![]() |
|
شماره 65 - بهروزرسانی جمعه: 1/04/1386 بازگشت به صفحه اصلی |
|
خروشچف
احسان طبری
نام نیکیتا سرگهیهویچ خروشچف را نخستین بار در یک سخنرانی انتخاباتی استالین در سالهای سی خواندهام. استالین میگوید، نیکیتا سرگهیویچ عزیز ما گفت: «برو یک نطق خوبی بکن!» جالب بود که در دوران قدرت کامل استالین، یکی از اعضای هیات سیاسی با او چنین خودمانی صحبت میکند و استالین او را عزیز میخواند. آن موقع خروشچف دبیر اول حزب اوکرائین بود و گویا در مبارزه با مخالفان استالین نقشی داشت. هنگامی که برای جنازهی استالین قصد داشتیم برای بار دوم پاس بایستیم، در دهلیزی منتظر نوبت خود بودیم. اعضای هیات سیاسی حزب کمونیست شوروی که ما آنها را از عکسشان میشناختیم یا در میدانها دیده بودیم (مانند مولوتف، بوکانین، کاگانویچ،مالنکوف و دیگران) از برابر ما میگذشتند ولی به ما چند ایرانی توجهی نمیکردند، تنها وقتی خروشچف رد میشد، کلاه قرهگل سیاه خود را برداشت و با صدایی رسا گفت: سلام! رفقا... دیری نگذشت که مالنکوف عوض شد و خروشچف با تعجب ما جای او را گرفت. داوری در بارهی خروشچف و سیاست داخلی و خارجیاش در حد من نیست. سخن بر سر دیدارهایی است که خود با او داشتهام و حق دارم از آنها صحبت کنم. در سال 1959 من بر راس یک هیات نمایندگی حزب در کنگرهی رومانی شرکت جستم. رفقا دکتر جودت، عضوهیات سیاسی و استاد سابق دانشکدهی فنی، و رفیق خیامی، از رهبری فرقهی دموکرات آذربایجان، عضو هیات بودند. در این کنگره که در زمان حیات گئورگیدژ رهبر حزب کمونیست رومانی بود، هیات نمایندگی شوروی به ریاست خروشچف دبیر اول حزب شرکت کرد. علت آن بود که خروشچف بر آن بود که باید اختلافاتی را که چینیها در جلسهی بینالمللی اتحادیهها در پکن رو کرده بودند، در این کنگره بر افکار عمومی جهان آشکار ساخت، زیرا پرده پوشی دیگر معنا نداشت. هیات نمایندگی چین به ریاست پنجن شهردار پکن بود. کانشن وزیر امنیت نیز با او بود. پنجن از دوستان نزدیک لیوشائوچی بود و با شوروی رفتاری معتدل داشت. کانشن از سرسپردگان مائوتسهدون بود و نسبت به شوروی خصومت میورزید و او را گویا برای کنترل پنجن فرستاده بودند. پس از ختام کنگره، گفته شد که جلسهی سری برای بررسی اختلافات دو حزب کمونیست چین و شوروی ادامه خواهد یافت. قبل از جلسه دوستان شوروی به رهبری پاناماریوف نظر خود را دربارهی مسایل برای هیاتهای نمایندگی بیان داشتند. قرار شد هیاتهای نمایندگی اظهار نظر کنند. من نهمین سخنران جلسه بودم. با حفظ نهایت ادب به حزب کمونیست چین، با نظر حزب کمونیست شوروی که برملا کردن اختلافات را بهناگاه در جلسهی اتحادیهای در پکن مجاز نشمرده و نادرست دانسته بود، موافقت کردم و گفتم محل طرح اختلاف در درجهی اول بین دو حزب مربوطه است یا با احزاب برادری است که به حکمیت دعوت شوند و نه هر جلسهی اتفاقی. خروشچف یکبار به هنگام غذا و بار دیگر به هنگام عزیمت هیات نمایندگی شوروی در برخورد با من اظهار محبت کرد. در میدان هوایی، جلوی دیگر هیاتهای نمایندگی، با دیدن من، نزدیک شد و دست داد و گفت: «آه همسایهی ما! به زودی مردم ایران شاه و شاهین (به روسی یعنی ملکه) و همهی این نوع زبالهها را جارو خواهند کرد.» این در ایامی بود که ایران به دستور آمریکا انعقاد قراردادی را با شوروی رد کرد و بلندگوهای تبلیغاتی در مرز علیه شوروی کار گذاشته شده بودند این برخورد دیگری بود با خروشچف. البته رهبر شوروی را بار دیگر به هنگام سخنرانی در میدان بزرگ شهر لایپزیک به عنوان یک تماشاگر ساده دیدم ولی آخرین دیدارم با او در تالار سنژوژ در سال 1960 بود. من عضو هیات نمایندگی به ریاست دبیر اول بودم و در جریان جلسه شاهد برخوردهای خروشچف از سویی و دنسیائوپین (سخنگوی هیات نمایندگی چین) و انورخوجا از آلبانی از سوی دیگر بودم. هیات نمایندگی چین به صد نفر بالغ میشد و بر راس آن لیوشائوچی قرار داشت، ولی این جلسه به آشتیکنان ختم شد و بهنظر رسید که فاجعه خاتمه یافته است. در ضیافت پس از جلسه خروشچف سخنرانی پر هیجانی در بارهی تز خود پیرامون ضرورت پیشی گرفتن از جهت سطح زندگی بر آمریکا برای اثبات حقانیت سوسیالیسم کرد. وی گفت وقتی در آمریکا بود دیده بود در دیترویت آمریکا کارگران با اتوموبیل خود سر کار میآیند و حتا عضو اتحادیه نیستند زیرا با نیمی از حق عضویتی که باید به اتحادیه بدهند، سرمایهداران برای آنها کلیهی وسایل استراحت را فراهم آوردهاند. این کارگر گوشش به استدلالات ما کر است زیرا سطح زندگی در کشورهای ما نازلتر است و در اشاره به اولبریشت که در کنارش نشسته بود گفت که رفیق اولبریشت سخنان زیبای بسیاری در بارهی سوسیالیسم میگوید ولی حریف غربیاش آدنائور گوشش بدهکار نیست زیرا سطح زندگی در غرب قریب دو برابر شرق است. ظاهرا سخنانش منطقی بهنظر میرسید ولی بسیاری از مستمعان او این تز را نوعی خلعسلاح معنوی شوروی میشمردند و حق هم با آنها بود. زیرا اگر شوروی میخواست دنبال سطح زندگی برود بدون آنکه در این نبرد قادر باشد از عهدهی آمریکا برآید، مجبور بود از سرعت ترقی صنعت و علم و دفاع از کشور خود بسی بکاهد. با تحول توازن نیروها به زیان شوروی، حریف امپریالیستی، بیمحابا ارادهی سیاسی خود را در صحنهی جهانی تحمیل میکرد. آری سوسیالیسم باید به دنبال ایجاد سطح عالی زندگی برود ولی فقط در شرایط تحکیم صلح و رفع خطر جنگ. پس از روی کار آمدن برژنف، تز اولویت سیاست حفظ دستاوردهای انقلابی که در زمان لنین و استالین با پیگیری دنبال شد، باز جای شایستهی خود را گرفت و شوروی توانست توازن نیروها را در جهان تغییر دهد. من سر میز با یکی از اعضای هیات سیاسی بلغارستان که داماد دیمیترف بود نشسته بودم: مردی جسیم با ابروهای بلند و بینی سرگنده. از او پرسیدم: نظرتان در بارهی این استدلال رفیق خروشچف چیست؟ او که به داشتن تمایلات استالینگرایانه متهم بود، شانهها را بالا انداخت و گفت: - چه میتوانم عرض کنم!؟ در شعاع خیرهکنندهی جارهای بسیار بزرگ تالار سنژوژ و تلالو ستونهای مرمر و خطوط طلایی، سکوتی اندیشناک حکمفرما بود. فردا که ما همهی هیاتهای نمایندگی عکس دستهجمعی گرفتیم و عکاس این همه رجال نامی را با میل خود پس و پیش میکرد. خروشچف با صدای بلند گفت: - این اربابی است از همهی ما مقتدرتر!
گرفته از: کتاب «از دیدار خویشتن»، نشر بازتاب نگار، ص 75
|
|
فرهنگ توسعه - ۱۳۸۶ - لطفا مقالهها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید |