شماره 65 - به‌روزرسانی جمعه: 1/04/1386                                                   بازگشت به صفحه اصلی

آفريقا، سرزمين عجايب طبيعي و سياسي

 

سيامک طاهري

 

 

 

آفريقا سرزمين عجايب؛ قاره يي با جنگل هاي انبوه و درهم، سرزمين نفت، گاز، الماس، طلا، قهوه، کاکائو، نقره، اورانيوم، مس، آهن، منگنز، روي، کبالت، قلع؛ سرب، زغال، سنگ، کولتان، سنگ آهن، الوار، برده و... جنگ هاي قبيله‌يي و کشتار هاي دسته جمعي. سرزمين ايدز و مالاريا. قاره يي با بيش از 244/30کيلومتر مربع و 800 ميليون نفر جمعيت. با طبيعتي زيبا و زمين هاي مستعد کشاورزي.

آيا براي اين سرزمين راه برون رفتي از دور تسلسل بدبختي و فلاکت؛ بيماري و مرگ؛ جنگ‌ها و نابودي متصور است. بي گمان پيشرفته ترين کشور اين قاره؛ آفريقاي جنوبي است. اکثريت مردم اين کشور ساليان متمادي در زير سلطه نژادپرستان زجر کشيدند و شکنجه شدند. تا وقتي که هنوز سايه جنگ سرد بر سر جهانيان حاکم بود کشورهاي غربي از جمله امريکا، انگلستان و آلمان غربي به بهانه خطر کمونيسم از اين کشور حمايت مي کردند. با فروپاشي شوروي و ديگر کشورهاي متحد آن رژيم نژاد پرست آفريقاي جنوبي که در اين ميان به بمب اتمي نيز دست يافته بود ديگر نه تنها مورد نياز نبود؛ بلکه جز آبروريزي سود ديگري نداشت و بايد مي رفت.

اما پيش از رفتن لازم بود تا تکليف سلاح هاي اتمي اين کشور مشخص شوند. افتادن اين سلاح ها به دست نيرو هاي انقلابي کنگره ملي آفريقا مي توانست از اين کشور نيروي قدرتمندي بسازد که با توجه به پيشينه حمايت نيروهاي غربي از نژاد پرستان ممکن بود براي آنان دردسرساز شود به خصوص که اين سازمان با کمونيست هاي آفريقاي جنوبي اتحادي مستحکم داشت. اين حزب هم اکنون در حکومت با کنگره ملي آفريقا شريک است. پس رژيم آفريقاي جنوبي را زير فشار قرار دادند تا اين نوع سلاح هاي خود را نابود کند. سپس با يک برنامه ريزي دقيق و به وسيله ميانجيگراني طي مراحلي قدرت را به کنگره ملي آفريقا واگذار کردند. اما نلسون ماندلا و يارانش نيز نشان دادند که در عرصه سياسي بازيگران ماهري هستند. آنان با تشکيل کميته هاي حقيقت ياب؛ پس از به دست گرفتن قدرت؛ همه دولتمردان و ماموران حکومت نژاد پرست را مجبور کردند تا در ازاي آزادي خود و خودداري حکومت جديد از محاکمه آنها همه جنايت هاي خود را بازگو کنند. کمي پيش تر کشورهاي آنگولا و موزامبيک و گينه با استفاده از ضعفي که در نتيجه جنگ ويتنام حاصل شده بود توانسته بودند در نبردي خونين از قيد آخرين بازمانده استعمار يعني پرتغال برهند. اما اين دو کشور نخست مجبور شدند تا ساليان متمادي با ضد انقلابيوني که از سوي کشورهاي غربي تجهيز مي شدند بجنگند.

هم اکنون آنگولا در همراهي و هماهنگي تنگاتنگ با چين و در نتيجه استخراج نفت توانسته است به يکي از بزرگ ترين رشد هاي جهان دست يابد. از ديگر کشورهاي همجوار بايد از زيمبابوه نام برد. در اين کشور هم رژيمي همانند آفريقاي جنوبي برقرار بود. مردم اين کشور نيز سرانجام موفق شدند تا با مبارزه مسلحانه به آزادي دست يابند. به دستور رابرت موگابه زمين هاي 4هزار نفر از سفيدپوستان اين کشور بين سياهان تقسيم شد. اين کشور هم اکنون دچار تنش هايي بين هواداران دولت و نيروهايي است که از سوي کشورهاي غربي به خصوص انگلستان حمايت مي شوند. انگلستان که بزرگ ترين مدافع رژيم نژاد پرست سابق اين کشور بود، با تقسيم زمين هاي سفيدپوستان مخالف است. دولت آفريقاي جنوبي مي کوشد تا بين طرفين ميانجيگري کند. کمي آن سوتر کشورهاي زامبيا و تانزانيا قرار دارند. در اين دو کشور گرايش هاي ملايم چپ حاکم است. تانزانيا از اولين متحدان چين در آفريقا بود. راه آهن سراسري اين کشور به وسيله چيني ها و در اوج جنگ سرد ساخته شد. در سال هاي اخير روابط چين و کشورهاي آفريقايي گسترش بي سابقه يي يافته است.

روابط کشورهاي نامبرده نسبتاً گرم بوده و آنها هسته اصلي اتحاديه آفريقا را تشکيل مي هند

در ميانه آفريقا کشور رواندا قرار دارد که به علت جنگ هاي قبيله يي مدت ها مورد توجه رسانه ها قرار گرفته بود. اين کشور از دو قبيله هوتو که اکثريت و توتسي که اقليت مردم اين کشور بودند تشکيل شده بود. هوتو ها مورد حمايت فرانسويان و توتسي ها از حمايت امريکاييان برخوردار بودند. حکومت نيز در دستان هوتوها بود و توتسي ها شورشياني بودند که با حملات ايذايي خود باعث خشم دولت مرکزي مي شدند. در شمال آفريقا وضع اما به گونه يي ديگر جريان دارد. در سومالي سال ها است که جنگ دولت مرکزي با شورشيان دارفور که از حمايت کشورهاي غربي برخوردارند با شدت و خشونتي بي سابقه از دو سو جريان دارد. جنگي که بايد آن را جنگ بين بنيادگراهاي مسيحي و مسلمان ناميد. کمي آن سو تر جنگ داخلي در سومالي به مداخله نيروهاي اتيوپي انجاميده است. نگاهي کوتاه به مناطق درگير جنگ نشان مي دهد که تمامي اين مناطق از منابع سرشار معدني برخوردارند. آيا از وراي اين همه خشونت مي توان آينده يي براي اين قاره متصور شد. بزرگ ترين مايه خوش بيني سازمان اتحاديه آفريقا است. در کنار آن بايد از مشي و رفتار منطقي دولت آفريقاي جنوبي نام برد. همگرايي دولت ها در جنوب آفريقا (آفريقاي جنوبي، آنگولا، موزامبيک، گينه، زامبيا و...) تا حدودي ناشي از اين مشي منطقي است. اما نبايد از نظر دور داشت که آفريقا از ديگر قاره ها در اين امر عقب تر است. از ديگر مايه هاي اميدواري براي آفريقا توجه چين به اين منطقه است. چين قصد دارد جدا از سرمايه گذاري هايي که تاکنون در اين قاره انجام داده است 20ميليارد ديگر در پروژه هاي زيرساختي و تجاري اين قاره سرمايه گذاري کند. اکنون که بسياري از کشورهاي آفريقايي تمايلي به وام گرفتن از بانک جهاني ندارند چين فرصت را غنيمت شمرده تا نقش اين نهاد را در اين قاره ايفا کند.

 

برگرفته از: اعتماد

فرهنگ توسعه - ۱۳۸۶ - لطفا مقاله‌ها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید