتراض را به هوا بلند خواهد كرد.

 در ايران كمتر دوره‌اي را سراغ داريم كه سنديكاهاي كارگري بدون دست‌اندازي دولت در قلمرو آنها ادامه حيات دهند.

 اگر سنديكاليست مغضوب سياستمداران حاكم شدند، پيش از انقلاب نيز حكومت وقت مانع گسترش آنها مي‌شد، اگر پس از انقلاب به اين جرم كه سنديكا مدلي الگوبرداري شده از غرب است يكي پس از ديگري با تعطيلي مواجه شدند قبل از انقلاب نيز به جز دوره‌هاي بسيار كوتاه بعد از كودتاي 28 مرداد هيچ‌گاه نتوانستند آنچنان كه بايد و شايد خود را به سيستم حاكم تحميل كنند اما هنوز رگ و پي كارگران صنوف مختلف از اميد به تشكيل سنديكا ديده مي‌شود.

 واژه «سنديكا» و سنديكاليست هر چند هم كه با ممنوعيت عرفي‌ـ نه قانوني‌ـ روبه‌رو باشد، همچنان هنوز هست و حضور دارد.

 

 سنديكاي كارگري كفاشان تهران

 

 سنديكاي كارگري كفاشان به همراه سنديكاي كارگري چاپخانه‌داران و ناشرها جزو نخستين سنديكاهايي بودند كه در ايران شكل گرفتند. خيابان لاله زار، خيابان نظام‌آباد و خيابان ظهيرالاسلام از جمله نقاطي است كه در آن مي‌توان از سنديكاي كارگري كفاشان سراغ گرفت؛ تشكلي كه زماني آنقدر گسترش يافته بود كه در عين داشتن دفتري در خيابان ظهيرالاسلام شعبه‌اي در بازار براي كارگران بازار ايجاد كرده بود اما اكنون فقط در حد نام زنده است.

 تشكلي كه همانند بسياري از سنديكاهاي كارگران در سال 63 با بسته شدن روبه‌رو شد. «جواد مهران‌گهر» عضو هيات‌مديره سابق اين سنديكا در مورد علت بسته شدن اين سنديكا مي‌گويد: «با وقوع انقلاب فرهنگي و بسته شدن دانشگاه‌ها انبوهي از دانشجويان رها شده از تحصيل كه امكاناتي نداشتند جذب كارهاي صنعتي شدند و با توجه به اينكه در بلاتكليفي به سر مي‌بردند بسياري از آنها ترجيح دادند به كاري مشغول شوند، دخترها بيشتر جذب كارهاي بافندگي،‌ سوزندگي و خياطي و پسرها جذب كفاشي شدند.

 آن موقع به ما گفتند سنديكا از حالت كارگري خارج شده در حالي كه اين گروه هم در آن زمان كارگر محسوب مي‌شدند، كار مي‌كردند و مزد مي‌گرفتند.

 «مهران‌گهر» تاكيد مي‌كند: اگر هم قرار بود سنديكا بسته و تطعيل شود، مطابق مفاد اساسنامه مي‌بايست مجمع عمومي تشكيل مي‌شد و در راي‌گيري و با تصميم خود اعضاي سنديكا اين اتفاق مي‌افتاد.

 سنديكاهاي كارگري اگرچه پيش از پيروزي انقلاب اسلامي ايران فعال بودند اما در آن دوره هم با محدوديت‌هايي مواجه شدند، چنانچه مهران‌گهر مي‌گويد: در آن زمان نيز دستگاه حاكم سنديكاها را در وضعيت محدودي نگه داشته بود و اجازه توسعه نداشتند، به نحوي كه عملا اتحاديه سنديكاهاي كارگري هيچ‌گاه تشكيل نشد.

 وي در مورد علت اين موضوع معتقد است: وقتي خردجمعي توسعه مي‌يابد تبديل به نيروهايي مي‌شود كه ممكن است مشكلاتي را براي دستگاه حاكم به وجود آورد، اينچنين شد كه دستگاه حاكم تلاش كرد سنديكا را در احزاب حل كند در حالي كه ما مخالف اين موضوع بوديم.

 سنديكاي كارگري كفاشان، روزي چنان وسعتي پيدا كرده بود كه با ايجاد كميسيون‌هاي مختلف فعاليت‌هاي جانبي بسياري انجام مي‌داد؛ كميسيون تبليغات، ورزش، جوانان، كميسيون رسيدگي به شكايات و تشكيلات مالي از جمله شاخه‌هاي فعال در اين سنديكا بود و شايد به دليل همين گسترش فعاليت‌هاي سنديكا بود كه كارفرماها دست به حركتي زدند به نام حركت «حجره‌داري». به اين ترتيب بخشي از مسووليت خود را به عهده حجره‌دارها قرار دادند. هر مغازه‌‌داري براي خود كارگاه كوچكي داشت.

 با باب كردن حجره‌داري بود كه كارگرها به صورت متفرق و چند نفري كارگاه كوچكي از كارفرما تحويل مي‌گرفتند؛ اقدامي كه اگرچه در اوايل كار از سوي كارفرماها مورد حمايت قرار مي‌گرفت و لوازم اوليه كار كفاشي را در اختيار كارگاه‌ها قرار مي‌دادند اما به مرور اين حمايت‌ها نيز برداشته شد و همگي آنها به عهده خود كارگران قرار گرفت. اينچنين بود كه «سري‌دوزي» باب شد.

 مهران‌گهر با اشاره به اينكه در حال حاضر بسياري از كارگران سري‌دوز شده‌اند، مي‌گويد:«حجره‌داري كارگرها را پراكنده كرد، اوايل پيروزي انقلاب سري‌دوزها كه به نحوي برخوردار از ابزار توليد شده بودند ديگر نمي‌توانستند در اتحاديه كارگري بمانند و به نحوي كارفرما شده بودند، به سمت اتحاديه كارفرمايي رفتند تا سر و ساماني به كار خود بدهند كه اين اتحاديه نيز با عضويت آنها مخالفت كرد.»

 مهران‌گوهر در مورد فعاليت‌هاي سنديكا در دوره فعاليتش مي‌گويد:«در ابتدا تلاش كرديم مواردي از قانون كه حق كارگران است را به صورت محدود در صنف برقرار كنيم پس از آن به دنبال اجراي بيمه‌هاي اجتماعي بوديم كه با مخالفت شديد كارفرما مواجه شديم.

 دستگاه‌ حاكم نيز از آنها حمايت مي‌كرد، بيمه‌هاي اجتماعي در آن زمان يك نوع طبقه‌بندي داشت كه بيمه به صورت بيمه‌هاي 13درصد، 18 درصد و 21 درصد بود، بيمه‌هاي 13 درصد خدمات سرپايي ارائه مي‌داد، 18 درصد كمي بهتر بود و 21 درصد كامل‌ترين پوشش بيمه‌اي را ارائه مي‌كرد.

 اتحاديه صنف طرفدار اجرا شدن بيمه 13 درصد بود، ما مدافع 21 درصد بوديم و در پايان با چانه‌زني بسيار موفق شديم بيمه 18 درصد كه خط ميانه اين دو بود را براي كارگران كفاش فراهم كنيم.

 عضو هيات‌مديره سابق سنديكاي كارگران كفاش تهران همچنين از ماده 23 قانون كار در آن زمان نام مي‌برد و ادامه مي‌دهد: آن زمان براساس اين ماده قانون كارفرما اختيار اخراج كردن كارگران را داشت و به راحتي و به هر دليلي مي‌توانست آنها را اخراج كند.

 اين موضوع يكي از دغدغه‌هاي سنديكا بود كه هم تلاش مي‌كرد كارفرما نتواند از اين ماده استفاده كند و هم كارگران اخراجي را بازگشت به كار دهد.

 وي در عين حال مي‌گويد:«در غياب سنديكا، كارگران به صورت موردي براي حل مشكل خود به وزارت كار مراجعه مي‌كردند، در عين حال كه بيشتر آنها آنقدر درگير مشكل تامين معاش هستند كه نگراني از فشارهاي زندگي و بيكاري در بسياري مواقع آنها را از پيگيري خواسته‌هايشان و شكايت از كارفرما بازمي‌دارد اما سنديكاي كارگري كفاشان در مدت حضور خود واسطه‌اي بين كارگر، كارفرما و دولت بود چنانچه در مدت فعاليت خود موفق شد مواردي از قانون كار از جمله تعطيلات رسمي عيد و تابستان و حق اخراج را براي كارگران صنف خود برقرار كند.

مهران‌گهر در مورد فعاليت‌ دوباره اين تشكل براي احياي مجدد مي‌گويد:« تلاش ما اين است كه بتوانيم حتما به صورت قانوني فعاليت كنيم، در عين حال كه بر اساس قوانين سازمان بين‌المللي كار افراد با دور هم جمع‌شدن مي‌توانند به راحتي تشكلي را رسميت ببخشند.

 وقتي سنديكا رسما پذيرفته شود، كارگر بهتر مي‌تواند پيگير دغدغه‌هاي خود شود به عنوان مثال خود من 53 سال به صورت مداوم كار كردم. در سن 61 سالگي بازنشسته شدم اما با حق بيمه‌اي كه كارفرما پرداخت كرده بود تنها 10 سال سابقه كار دارم،‌فكر مي‌كنيد اين مسائل نياز به حمايت ندارد؟»

 وي اضافه مي‌كند: به اعتقاد من بايد تشكل‌هاي مختلف مثل سنديكا، انجمن صنفي و... وجود داشته باشد و خود كارگر دست به انتخاب بزند كه مي‌خواهد به عضويت كدام يك درآيد.

 مهران‌گوهر در مورد اينكه در پيگيري‌ها براي بازگشايي مجدد سنديكا چه پاسخي شنيديد، مي‌گويد؟« نه به صراحت به ما مي‌گويند سنديكا قانوني است و نه مي‌گويند غيرقانوني است اما كار خود را مي‌كنند و همين آقايان در عين حال در جلسات ILO شركت مي‌كنند كه تشكيل تشكل‌هاي صنفي بر اساس قوانين آن جزو بديهي‌ترين حقوق افراد يك كشور است

 

روزنامه هم میهن

 

فرهنگ توسعه - ۱۳۸۶ - لطفا مقاله‌ها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید