![]() |
|
شماره 66 - بهروزرسانی یکشنبه: 3/04/1386 بازگشت به صفحه اصلی |
|
مقدمه ای بر قضیه ی نهضت جنگل
(4) رسول مهربان
مرحوم کوچک پور در فصل (کودتا در انزلی ) می نویسد بعد از یک هفته ورود به انزلی یک شب ساعت دوازده شب سید محمد خان فلاح دنبال من فرستاد من فوری بمنزلش رفتم آقای علی آقا مطبوعاتی مدیر اتحاد ، نامه ای از طرف میرزا آورده بود دستور این بود که نامه ها را که به عنوان من و سید محمد خان نوشته بودند بما تسلیم دارد . نامه میرزا را باز کردیم نوشته بود محرمانه (( نایب اول صادق خان کوچکی و سید محمدخان هر دستوری حامل نامه می دهد به منزله دستور من است و انجام آنرا از شما انتظار دارم دستور این بود که ظهر فردا شنبه در انزلی باید کودتا شود . مشیری رئیس دارائی و محمدخان کرد باید ساعت دوازده ترور شوند و در صورت امکان شهر از دست کمونیست ها خلع شود کشتی جنگی روسها در اختیار ما خواهد بود و احتیاج به اسلحه و کمک داشته باشیم به آنجا مراجعه کنیم . ما سه نفر به شور پرداختیم اول نیروهای خود را سنجیدیم سید محمد خان گفت که فقط 7 نفر مجاهد دارد بقیه نفرات که در حدود شصت نفرند به مرخصی رفته اند و جمع آوری آنها سه روز وقت لازم دارد من گفتم که چهل نظامی دارم و در حدود یکصد نفر داوطلب، میرزا دستور داده بود مشیری ترور شود، مشیری که رئیس اداره دارائی انزلی و از مخالفین سر سخت جنگل بود و حاکم شهر هم محمد کرد بود مشیری به رشت رفته بود تا ظهر منتظر بودم طبق قرار و دستور میرزا می بایست سر ساعت دوازده ظهر عملیات ترور شروع شود برای ترور مشیری چهار نفر را تعین کردیم ساعت دوازده نزدیک می شد و سر ساعت دوازده می بایستی عملیات شروع شود مشیری هم نیامده بود از نزدیکان او تحقیق کردیم رشت رفته بود ساعت دوازده صدای تیر به گوش رسید نفرات ، خود را در محوطه شهربانی به من رسانیدند به اتفاق به خیابان آمدیم مردم متوحش بودند صدای تیر هر دقیقه زیادتر می شد معلوم شد مامورین سید محمد تولمی ]از مامورین سری میرزا کوچک خان [برای حاکم شهر تیر اندازی می کنند ولی تیر اصابت نکرده حاکم و همراهان او تیراندازی می کنند اول کاری که کردم جان چهار تن نفرات سید محمد را نجات دادم من و همراهانم دسته جمعی به طرف باغ عمید همایون به راه افتادیم صادق خان کوچک پور در ادامه حادثه به آنجا میرسد که فرار کردیم و بدون آنکه از عملیات کودتا نتیجه ای بگیریم با هزار مصیبت و سختی خود را از راه مرداب انزلی به نرگستان رساندیم گزارش مفصل تهیه و برای میرزا فرستادم . میرزا در پسیخان بود قوا از رشت عقب نشینی کرده در آنجا متمرکز بود . میرزا در جواب گزارش من نوشت فوری به پیربازار حرکت و آنجا را تصرف کن چون قصد حمله مجدد به رشت را دارم شما هم از راه پیر بازار خود را به رشت برسانید شرح و تفصیلی که صادق خان کوچک پور می نویسد طولانی است و خلاصه آنکه طرح کودتا علیه انقلابیون بندر انزلی و رشت با شکست مواجه می شود و میرزا به جنگل عقب نشینی می کند و به کسما می رود صادق خان هم از راه های سخت و صعب العبور خود را به پسیخان میرساند میرزا در عمارت پسیخان مرا دید و خوشحال شد ......... معلوم شد علی دیلمی به لاهیجان رفته که آنجا هم فرماندار لاهیجان را که از انقلابیون بود ترور کنند که موفق نشدند ........ صادق خان ادامه میدهد در راه سگی دست مرا گاز گرفت که هار بود باند پیچی کردم و به نزد میرزا برگشتم میرزا گفت فوری با درشکه من به صومه سرا برو آقای سید حبیب اله مدنی آنجاست آنها سادات خوبی هستند دستت را دعا می زنند نوروز بیک افسر توپخانه از شنیدن حرف میرزا خندید و گفت هاری یکی از امراض خطرناک است در قفقاز شهر تفلیس مریض خانه مخصوص هاری است خوب است آنجا روانه کنید میرزاجواب داد که من عقیده به این سادات دارم و مکرر دیده ام که معالجه کرده اند تاکید کرد فوری حرکت کنم صادق خان کوچک پور شرحی در مورد معالجه هاری توسط سید حبیب مدنی می نویسد و در نهایت نتیجه می گیرد که با خواندن آیات و نوشتن آیاتی با خون روی یک تکه نان و خوردن نان و ماستک و مگس مخصوص معالجه شد و در جنگ شرکت کرد . نتیجه مهم و قابل توجه ای که از نوشته صادق خان کوچک پور بدست می آید ، اقدام به کودتای میرزا در انزلی و لاهیجان و حمله به شهر رشت و شکست کودتا و بعد هم واقعه ملاسرا و فروپاشی نهضت است. نگاه شود به صفحه های 68 الی 79 کتاب نهضت جنگل صادق خان کوچک پور.(××) آنچه از نوشته های صادق خان کوچک پور و تاریخ انقلاب جنگل نوشته مرحوم گیلک بدست می آید این است که دولتیان مقیم تهران و همدستان آنها که در هیت اتحاد اسلام گیلان نفوذ داشتند با استفاده از روحیه مذهبی میرزا موفق شدند تا اختلاف عظیمی ایجاد کنند و چپ روی احسان اله خان بهانه ای شد برای ایجاد یک کودتای خونین، این که می نویسم چپ روی احسان اله خان را بهانه ایجاد چنین حادثه اسفناکی کرده اند این است که با آمدن زنده یاد حیدر عمو اوغلی و تشکیل هیت رهبری اجرائی جدید دست احسان اله خان از کار کوتاه شده بود اختیار کارها بشرحی که صادق خان کوچک پور می نویسد بدست میرزا و حیدر عمو اوغلی قرار داشت و در انتخابات همه به ریاست و رهبری میرزا رای دادند اما میرزا از آمدن به رشت خودداری می کرد و علاقمند به حضور در جنگل بود و ملاسرا را برای تشکیل جلسه معین کرده بود. امتناع میرزا از آمدن به رشت و از سرگیری کار دولت و ایجاد یک نیروی مشترک برای حمله به تهران و برداشتن موانع از سر راه حکایت از تعلل و تعهد میرزا عقل منفصل او یعنی میرزا محمدی انشائی داشت و مخالفین قدرتمند و حیله گر انقلاب که این زمان در جنگل در حمایت میرزا حضور داشتند ( مانند ژنرال کارگا رتلی و نظامیان فراری از انقلاب شوروی) میرزا کوچک خان را کاملاً مرعوب و مجذوب خود کرده بودند و در نتیجه ماشین انقلاب و جنبش گیلان از تحرک و پویائی و حرکت به تهران متوقف شده و مقدمات جنگ داخلی در درون جنبش فراهم گردید و سردار سپه توسط همان ژنرال های روسی که در پناه میرزا کوچک خان بودند و کلنل ثقفی فرمانده کل قوای جنگل و حسن خان معین الرعایا و عبدالحسین شفائی و سعداله درویش کاملاً از اوضاع داخلی جنگل مطلع بود و برنامه هماهنگی برای محو و نابودی نهضت جنگل را آماده می کردند ترور انقلابیونی که در لاهیجان و بندر انزلی بودند بدستور محرمانه میرزا کوچک خان و همزمان با واقعه فاجعه بار ملاسرا توسط نقشه کشی های خواهرزاده میرزا و معین الرعایا و کلنل ثقفی و عبدالحسین شفائی و موافقت میرزا کوچک خان با اجرای آن بشرحی که مرحوم گیلک می نویسد همه و همه کار جنبش جنگل را سریعاً به نابودی می کشاند و این حقیقت در سالهای 1369 و1375 یعنی پس از انتشار کتابهای خاطرات صادق کوچک پور و محمد علی گیلک از پرده اسرار بیرون آمد و فاش شد 14- بطور یقین شاپور رواسانی در زمان نوشتن تز دکترایش برای دولت آلمان فدرال که مشتاق اسناد و کتابهای ضد شوروی و ضد سوسیالیستیی بود از حقیقت ماجرای محو و نابودی جنگل بی اطلاع بود و پایه تحقیق به اصطلاح آکادمیک خود را بر اساس انتقاد از حزب عدالت و حزب کمونیست و مسئله همزیستی مسالمت آمیز شوروی با دولت انگلستان نوشته است. اسنادی که آقای رواسانی در نوشتن کتاب نهضت جنگل مورد استفاده قرار داده است دارای اعتبار نیست و بیشتر از نویسندگان ضد شوروی و فراریان از انقلاب شوروی که به انگلستان و فرانسه پناهنده شده بودند اقتباس شده است و بر اساس آن گزارش های موهوم خود به تفسیر و نظریه پردازی دست زده است شاپور رواسانی به اساس و هدف اصلی انقلاب اکتبر در فاصله سالهای 1917 تا 1922 بی توجه است و نمیداند که برای دولت نوبنیاد شوروی، هدف اصلی و اساسی ، صلح با متجاوزین و قوای آنتانت و آلمان بود و این از عجایب حوادث جهانی است که دولت لنین هم می بایست با دولت امپراتوری آلمان که تا دروازه های مسکو پیش آمده بود صلح کند و مقدمات سریع خروج آنها را حتی با دادن امتیازات بسیار فراهم نماید که قرارداد برست لیتوسک سندی است که هر محقق در انقلاب شوروی میباید به آن توجه کند و هم می بایست با نیروهای مخالف امپراتوری آلمان یعنی گروه دول متحد و متفق انگلستان – فرانسه و آمریکا ضمن جنگ و مقابله و ستیز مسئله مذاکره و صلح و خروج از سرزمین روسیه شوروی را ادامه دهد و هم با امپراتوری عثمانی و دولت اطریش و ایتالیا و ژاپن مقابله نماید و هم با دولت وثوق الدوله که از جبهه جنوب شوروی به خاک دولت نوبنیاد شوروی حمله کرده بود مقابله کند ، در ان معرکه نفس گیر که بهیجوجه در دنیا سابقه و نمونه ای نداشته است می بایست کار نجات مردم خود را از گرسنگی و عوارض جنگ سر و سامان بدهد و در تمام این مدت لحظه ای از امور معیشتی جامعه و تعهدی که برای دهقانان و کارگران و محرومین داشت غفلت نکند و اجرای تعهدات دولت انقلابی را برنامه ریزی کند دولت شوروی یک تنه با تمام دنیا در مقابله بود . و در این معرکه خونین فقط از حمایت طبقات دهقانان و کارگر و روشنفکران مردم دوست روسیه و اروپا و ایران و همسایگان خود بهره مند بود اما تعدادی از آن روشنفکران و طرفداران اولیه انقلاب اکتبر در ایران و اروپا ، رویه و مشی هماهنگی نداشتند و گروهی از آنان با دسیسه های دولت انگلستان دوستان نیمه راه شدند و تعدادی از جمله مانند میرزا کوچک خان بر اثر کم سوادی و بی اطلاعی از سیر مبارزات طبقاتی و اجتماعی و بی اطلاعی از مفاهیم امپریالیسم جهانی و سرمایه داری قدرت تشخیص دید اجتماعی آنان از حد و اندازه بینی و ریش مبارک شان بیشتر نبود و فقط به منافع و قدرت خود اعتنائی داشتند و اکثراً به دام حیله های متنوع انگلستان و عوامل آن که در کسوت های روحانی – ملائی روشنفکر انقلابی و ملی های وابسته به محافل فراماسونری در آمده بودند ، افتادند و دشمنی ها کردند که درجه و اهمیت آن کمتر از دشمنی ضد انقلاب شوروی و شاهزادگان تزاری و جاسوس های انگلیسی نبود. 15- برای آنکه هدف ضد شوروی کتاب آقای دکتر رواسانی مشخص شود با نقل و اقتباس قسمت هائی از آن به تشریح و تبین مغرضانه بودن کتاب (( نهضت میرزا کوچک خان جنگلی )) می پردازم . 1- نویسنده کتاب نهضت جنگل و اولین جمهوری شورائی در ایران در صفحه 121 کتاب می نویسد: ( بر اثر پیروزی انقلاب اکتبر 1917 در روسیه دوران جدیدی در جنبش سوسیالیستی ایران آغاز گردید) هیچ مدرک و سند و کتابی که مدعی وجود جنبش سوسیالیستی در ایران باشد وجود ندارد جنبش بمعنای سازمان و یا حزبی که دارای شعب و روزنامه و محل تجمع مخفی یا علنی باشد و اعلامیه و دکترین اجرائی برای ایجاد یک جامعه سوسیالیستی منتشر کند و اعلام موجودیت نماید بهیجوجه در ایران حداقل تا مقطع 1917 چنین جنبشی وجود نداشت این ادعائی است بدون پشتوانه ، مدح و تحسینی که از جانب روشنفکران و بقایای قیام مشروطه در ایران نسبت به دکترین سوسیالیسم و انقلاب اکتبر بوجود آمد صفت و تعریف جنبش نداشت و حداکثر کاری بود محفلی 2- حتی در مورد ایجاد حزب کمونیست ایران شاپور رواسانی کار تشکیل چنین حزبی را به ماجراجویانی نسبت می دهد که سارق مسلحی بنام حاج بابا اردبیلی و دوستش حیدر خان عمو اوغلی عامل آن بوده اند[1] تا این حد دهن کجی و توهین به حیدر عمو اوغلی فقط در نوشته شاپور رواسانی دیده شده است. 3- شاپور رواسانی مدعی است که تشکیل حزب عدالت که بعداً به حزب کمونیست ایران تغیر نام داد از یک عده کارگران و مزدوران شرکت نفت باکو و باربران بندر انزلی و صیادان تشکیل شده بود و سازمان مستقلی نبوده و مامورینی از جانب دولت شوروی بوده اند و تابع دستورات حزب کمونیست شوروی ، و هیچ شناخت و علم و اطلاعی از وضعیت اجتماعی و سیاسی و اقتصادی ایران نداشتند و از خصوصیات و روحیات ملی ایران بیگانه و بی اطلاع بودند[2] در صفحه های پیش نوشتم که کارگران مهاجر ایرانی که در تاسیسات نفتی روسیه کار میکردند ایرانیانی بودند که در شرایط سیستم ارباب – رعیتی و فشار فقر و فاقه به قفقاز و روسیه مهاجرت کرده اما با کشور خود در ارتباط بودند و پیروزی انقلاب اکتبر و بدنبال آن حضور لشکریان انگلیسی و امپراتوری عثمانی در باکو ، گروهی قابل توجه از کارگران انقلابی ایرانی مقیم روسیه را به جنگ و مقابله با لشکرهای استعماری کشاند و همراه گارد سرخ شوروی در مبارزه با ضد انقلاب داخلی روسیه نبرد می کردند و در عرصه نبرد و آموزش فلسفه علمی مبارزه با امپریالیسم شرکت داشتند و بدنبال شکست ژنرال دینیکین و دریاسالار کولچاک و متحدان انگلیسی آنها که بطرف ایران فراری بودند همراه گارد سرخ در تعقیب آنها شرکت داشتند و تا بندر انزلی و غازیان و رشت در جنگ علیه آنان شرکت کردند حضور گارد سرخ و گروه عظیمی از انقلابیون ایرانی مقیم قفقاز در بندر انزلی میرزا کوچک خان را از اعماق جنگل بیرون کشاند و محیط مساعدی برای تشکیل حزب و ایجاد سندیکاهای کارگری در بنادر و کشتیرانی انزلی و صیادان شیلات و کارگاه های کوچک بوجود آمد. هدف تصرف قدرت حکومتی و اجرای اصول کمونیسم نبود حتی در سالهای 1917 منتهی به 1922 کار عمده حزب کمونیست شوروی نیز پاک کردن و اخراج نیروهای امپریالیستی و همدستان داخلی آنها از کشور روسیه بود. تشکیل حزب کمونیست ایران که اعضایش در قلع و قمع و فراری دادن نیروهای انگلیسی و عوامل ارتجاعی همدست با آنها نهایت فداکاری را مبذول داشتند ، مورد اعتراض میرزا کوچک خان و عوامل ارتجاعی جا خوش کرده در دولت میرزا کوچک خان مانند سعداله درویش و میرزا مهدی انشائی قرار گرفت وآنها با سخنرانی ها و اعلامیه های حزب کمونیست ایران مخالفت می کردند که تفصیل آن با استناد به نوشته های مرحوم محمد علی گیلک در صفحه های گذشته نوشته شد. حضور انقلابیون در رشت مورد تائید میرزا کوچک خان نبود و از روی استیصال و ناچاری همکاری با انقلابیون ضد امپریالیست و ضد بزرگ مالکی را پذیرفت حضور نیروهای گارد سرخ و انقلابیون ایرانی مقیم قفقاز که در چهار چوب تشکیلات حزب کمونیست روسیه به ایران وارد شدند به میرزا کوچک خان و گروه نا متجانس جنگل حیثیت اجتماعی و قدرت داد تا به آنجا که دولت و حکومت محلی را تصرف کردند و مامورین عالی رتبه دولت وثوق الدوله دستگیر شدند و دولت وثوق الدوله در تهران سقوط کرد و دولتی مانند مشیرالدوله به روی کار آمد. اگر به پیشینه حضور کارگران مقیم بادکوبه و قفقازیه که در انقلاب مشروطه ایران گروه قابل توجهی از آنان جان بر کف در آن انقلاب شرکت داشتند و در تلاش برای گسترش و تحکیم انقلاب مشروطه از طریق ایجاد سندیکا و احزاب و اندام های سیاسی و انجمن های مدنی در تکاپو بودند بدیده انصاف نگریسته شود و به تاریخ مبارزات انقلاب مشروطه مراجعه شود عظمت و اهمیت حضور آن کارگران مهاجر و مقیم قفقاز و بادکوبه روشن می شود و این تجربه و میراث انقلابی شرکت در انقلاب مشروطه را بعدها همان کارگران در جنبش جنگل به منظور برخورداری آن جنبش از اهداف وسیع مردمی و ضد استعماری و ضد استثماری وارد کرده ، توسعه دادند به نوشته کتاب انقلاب مشروطه ( بیشتر کارگران ایرانی که به قفقاز یا آسیای میانه می رفتند کارگران فصلی بودند که پیوندشان را با شهر و روستای خود حفظ می کردند و مهاجر دائمی به حساب نمی آمدند این امر عامل مهمی در انتشار ایده های انقلابی از روسیه به ایران بود و در ایران نیز همانند بسیاری دیگر از انقلابهای شهری به گفته اریک ولف ، دهقانان کارگر شده حامل نا آرامی های شهری و ایده های سیاسی بودند[3] همین کتاب در ادامه می نویسد ، بعضی از این کارگران به فرقه اجتماعیون عامیون در باکو و شعبه هایش در ایران می پیوستند که نقش مهمی در انقلاب مشروطه ایران بازی کرد........ افت کشاورزی معاشی و امکان کسب درآمد بیشتر در خارج از کشور سبب مهاجرت وسیع هزاران دهقان و پیشه ور به کشورهای همسایه شد و طبقه جدیدی از کارگران مهاجر شهری پدید آمد که پیوندش را با موطن خود حفظ می کرد[4] کتاب انقلاب مشروطه ایران تالیف ژانت آفاری به استناد انبوهی از گزارش ها و سند های معتبر نتیجه گیری می کند که بیشتر شعبه های فرقه اجتماعیون عامیون به انجمن های مجاهدین معروف بودند در این انجمن ها که پیشه وران ، کارگران ، روشنفکران جوان تاجرزاده و روحانی زاده و دهقانان عضو بودند، و از سال 1906 تا 1908 ] 1285-1287) در سراسر آذربایجان و نیز تهران گیلان ، خراسان و اصفهان تشکیل شدند به خصوص در گیلان ، شهرهای رشت ، انزلی مرکز کمیته های مخفی هماهنگ کننده ای شبیه مرکز غیبی بودند[5] این دهقانان کارگر شده انقلابی در سال های قبل از انقلاب اکتبر چنین ایده هائی داشتند و همین کارگران در جریان مبارزات اجتماعی مشروطیت ایران و پس از شکست مشروطه ایران و مراجعت عده زیادی از آنان به روسیه و پرورش و تربیت شدن در جریان های انقلابی و سوسیالیستی و شرکت در آن مبارزات خونین مجدداً پایشان به ایران رسید و اینک ایده های جدیدی داشتند به ویژه در موضوع مهم و کلیدی رابطه ارباب – رعیتی. حتی در انقلاب مشروطیت لغو آن روابط ستم گرانه مجدانه و مصرانه درخواست می شد و اینک در آغاز انقلاب اکتبر که نیروی بزرگی علیه آن روابط ظالمانه ایجاد شده بود ، همان کارگران مهاجر ایرانی نمی توانستند در پی گیری آن خواسته ها فقط ناظر و تماشاچی باشند و به امر و نهی چند ملای صاحب زمین و چند خان صاحب ایل و عشیره که خود را در قالب ( جنگلی ) در آورده بودند سر اطاعت فرود آورند. در نهضت مشروطه که امپراتوری روسیه تزاری و متحد قدرت مندش امپریالیسم انگلستان بر سراسر ایران مسلط بودند در مقابل همت و قدرت انقلابی ملت ایران عقب نشینی کردند و در همان نهضت خواسته های انقلابی تغیر روابط ظالمانه ارباب- رعیتی بشدت مورد مطالبه بود و چه بسیار از دهقانان که بهره مالکانه نپرداختند. ( رادیکال ترین ماده های برنامه جدید یک منشور حقوق شش ماده ای و نیز درخواست توزیع زمین و تقاضای کاهش ساعات کار روزانه بود. آزادی فردی ، آزادی بیان ، انتشار و تشکل و نیز حق اعتصاب به روشنی در برنامه تعریف شد حق اعتصاب ،صرف نظر از نوع هدف ، اعم از خصوصی ، عمومی ، یا سیاسی متعلق به کارگران بود و اعلام شده بود که مدت کار در روز نباید از هشت ساعت بیشتر باشد و سرانجام موضوع توزیع زمین مورد بحث قرار گرفت . اراضی و روستاهای خالصه باید بدون پرداخت غرامت مصادره شوند ، اراضی زمینداران ( بیش از میزان زندگی آنها ) باید از طریق یک بانک ملی خریداری شود و بین دهقانان و کشاورزان توزیع شود. در اینجا تاثیر جنبش سوسیالیستی بین المللی کاملاً عیان بود)[6] چنین خواسته هایی که در 1906 تا 1911به تاثیر جنبش سوسیالیستی بین المللی در انقلاب مشروطه مطرح شده بود بطور طبیعی در زمان نهضت جنگل که با آمدن قوای انقلاب روسیه جان تازه ای گرفته و از قدرت عظیم و تاثیر گذار انقلاب شوروی متاثر شده بود .همان کارگران انقلابی مهاجر ایرانی ، هدف های اساسی اجتماعی ایران را که تغیر روابط ارباب- رعیتی بود ، در نهضت جنگل وارد کردند و مصرانه و مجدانه به تبلیغ آن پرداختند و جای تاسف است که مورد مخالفت و عناد مدعیان عدالتخواهی واقع می شد حزب همت و حزب عدالت همان خواسته هائی که در انقلاب مشروطه داشتند با توجه به وضعیت انقلابی اجتماعی ایران در دوران نهضت جنگل مطرح کردند و نیروی تاثیر گذار انقلاب روسیه می توانست اهداف سرکوب شده مشروطه خواهان را مجدداً احیاء و زنده کند اما معاندت و مخالفت میرزا کوچک و همدستانش باز هم جنبش اجتماعی ایران را در بهترین شرایط به شکست و نابودی کشاندند. در انقلاب مشروطه که منجر به سرنگونی استبداد محمد علیشاهی شد در مجلس اول لغو سیستم ارباب – رعیتی بشدت پی گیری شده بود اما ضدیت و مخالفت بزرگ مالکان و همدستان خارجی آنها که امپریالیسم روسیه تزاری و انگلستان بودند به تعطیل مشروطیت و استحاله و مسخ آن موفق شدند در سالهای 1919 تا 1924 شرایط جهانی بر اثر پیروزی انقلاب سوسیالیستی و شکست ضد انقلاب داخلی روسیه ، و معاودت نیروی انقلابی ایرانی متمرکز در بادکوبه و به ایران و کمک و مساعدت همه جانبه ای که به نهضت جنگل رساندند بهترین موقعیت برای محو و ازاله سیستم ارباب – رعیتی ایجاد شد. آن خواسته های انقلابی که در انقلاب مشروطه مطرح شد توسط همان کارگرانی بود که از بادکوبه و قفقاز آمده بودند و اتفاقاً به اسم حزب همت و فرقه اجتماعیون عامیون بودند و از رهبری خردمندی چون نریمان نریمانوف بهره مند بودند در آن تاریخ هیچیک از تاریخ نویسان مخالف مشروطیت تا این حد وقاحت نداشتند که آن دلیر مردان را نوکر و بی اطلاع و نا آگاه و مزدور بخوانند اما چه میشود کرد که قدرت مالی امپریالیسم آمریکا که موجب تولد نیم چه امپریالیستی فاشیست بنام آلمان فدرال شد شبه روشنفکرانی را پرورش داد که بر خلاف حقیقت و واقعیت و مستندات تاریخی توانستند ادعا کنند که اعضای انقلابی حزب همت و عدالت یک مشت کارکران و دهقانان بی سواد و بی اطلاع از اوضاع ایران و مزدور دولت روسیه شوروی بودند تمام محتویات کتاب ( نهضت جنگل و حکومت شورائی گیلان شاهپور رواسانی ) در القای این شبهه است که آن کارگران از وضع و اوضاع اجتماعی و حکومتی ایران بی اطلاع بوده اند و در حالی که تحقیقات اجتماعی محققین با وجدان و انصاف ، که تعهدی به امپریالیسم آلمان و آمریکا ندارند حقیقت جریان را نوشته اند که کارگران ایرانی متمرکز در صنایع و کارگاه های حوزه نفت خیز بادکوبه هیچوقت رابطه خود را با ایران قطع نکرده اند[7] در انقلاب مشروطه یکی از خواسته های اصلی روشنفکران و اکثریت قابل توجهی از دهقانان خلع ید از مالکیت بر اراضی مزروعی و لغو بهره های مالکانه و سیورسات و بیگاری. ژانت آفاری محقق و پژوهشگر دانشمند ایتالیائی می نویسد ( در نوامبر 1907 ] آبان-آذر 1286) صور اسرافیل چاپ سلسله مقاله هایی را درباره دهقانان و مسئله اراضی آغاز کرد و همزمان به بررسی تلقیناتی که در فرهنگ ایران درباره کار وجود داشت پرداخت. این چرخش به تحلیل آشکارتر طبقاتی ، شاید ناشی از این امر بود که شعبه های فرقه اجتماعیون – عامیون در ایران در سپتامر 1907 ] شهریور-مهر 1286[ در مشهد کنگره ای برگزار کرده و نظامنامه ای را به تصویب رسانده بودند که در آن از جمله حقوق کارگران سخن رفته بود دهخدا که عضو کمیته ملی انقلاب بود قاعدتاً از این گردهمائی خبر داشت و نظامنامه آن را خوانده بود صور اسرافیل نوشت (که رعیت بدبخت متعلق به ارباب است و در ردیف گاو و گوسفند و الاغ ارباب می باشد). ارباب اختیار دار کامل حیات و ممات رعایا است تا جائی که حبس، تنبیه، شلاق ، تبعید و گاه حتی قتل رعایا از حقوق طبیعی ارباب محسوب می شود[8] روزنامه صور اسرافیل با توجه به اعتصابهای دهقانی گیلان نوشت ( عقاید رئیس آدم پرست های دنیا (ژان ژورس) را هر کس در باب آتیه ایران دیده باشد و انقلابات قراء و قصبات رشت را در این اواخر به آن ضمیمه نماید می داند که این حرفها بر هوا نیست و به زودی همه این خیالات آدم آزاد کن ، در ایران از اولین مسلمات قانونی خواهد شد[9]. در جریان انقلاب مشروطه ایران ، گیلان زمین مرکز قیام های دهقانی بود شرح قابل توجهی از این قیام ها در دوران مجلس اول و دوم در کتاب های تاریخ مشروطه کسر وی آمده است اما تجمیع و اختصاص دادن فصل جداگانه ای از مجموعه آن مبارزات ، در کتاب ژانت آفاری طرح شده است . مبنای بحث آن فصل از کتاب ژانت آفاری بر این واقعیت استوار است که گسترش آن خواسته های ضد استثماری مرهون رابطه و کوشش هائی است که کارگران مهاجر ایرانی مقیم قفقاز و بادکوبه در انقلاب مشروطه داشته اند. در جریان انقلاب مشروطیت اعتراض ها و شورش های دهقانی تا آن حد اوج گرفت که به نوشته سوسیال دمکرات روس نیمائیل پاولوو بچ (1871-1929) ]1250-1308[ که پشتیبان صمیمی انقلابگران گیلان و آذربایجان در دوره استبداد صغیر 1908-1909 بود و مقاله هایش معمولاً در رودوموند مسلمان ] بررسی جهان اسلام[ چاپ می شد در سال 1910 نوشت . ( دهقانان روستا مباشران را اخراج کردند. از پرداخت مالیات امتناع ورزیدند در روستاهای خود به تدریج انجمن های محلی تشکیل دادند – هیچ مقام دولتی – ملاک یا مباشری جرات نمی کرد که برای جمع آوری مالیات وارد این روستاها شود این انجمن های محلی برای تامین هزینه های دولت ده یک محصول را جمع می کردند به انجمن های شهری فرستادند)[10] اشاره به اعتراض ها و شورش های دهقانی را فقط در منابع سوسیال دموکرات مارکسیستی نباید جست یک سند مهم این دوره از مبارزات دهقانی ، خاطرات هایسنتت – رابینو از ایران است. رابینو نایب کنسول بریتانیا در رشت بود و خاطرات خود را از وضع دهقانان در مشروطیت نوشته است ژانت آفاری می نویسد ( از آنجا که از مسئله مقاومت دهقانان در مطالعات جدید ایران شناسی غفلت شده است من مطلبم را با بررسی مختصر از برخی نوشته های نظری درباره جنبش های دهقانی و مصداق هایش در ایران اوایل قرن بیستم آغاز می کنم[11] بحث عمده و مشروح ژانت آفاری بر گسترش و ژرفش قیامهای دهقانی در گیلان است که اساس آن را بر تاثیر و نقش محوری کارگران مهاجر روستائی که به صفوف کارگران شهری ] قفقاز و بادکوبه و تفلیس[ می پیوستند ، میداند وی می نویسد ( کارگران مهاجر افکار جدیدی را با خود به روستاها بر می گردانند این دهقانان سابق، معمولاً پیوند های محکمی با روستاهای خود دارند و در مواردی به دلیل بی ثباتی اشتغال در شهر ها ، برای کار فصلی به روستا بر می گردند. کارگرانی که پیوندهای خود را با جوامع بومی حفظ می کنند . در دوره انقلاب نقش مهمی دارند و انتقال دهنده نا آرامی شهری و ایده های سیاسی می شوند[12] شورش ها و قیامهای دهقانی در انقلاب مشروطه و حوزه انقلابی گیلان با ناکامی مواجه شد با آنکه اعتصابات دهقانان در رشت به اخراج زمین داران و مباشران از روستاهای متعدد انجامید. دولت مرکزی به رهبری ناصر الملک قره گوزلو نایب السلطنه ایران بزرگ مالک و زمین دار گیلان که یکی از روستاهای بزرگ همدان بنام بهار از روستاهای آباد و پرآب و حاصل خیز همدان در ملک طلق او قرار داشت با توسل به قزاقان به سرکوب روستائیان پرداخت اما مقاومت و عصیان هم چنان ادامه داشت همانطور که نوشته شد اعتراضات و شورش ها و قیام دهقانان بر ضد نظام ظالمانه اربابی در حوزه گیلان و آذربایجان گسترده بود به ویژه در منطقه رشت – خمام و لشت نشاء و خشکبیجار که از مناطق حاصلخیز و پر آب منطقه بود و بزرگ مالکان قدرت مندی داشت ، بیشتر از حوزه کرمان – یزد – اصفهان شدت داشت . ( اعضای رادیکال انجمن گیلان مانند سید جمال شهر آشوب نماینده اصناف پیشه ور در انجمن که نام واقعی اش ( سید جمال سیف الشریعه بود) و رحیم شیشه بر که او نیز پیشه ور بود ، در کنار دهقانان اعتصابی قرار گرفتند شهر آشوب در 1907 ] خرداد 1286[ وقتی به منطقه لشت نشاء (ملک حاجی امین الدوله) اعزام شد تا به تشکیل انجمن محلی کمک کند از آرمان دهقانان دفاع کرد او چهار هزار کیسه برنج را که متعلق به مالک بود در میان دهقانان توزیع کرد و یکی از همسران صیغه اربابی را به زنی گرفت و برخود عنوان سید جلال الدین شاه گذاشت و اجاره بهای معوقه هفت ساله و مالیات های آن محل را کان لم یکن اعلام کرد . شهر آشوب به این ترتیب دو تا سه هزار طرفدار جان سپرده در لشت نشاء پیدا کرد[13] (××) ضمن مطالعه این اعترافات میزان و شدت خرافه بازی میرزا معلوم می شود [1] - همانجا صفحه 122 [2] - نقل به تلخیص ص 133 و مطالبی از این قبیل دعاوی بی سند که در آن فصل آمده است و برای جلوگیری از اطاله کلام نقل به تلخیص شد. [3] - تاریخ مشروطه ایران نوشته ژانت آفاری ترجمه رضا رضائی ناشر – نشر بیستون بهار 1379 ص 41 و 42 [4] - همانجا همان ص [5] - ص 117 و118 همان کتاب [6] - ص 119 و 120 همان کتاب [7] - مراجعه شود به تحقیقات گسترده و مشروح ژانت آفاری در کتاب انقلاب مشروطه ترجمه های آقای رضا رضائی ص ص 42/118/119/120 [8] - ص 169 همانجا [9] - ص 169 همانجا [10] - ص 194 همانجا [11] - ص 195 همانجا [12] - ص 198 همانجا [13] - ص 210 –انقلاب مشروطه ایران ژانت آفاری
مقدمه ای بر قضیه ی نهضت جنگل (1) |
|
فرهنگ توسعه - ۱۳۸۶ - لطفا مقالهها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید |