شماره 66 - به‌روزرسانی سه شنبه: 5/04/1386                                              بازگشت به صفحه اصلی

مقدمه ای بر قضیه ی نهضت جنگل

 

(5)

رسول مهربان

در انقلاب مشروطیت گیلان نقش شخصیت های طرفدار دهقانان و نفوذ و اعتباری که داشتند به کلی اساس بزرگ مالکی را متزلزل کرد روزنامه خیر الکلام به مدیریت افصح المتکلمین به حمایت از دهقانان شورشی مقالات مهیج و سودمندی می نوشت یکی از مجتهدین با نفوذ و روشن ضمیر رشت بنام سید عبدالوهاب صالح تقاضای الغای مالیات های معوقه دهقانان و عوارض حکومتی را داشت و دهقانان را بر می انگیخت که سهم و بهره مالکان را نپردازند و طرفه آنکه در آن زمان میرزا کوچک خان جوان هم از اعضای انجمن عباسی بود که به رهبر آن انجمن کمک می کرد با آنکه روزنامه معروف حبل المتین آن مبارزات دهقانی و فعالیت های انجمن عباسی را تختطه می کرد اما در نشر و گسترش آن مبارزات ناخواسته نقش داشت و کار و فعالیت انقلابی انجمن عباسی بالا گرفت . نقش روزنامه حبل المتین با آنکه بسیار منفی بود و دهقانان و انجمن عباسی را دزد و راهزن می نامید، موضوع اقدام انقلابی انجمن عباسی به مجلس کشیده شد و هنگام بحث بر سر لغو تیول ، بسیاری از نمایندگان اصناف به حمایت دهقانان گیلان سخن گفتند اما وزراء ، مدافع منافع تاجران و مالکان بودند و با تقاضای دهقانان در مورد اصلاحات رادیکال ارضی مخالفت می ورزیدند مجلس با توجه به ادامه شورش های دهقانی لازم دید که حسن حسام الاسلام نماینده رشت را به گیلان اعزام کند تا با وغط و خطابه و استمداد از آیات و احادیث دهقانان را از دست درازی به اموال و املاک بزرگ مالکان گیلان بر حذر دارد و انذار دهد ، مجتهدان و مالکان بزرگ گیلان برای این نماینده رشت که خطیب زبردستی بود مجالس وعظ برپا می کردند و نماینده مذکور در حرمت دست اندازی به اموال و املاک مالکین سخن ها می گفت که نقل آن موجب اطاله کلام است اما همه جا دهقانان علیه او شعار دادند و یک نفر از میان جمعیت بلند شد و گفت ما نمی گذاریم مالکان ظلم به رعیت کنند. این شورش ها ادامه داشت و مجدداً دو نفر از نمایندگان گیلان همراه 200 نفر از بریگاد قزاق تهران به رشت اعزام شدند اما نتوانستند جلوی شورش های منطقه حاصل خیز لشت نشاء و خشکیجار و چوکام و خمام را بگیرند و با آنکه مجتهد قشری و معروف گیلان بنام حاجی خمامی مجتهد که در مخالفت با مشروطه همراه و هم راًی شیخ فضل اله نوری بود و به حمایت از مالکان برخاست و به منظور ابراز مخالفت با دهقانان از رشت خارج شد و در بیرون شهر چادر زد و زیر نام برپائی مجالس روضه و عزاداری خامس آل عبا مجلس و منبری اقامه کرد باز هم اعتراضات و شورش های دهقانی برپا بود و به علت مجموعه این اعتراضات ، کشاورزان منطقه گیلان و کرمان و جنوب کشور و آذربایجان ، مجلس اول به الغای تیول موفق شد اما بجای الغای بهره های مالکانه زمین داران بزرگ و بهره های مالکانه حاصل از تیول داری، دولت بجای مالکین و بهره برداران اراضی تیول(××) نشست . از نظر دهقانان الغای تیول به معنی خاتمه دادن به سلطه مالکان و نیز دولت بر روستائیان نبود . زمین داران بزرگ رشت در فروردین 1286 ( آوریل 1907) تلگرافی به مجلس ارسال داشتند و شکایت کردند که رعایای گیلان همچو فرض کرده اند که معنی سلطنت مشروطه بالمره آزاد بودن و ندادن مالیات است حال رعایای اینجا  به این جهت سرکشی نموده مالیات نداده و بعضی هم متواری شده و تمام رعیت خان ها مختل است تکلیف چیست ؟[1]

عبد الحسین فرمانفر ، بزرگ ترین مالک و زمین دار ایران که آن زمان و زیر عدلیه در دومین کابینه مشروطه به ریاست میرزا علی اصغر خان اتابک بود از شدت عصبانیت از شورش های دهقانان فریاد زد ( رعیت ما علم ندارند و نمی دانند معنی مشروطیت چیست و همچو می پندارند که باید مال مردم را خورد و بهره شرعی مالک را نداد ) محمد اسماعیل تبریزی نماینده تجار آذربایجان نیز شکایت می کرد که صراحتاً عرض می کنم. در تبریز هر کس ملک دارد مباشرش را راه نمی دهند و هرگاه بخواهند اقدامی بکنند انجمن ها مانع می شوند و اسم خود را فدائی هم گذاشته اند صورت جلسات مجلس اول عمدتاً بحث از زمین و مالکیت و بهره مالک و زارع است. در گرماگرم این بحث ها تقی زاده نماینده خوش سخن آذربایجان از دعاوی دهقانان طرفداری نمود و گفت ( مقصود از سرکشی رعایا گویا این باشد که اربابها و مالکین می خواهند سرهای رعایا را ببرند و آنها سرشان را وقت بریدن عقب میکشند که این عمل به سرکشی تعبیر می شود ) البته این حمایت تقی زاده از رعایا و دهقانان سطحی بود و برنامه ای برای تقسیم اراضی و لغو بهره مالکانه ارائه نداد و پیشنهاد کرد که اصل مالکیت مالکین بر اراضی محفوظ بماند و صاحبان اراضی سهم خود را از دولت بگیرند و دولت از زارعین مالیات بگیرد . بحث لغو و الغای تیول و سیورسات و بیگاری و تعدیل بهره مالکانه در مجلس اول از اولین و با اهمیت ترین مسائل مملکتی بود و بیشتر وقت و عمر مجلس اول را گرفت اما این لغو تیول بیشتر جنبه لفاظی داشت و مجلس بجای الغای تیول مقرر داشت که (تیولها برگشت داده شوند) و در حکم اراضی دولتی (خالصه) در آید

و عواید حاصله از این گونه اراضی به خزانه برگردد اما عملاً این مصوبه و قانون مجلس اجرا نشد[2]

17- به توپ بستن مجلس توسط محمد علیشاه ریشه های لرزان مالکیت بر اراضی را مجدداً تقویت و مستحکم کرد با این سابقه طولانی مبارزات ضد استثماری و عدالت خواهانه ای که اکثریت ملت ایران در آن سالهای اول قرن بیستم بروز دادند محرز و مسلم است که انقلاب اکتبر 1917 و سرایت آن به ایران و حمایت موثر آن در پیروزی اولیه نهضت جنگل موتور محرکه حرکت های اجتماعی مبارزه با بزرگ مالکی بوده است و میرزا کوچک خان به جای حمایت از جماعات روستائی انقلابی در فکر اتحاد با مالکین بود و در دولت جمهوری شورائی گیلان اداره گارنیژون به ریاست سعداله درویش بزرگ ترین مانع ورادع پیشرفت مبارزات آگاهانه دهقانان شد که در صفحه های قبل از نظر خوانندگان گذشت در حقیقت اساس اختلاف حیدر عمو اوغلی و میرزا کوچک به نوشته مرحوم محمد علی گیلک همین قضیه بود و بنا به توصیه و سفارش موکد مشیرالدوله رئیس الوزرای وقت خود را از انقلابیون سوسیالیست جدا کرد و توانست به حمله و هجوم به آنها بپردازد و با کمک عوامل نهفته در سازمان دولت جنگل مانند فتح علی خان ثقفی فرمانده کل قشون جنگل و عبدالحسین خان ثقفی و میرصالح مظفرزاده و عبدالحسین شفائی و میرزا محمدی انشائی و معین الرعایا  و امثالهم که در حکم سربازان و مامورین مخفی شده در اسب تروای دولت تهران بودند به موقع ضربه نهائی را وارد کردند. نکته ای که تذکر آن لازم است بی اساس بودن دعاوی شاهپور رواسانی در کتاب نهضت میرزا کوچک خان جنگلی  است که حضور کارگران انقلابی را در بندر انزلی و رشت و آستارا را یک عده  آدم بی اطلاع و بی خبر از اوضاع ایران معرفی کرده است و نوشته حاضر با اتکا  به آخرین کتاب تحقیقاتی که درباره انقلاب مشروطیت منتشر شده است ثابت کرد که خواسته های انقلابی در ایران سابقه داشته و این سابقه بیشتر از همیشه مدیون همان دهقانان مهاجر از ایران که کارگران انقلابی شدند و در گذر حوادث انقلابی ضد تزاری و ضد استبدادی و آموزش در ارگان های انقلابی و حوزه های سوسیالیستی سطح شعور و آگاهی طبقاتی آنها بالا رفت و از سالهای 1917 به بعد به یک نیروی عظیم و موثر در جامعه انقلابی دوران جنگل تبدیل شدند و جان و علم و اطلاع خود را در اختیار جنبش جنگل قرار دادند اما رهبری جنگل که به بورژوازی نوپا و ملاکین وابسته بود، بیش از همه به مالکین و علماء موقوفه دار و خرده بورژوازی عقب مانده و خرافی تکیه داشت ، با همه  قوا در مقابل آن انقلابیون مسلح عدالت خواه مانع ایجاد کردند و با کشت و کشتار و اطاعت از دستورات مشیرالدوله و مستوفی الممالک و سردار فاخر حکمت و آیت اله حاج شیرازی و سید محمد تدین خود را از نیروی انقلابی جدا کردند این جدائی و اختلاف قهر آمیز 2 نیروی مبارز ، موجب توقف انقلاب و نزاع و جنگ و جدال خونین در محدوده گیلان شد و عوامل امپریالیسم انگلستان و بزرگ مالکین و ثروتمندان متمرکز در تهران مانند مشیرالدوله و مستوفی الممالک و قوام السلطنه و ارتجاع و همدستی و اتحاد آنها با خان های محلی و به کار گرفتن نیروی ضد مردمی قزاق و نیروهای ژنرال ایرون ساید و قوای متمرکز انگلیسی در قزوین با برنامه ریزی دقیق هری نرمن وزیر مختار انگلیس درایران کودتای سوم اسفند 1299 را ایجاد و تهران توسط رضا خان فتح شد * و سرانجام توانستند نیروهای انقلابی جنگل را متفرق و قتل عام و وادار به تسلیم کنند . بهیچوجه قرار نبود که دولت نوپا و تازه بنیاد روسیه شوروی که خود در محاصره اقتصادی قرار داشت و در داخل کشور در حال جنگ خونین و ویران کننده ای با قوای امریکا آلمان فرانسه- ایتالیا- چک اسلاواکی- لهستان و ژنرال های تزاری و عمده مالکین و کنت های دربار تزار بود، به نفع میرزا کوچک خان با دولت مرکزی ایران بجنگد و با سربازان انقلابی دولت روسیه شوروی ، میرزا کوچک خان را به جای احمد شاه بنشاند و در عین حال رضایت دهند که سوسیالیست ها و انقلابیون ایرانی به رهبری حیدر عمو اوغلی توسط میرزا کوچک خان قتل عام شوند . هیچ عقل سلیم و منطق استواری نمی تواند بپذیرد که هم میرزا کوچک خان و هیت اتحاد علماء اسلام از سوسیالیستها کشتار کنند و آنها را به حبس و سوزاندن و اعدام محکوم کنند و دست به چنان جنایات هولناکی مانند آتش سوزی ملاسرا ( محل اجلاس کمیته مشترک انقلابی ) و قتل حیدر عمو اوغلی بزنند و توقع داشته باشند که قدرت و دولت بر آمده از انقلاب اکتبر به میرزا آنقدر نفرات و نیرو و مهمات بدهد که فاتحانه به تهران وارد شود و حاکمیت را بدست بگیرد.! و گارنیژون حکومت شورائی میرزاکوچک خان و هیئت اتحاد علماء اسلام به ریاست سعداله درویش حتی تبلیغ علیه سیستم ارباب - رعیتی را ممنوع کند آنچنانکه در رشت به نوشته محمد علی گیلک در اجرای آن کوشا بود و ماجرای آنرا نوشتیم .

18- کتابهائی که ابراهیم فخرائی و دکتر شاهپور رواسانی و مصطفی شعاعیان نوشته اند نسبت به حمایت و کمک هائی که دولت نوپای روسیه شوروی به نهضت جنگل کرده است کم بها داده اند و گاه  بسیار مغرضانه و طلب کارانه با دولت روسیه شوروی برخورد کرده اند و حتی ادعای مضحک خیانت روسیه شوروی به جنگل و میرزا کوچک خان را به اذهان بی خبر جامعه القاء و تزریق کرده اند . ابراهیم فخرائی سنگ اول دروغ نویسی را در این باره بنا نهاد و پس از آن مصطفی شعاعیان و اخیراً هم کار حمله و هجوم به سیاست دولت روسیه انقلابی را به وقاحت رسانده اند و مدعی خیانت دولت شوروی به میرزا کوچک خان و نهضت جنگل  شده اند.

شاپور رواسانی می نویسد. (متاسفانه تاریخ نشان داد که شوروی بتدریج از نهضت های انقلابی فاصله گرفت و به همزیستی مسالمت امیز با استعمار سرمایه داری در کشورهای پیشرفته صنعتی و مستعمرات ادامه داد. در هر حال سیاست سازش لینن بدون اطلاع و بدون دخالت نمایندگان جنبش های استعماری ملل شرق منجمله نهضت جنگل اتخاذ گردید و نهضت های انقلابی شرق وجه المصالحه قرار گرفتند[3])

این ادعا به دلایل زیر مردود است و از وجاهت تاریخی بر خوردار نیست

1- دولت نوپای شوروی سر جنگ مسلحانه با جهان سرمایه داری نداشت و طرح صلح و هم زیستی مسالمت آمیز و در عین مخالفت با استعمار طلبی دول سرمایه داری همیشه در راس برنامه های سیاست خارجی شوروی بود با این وصف دولت شوروی به همه نهضت ها و انقلاب های جهانی از شرق و غرب و آفریقا و آسیا و امریکای لاتین با تمام وجود حمایت سیاسی - فرهنگی نظامی و تسلیحاتی کرده است . حمایت شوروی از انقلاب های رهائی بخش هند چین کره ویتنام کنگو- آفریقای جنوبی ، انگولا ، الجزایر ، مصر ، ایران ، افغانستان و اسپانیا و بسیاری از مستعمرات انگلیسی و فرانسوی و شبه مستعمرات آمریکائی مانند فیلی پین از مسلمات وقایع تاریخی است و فصل بزرگی از تاریخ قیامهای قرن بیستم را تشکیل داده است که انکار آن در حقیقت انکار تاریخ مبارزات آن ملل است در آن انقلابها سرباز روسی حضور نداشت اما کتاب ها و دستورالعمل های مبارزاتی وجود داشت و آنچه بیش از همه به چشم می خورد تعلیمات انقلابی نظام سوسیالیستی بود و علت اصلی پیروزی اکثر آن انقلابها زمینه مساعد اجتماعی سیاسی و فرهنگی آن کشورها بود. در بسیاری از مناطق جهان آسیائی و آمریکای لاتین و آفریقا که امپریالیسم انگلستان و فرانسه و امریکا شکست خوردند و منجر به سقوط دولت های دست نشانده استعماری شد هم آهنگی و اتحاد مردم آن کشورها با انقلابیون سوسیالیست و کمونیست یک حقیقت و واقعیت تاریخی است آن انقلابیون با کمونیست ها در یک صف و سنگر با امپریالیسم و ارتجاع مبارزه می کردند و می جنگیدند در آن کشورها اگر از جانب دولت تبلیغ مرام کمونیسم و آگاهی دادن به طبقه محروم از طرف دولت های استعماری جرم محسوب می شد، اما از جانب مردم، کمونیست ها نجس و کتابهایشان حرام و ضاله و افکارشان ضد الهی و ضد انسانی قلمداد نمی شد فتوای قتل علیه کمونیست ها از جانب مبارزان صادر نمی شد اگر طبقه حاکم و عوامل و مزدوران حکومت های دست نشانده، کمونیست ها را می کشتند توده مردم خاطره آنها را عزیز می دانستند و آنها را فدائیان راه ملت و آزادی اعلام می کردند اما با هزاران دریغ و تاسف و افسوس میرزا کوچک خان فتوی و دستور ترور مسئولان کمونیست را می داد او به مانند یک رهبر سیاسی- نظامی که قداست مذهبی هم داشت دستور کشتار و محاکمه کمونیست ها را صادر می کرد تا نشان دهد که با کمونیست ها در ارتباط نیست و پند و پیغام مشیر الدوله و مدرس را که توسط سردار فاخر حکمت و   آیت اله شیرازی به وی ابلاغ شده بود اجرا کرده است و با دولت مشیر الدوله سر جنگ ندارد و هم زمان منتظر بود که دولت تهران به رهبری مشیر الدوله که میرزا سخت به وی علاقمند بود و مشیرالدوله هم او را تقویت می کرد، به تهران دعوت شود مشیرالدوله ( در ضمن تصمیم گرفته بود مخفیانه هیتی به عتبات عالیات در بین النهرین بفرستد تا مراجع دینی را  ترغیب کند که به موجب فتوائی بلشویسم را بکوبند و آن را مغایر با اسلام خوانند . مجمعی از روحانیون نیز در تهران فرا خوانده شدند تا به موعظه و مبارزه علیه بلشویسم  به پردازند)[4] در چنین حالتی ادعای اینکه نهضت جنگل و میرزا کوچک وجه المصالحه سازش روس و انگلیس قرار گرفتند فاقد هرگونه ارزش و اعتبار است و متاسفانه آقای شاهپور رواسانی تلاش کرده است که از هر منبع و ماخذ بی ارزش و گمنام اقامه دلیل برای اثبات ادعایش دست و پا کند تا تز دکترای ضد شوروی اش بمذاق اساتید آلمانی دولت آلمان فدرال که در آن زمان در مبارزه علیه شوروی همدست اصلی ایالات متحده امریکا و انگلیس بودند خوش جا بیفتد و نمره عالی بگیرد اما آیا وجدانش آسوده است؟ و آیا تاریخ نویسی را وسیله ارتزاق و نان و خورش و جا و مکان و تابعیت یک دولت شبه فاشیست قرار نداده است؟!

2- در نهضت جنگل پاسخ کمک های تسلیحاتی و نظامی شوروی و دولت نوبنیاد آن در عین حال که با همه دول سرمایه داری حتی دولت ایران در حال جنگ و ستیز بود و  همه جانبه به نهضت جنگل کمک کرد به بدترین وجهی داده شد آن دولت نوبنیاد انقلابی پاسخ آنرا قبل از شروع بحث های صلح و آتش بس با دولت های انگلستان و فرانسه و آمریکا و ایتالیا و لهستان و چک اسلواکی با کشت و کشتار سوسیالیست های عدالت خواه که جان بر کف در خدمت نهضت جنگل بوده اند دریافت کرد و آن ماجرای ترور و کشته شدن بسیاری از کمونیست ها توسط عوامل اجرائی جنگل و دولت ایران و عمل ناشایسته و ننگین دارو دسته میرزا کوچک بود که در خفا مشغول بند و بست با دولت های مشیرالدوله و قوام السلطنه و وزیر جنگ رضاخان بودند.

3- در همان روزهای ورود نیروهای اشغال گر انگلیسی به فرماندهی ژنرال دنستر وویل و ژنرال چمپین میرزا کوچک خان نهایت همکاری و مساعدت و کمک های غذائی و علوفه و علیق به قوای انگلستان و ضد انقلاب روسیه شوروی مانند ژنرال باراتوف و ژنرال بیچراخف را بعمل آورد و موجب تاثر و حیرت همکاران خود قرار گرفت که شرح آنرا محمد علی گیلک و زیر فواید عامه نهضت و دولت جنگل در کتاب قیام جنگل آورده است که عین نوشته آن را در صفحه های گذشته آورده ایم.

4- کمک های همه جانبه دولت شوروی حتی در روزهائی که موجودیت آن دولت انقلابی در معرض خطر همه جانبه انگلستان و آمریکا و فرانسه قرار داشت به نهضت جنگل را در صفحه های قبل نوشته ایم و پس از خاتمه جنگ جهانی اول با آنکه دولت و ملت شوروی گرفتار جنگ های داخلی با ضد انقلابیون مورد حمایت دول سرمایه داری بود به همه نهضت ها و انقلاب های شرق کمک کرده است و بعد از جنگ جهانی دوم هم با آنکه به دولت و ملت شوروی بر اثر هجوم وحشیانه و بربر منشانه و فاشیستی دول محور (آلمان هیتلری- ایتالیا و ژاپن و اقمار آن مانند رومانی و مجارستان و دولت های طرفدار فاشیسم مانند دولت خودکامه رضاخان) صدمات سنگین و کمرشکنی وارد شده بود و بسیاری از مناطق و ایالات آن کشور به ویرانه ای تبدیل شده بود حتی لحظه ای از حمایت انقلاب کوبا و آنگولا و الجزایر و مصر و ویتنام دست برنداشت همه انقلاب های رهائی بخش قرن بیستم مهر و نشان درخشان حمایت شوروی را در پیشانی خود دارند و این نهایت بی انصافی و کوردلی نویسنده ای است که مدعی است ( شوروی بتدریج از نهضت های انقلابی جهانی فاصله گرفت و به همزیستی مسالمت آمیز با استعمار سرمایه داری درکشورهای پیشرفته صنعتی  و مستعمرات ادامه داد)

چنین نویسنده ای جنگ با کشورهای پیشرفته صنعتی و سیاست جنگ طلبانه را در سالهای بعد از جنگ جهانی دوم که در صورت وقوع آن موجب محو و انهدام کل بشریت و کره زمین می شد یا نمی تواند درک   کند ، و یا ادعایش آلوده به غرض ورزی است در عصر بمب اتم هیچ سیاستی غیر از سیاست همزیستی مسالمت آمیز نمی توانست کاربرد داشته باشد و در دوران محنت بار جنگ جهانی اول که مجموعه بشریت متحمل سخت ترین جنگ های شیمیائی شده بود و بشدت خواهان صلح و رویه مسالمت و تفاهم و دوستی بین المللی بود که ورود به آن بحث موجب اطاله کلام است. جدی ترین خواست و آرزو و اراده بشریت صلح بود و برای رضایت یک مشت انقلابی نمای  بی اطلاع از رمز و راز جهان هستی دولت انقلابی نوپای شوروی که خود در معرض فنا و نیستی قرار داشت نمی توانست برنامه جنگ تا آخرین نفر را سیاست و برنامه خود قرار دهد و به حکم عقل و خرد جمعی و منطق می بایست با جهان صلح برقرار کند حالا اگر میرزا کوچک خان جنگلی عامی و کم سواد و همراهان رنگارنگش نمی توانستند از مقتضیات جهان قرن بیستم و تحولات جهانی آن سر در بیاورند و آگاهی یابند امر دیگری است .

5-اساس اختلاف حیدر عمو اوغلی و حزب عدالت و حزب کمونیست ایران با میرزا کوچک خان و هیت اتحاد علماء اسلام در مسئله مناسبات دهقانان با مالکین و زمین داران بزرگ و موقوفه داران شریعت مدار بود طبقه دهقانان و روستائی اکثریت مطلق جمعیت را در حوزه گیلان و حتی در مملکت ایران تشکیل میدادند و از بهره های سنگین مالکانه و مالیات های دولتی در روابط تولیدی ارباب رعیتی در رنج و عذاب و شورش بودند این شورش و عصیان در انقلاب مشروطیت بشرحی که در صفحه های گذشته تشریح شد به حد اعلاء و اکثر وجود داشت که در نتیجه تفوق قدرت مالکان و اعیان و اشراف و بازرگانان که هم در تجارت دستی داشتند و هم در ملک داری و بنام بورژوا ملاک معروف بودند و اعاده قدرت صاحبان امتیاز در تنظیم متمم قانون اساسی که حقوق و مزایای فوق العاده برای شاه و علماء ایجاد کرد که حتی به آن هم قانع نشدند و اساس مشروطه نیم بند با توطئه گری و اتحاد دو دولت روس و انگلیس و ارتجاع داخلی به توپ بستن مجلس و قتل عام    مشروطه طلبان انجامید ، خواسته های دهقانان هم سرکوب شد و مجدداً در پناه و حمایت قزاقان دولتی اربابان بر روستاها مسلط شدند و بهره های کمرشکن گذاشته را هم به زور سر نیزه قزاقان و فراشان دولتی گرفتند اما سقوط استبداد صغیر که مقدمه اش با قیام تبریز و ستارخان شروع شد و به فتح تهران توسط نیروهای اصفهان و گیلان منجر شد، انقلاب مشروطه به ظاهر مسلط و پیروز گردید اما از محتوای انقلابی تهی شد و پس از مدتی کم انحلال همین مجلس مشروطه نیم بند توسط ناصرالملک حامی بزرگ مالکان و بدنبال آن اتحاد دو دولت استعماری روس و انگلیس و انعقاد قرارداد محرمانه 1907 که تکمیل آن به قرارداد محرمانه و سری 1915 منجر شد علاوه بر آنکه خواسته های دموکراتیک آزادی بیان و قلم و خواسته های عدالت خواهانه را سرکوب کرد به سلطه استبداد خشن ناصر الملک و وثوق الدوله منتهی شد. این استبداد وحشتناک دولت به ظاهر مشروطه علاوه بر آنکه خواسته های دموکراتیک را با قهر و غلبه و خشونت نابود کرد و صدای اعتراض های دهقانی را هم خفه کرد اصل استقلال ایران را به نابودی کشاند و تقسیم ایران به دو منطقه نفوذ شمال و جنوب سلطه روسیه تزاری را بر شمال و قسمت هائی از غرب و شرق کشور و سلطه دولت انگلستان را بر جنوب و جنوب غربی ایران استوار کرد و با تاسیس پلیس جنوب در فارس حاکمیت دولت انگلستان تا اصفهان برقرار شد و حوزه های کاشان و قم و تهران تحت نفوذ مشترک دو دولت روسیه و بریتانیا قرار گرفت انقلاب اکتبر در سال 1917 موجب خروج دولت روسیه تزاری از ایران شد و اساس قرار داد های محرمانه با روی کار آمدن دولت انقلابی روسیه شوروی بهم ریخت و استقلال ایران اعاده شد که در سخنان زنده یاد دکتر محمد مصدق به شیوا ترین و صریح ترین وجهی اعلام شد که در کتاب موازنه منفی و مجموعه سخنرانی های  دکتر مصدق موجود است.

بهر حال شکست نیروهای انگلیسی همراه ضد انقلاب روسیه سفید و فرار آن نیروهای متجاوز به ایران و تعقیب آن نیروهای مداخله گر استعماری توسط انقلابیون محیط مساعدی برای رشد و شکوفائی نهضت و انقلاب دموکراتیک و ضد استعماری و ضد استثماری در شمال ایران بوجود آورد و مجدداً خواسته های دهقانی و رهائی از سیستم ظالمانه ارباب- رعیتی در گیلان شروع شد و به رشد چشم گیری رسید و این رشد سریع و همه گیر خواسته های دهقانان خود میراثی از  انقلاب مشروطه داشت که در صفحه های قبل مورد بحث قرار گرفت اما هیت اتحاد علماء اسلام که رهبری نهضت جنگل را بدست داشت مجموعه مالکان و خرده مالکان و بازاریان رشت و گیلان را به رهبری میرزا کوچک خان و عواملی که از جانب دولت تهران و سر سپردگان به سیاست انگلستان در میان آن ها حضور داشتند  به مقابله با دهقانان کشاند .

در این زمان میرزا کوچک خان با داشتن ادعای آزادی خواهی و با آنکه نیروی نظامی و تکیه گاه اصلی اش می بایست دهقان و کشاورز باشد به خواسته های آنها بی اعتنا بود او نمی دانست که با نظام مسلط ارباب رعیتی نمی توان آزادی و استقلال ایران را بدست آورد و حاکمیت بر تهران را بدست گرفت. انقلابیون عدالت خواه سوسیالیست که در راس آنان حیدر عمو اوغلی  قرار داشت نتوانست میرزا کوچک خان را به این اصل بدیهی قانع کند که مقابله با دولت دست نشانده تهران و استعمار انگلستان محتاج به  دو عامل نیرو و اسلحه است ، اسلحه را  می توان با کمک دولت انقلابی شوروی تهیه کرد اما فراهم کردن نیروی داخلی جز از راه نفی و مردود اعلام کردن سیستم ارباب- رعیتی امکان پذیر نیست. دهقانان چه آن عده که باید به طرف تهران حرکت کنند و چه آن عده که می بایست پشت جبهه را نگه دارند می بایست به انگیزه ای ملموس و دست یافتنی دل گرم باشند هدف دهقانان که عمده قوای انقلابی می بایست از آن طبقه تامین شود لغو سیستم ارباب رعیتی بود . از دست دادن زمان و فرورفتن به یک سلسله بحث های جنجال برانگیز که حاصلی جز تفرقه و تشتت و نقاق نداشت حیدر عمواوغلی را به سرنوشت انقلاب و عاقبت آن بشدت نگران کرده بود آمدن واسطه های رنگارنگ از تهران و رفت و آمد سهل و آسان شخصیت هائی مانند سعداله درویش و حاجی میرزا محمدی انشائی و آقا سید مهدی افجه ای و سردار فاخر حکمت و ملاقات های محرمانه این عده با میرزا و توقف رمز و رازآلود میرزا کوچک خان  در جنگل زنده یاد حیدرعمواوغلی را مایوس کرده بود با این همه سعی در استمالت و قانع کردن میرزا کوچک خان داشت محمدعلی گیلک که کمیسر فواید عامه دولت جنگل بود می نویسد (نفاق و اختلاف در این موقع بین میرزا و عمو اوغلی زیاد می شد زیرا عمواوغلی بر طبق عقیده مسلکی خود اظهار می کرد . انقلاب ایران که می خواهد به استظهار ( پشت گرمی ) حکومت شوروی با حکومت تهران و پشتیبان وی دولت امپریالیستی انگلستان مقاومت و معارضه و زد و خورد نماید بایستی با مرام کمونیستی نزدیک و تا حد امکان اصول کمونیزم را قبول و عملی کند و کوچک ترین موافقت بامرام کمونیست ( کمونیسم ) آن است که اصل مالکیت اموال غیرمنقول یعنی مالکیت ارضی ملغی گردد و تا این اصل عملی نشود ما نمی توانیم از حکومت شوروی اسلحه و لوازم دیگر تقاضا کنیم و با نداشتن اسلحه مغلوب خصم هستیم این حرفها بنظر میرزا درست نبود[5] ) درستی و صحت نظرات حیدر عمو اوغلی به تائید شاپور رواسانی هم با همه ضدیت و مخالفت و عنادش با حیدرعمواوغلی و دولت شوروی رسیده است آنجا که می نویسد .

(( حرکت به سوی استقرار آزادی های سیاسی ، در امر مبارزه ضد استعماری و ضد طبقات حاکم مستقر است و چون موقعیت مبارزه ضد استعماری و ضد طبقات حاکم بدون شرکت دادن و دخالت توده های وسیع مردم زحمت کش و محروم مقدور و ممکن نیست و از طرفی به میدان آمدن این توده ها مشروط به طرح خواسته های اقتصادی آنان می باشد لذا برای بدست آوردن آزادی های سیاسی در ایران چاره ای جز طرح مسایل مربوط به مالکیت آن چنان که خواست طبقات مردم محروم و زحمت کش می باشد وجود ندارد زیرا مسئله مالکیت بنیادی ترین مسئله برای محرومین است[6] ) این ادعا کاملا درست و بجا است اما آقای رواسانی باید در متون کتاب های جنگل مخصوصا به کتاب محمدعلی گیلک مراجعه کند تا ببیند میرزاکوچک خان با تاسیس اداره گارنیزون ( دژبانی ) حتی اجازه طرح بحث های مربوط به ظالمانه بودن سیستم ارباب رعیتی را به کارگران سوسیالیست و نیروهائی که به کمک جنبش جنگل با همه توش و توان آمده بودند نداد و آنها را دستگیر و خانه های آنها را تخلیه و مهر و موم کرد و این تجاوز ظالمانه که سود آن به مالکین بزرگ گیلان رسید و جنبش جنگل را از محتوا تهی کرد و موجب اختلاف شد که شرح آن با دقت کامل در کتاب محمدعلی گیلک آمده است اما آنجا که آقای رواسانی از قول حیدرعمواوغلی مینویسد که ( در نظریات حیدرخان استقرار آزادی های دموکراتیک و مسئله خواست های اقتصادی طبقات محروم جدا از یکدیگر مطرح شده اند )[7] قطعا درست نیست و خلط مبحث آشکاری است ، حیدرعمواوغلی کمونیست بود آنهم کمونیستی مطلع از مسائل مارکسیسم لنیسم او میدانست که زیربنای اصلی تحولات اجتماعی در تغییر روابط اقتصادی و مناسبات تولیدی است و یکی از ظالمانه ترین روابط تولیدی در آن زمان روابط ارباب رعیتی بود که حیدرعمواوغلی و همراهانش بدان علم و اعتقاد داشتند و جان بر سر لغو و نابودی آن نهاده بودند این حیدرعمواوغلی و حزب کمونیست ایران بودند که شدیدا با بهره های مالکانه و سلطه اربابان بر زمین مخالفت می کردند و در تلاش بودند که میرزاکوچک خان و دولت محلی جنگلی را به اقدام و عمل در این راه ملتزم سازند اما کار معکوس شد و میرزا و هیئت اتحاد علماء اسلام با هر گونه لغو بهره مالکانه و خروج زمین از ید و سلطه اربابان مخالفت صریح کردند و حداکثر کاری که میرزا کرد همان باج گیری از بعضی مالکین عمده گیلان بود که داستان باج گیری هفتاد هزار تومانی جنگل از امین الدوله در کتاب فخرآئی با آب و تاب زیاد نقل شده است . مرحوم محمد علی گیلک هم درباره تبانی و توطئه میرزا می نویسد : ( اوقاتی که میرزا کوچک خان از رشت خارج شد و به فومن رفته بود. شب ها یا بعضی از شب ها در بیرون رشت در باغ معروف به باغ  حاجی معین الممالک که در سر راه فومن و محل ارکان حرب و مقر کلنل فتح علیخان و صاحب منصبان ایرانی وی بود مخفیانه حاضر می کردید و تا پاسی از شب با بعضی از افراد موثر و طرف اطمینان حکومت به مذاکره و مشاوره می نشست و از آن پس نیمه های شب مجدداً حرکت کرده به فومن می رفت (××)

×)واگذاری درآمد و هزینه ناحیه معینی است از طرف پادشاه و دولت به اشخاص بر اثر ابراز لیافت یا به ازای مواجب و حقوق سالیانه(ایلخانان تا قاجار ) ص 1183 ( جلد اول ) فرهنگ فارسی دکترمعین

[1] ص 217 انقلاب مشروطیت ژانت آفاری به نقل از روزنامه مجلس مورخه 8 فروردین شماره 61 صفحه 3

[2] - بحث تفضیلی زمین و بهره مالکانه و نظرات متضاد نمایندگان طرفدار دهقانان و مالکین و پیشنهادات بینابینی نمایندگان مجلس اول در فصل دهقانان ، پیشه وران ، صیادان و لغو تیول و مخالفت مجلس انجمن های شهری و روستائی در فصل ششم کتاب انقلاب مشروطه ژانت آفاری از ص ص 193 تا 232 آمده است

 

* برای اطلاع بیشتر رجوع شود به کتاب ( ایران برآمدن رضاخان برافتادن قاجار و نقش انگلیسی ها ) تالیف دکتر سیروس غنی ترجمه کامشاد

[3]- ص 264 نهضت جنگل چاپ دوم 1368 نشر شمع چاپ اول این کتاب بزبان آلمانی بعنوان تز دکترای مولف در حد بسیار معدود در سال 1973 در آلمان منتشر شد با آنکه لازم و مقتضی بود که ترجمه این کتاب در سالهای اول انقلاب که نویسنده آن به ایران آمده بود منتشر شود تا در محیط و جو مناسب و تقریباً آزاد سالهای 58 تا 61 در معرض نقد و بررسی قرار گیرد جرات نویسنده تا به آن حد نبود که در فضای مناسب آن سالها این کتاب را ترجمه و منتشر کند و پس از آنکه آن فضای سیاسی به شدت محدود شد در سال 1368 به عنوان چاپ دوم منتشر شد.

[4] - صفحه 110 کتاب برآمدن رضاخان تالیف دکتر موسی غنی ترجمه حسن کامشاد انتشارات نیلوفر چاپ دوم 1378

[5] ص 483 تاریخ انقلاب جنگل

[6] ص 225 کتاب نهضت جنگل میرزا کوچک خان

[7] ص 225 همانجا

(××)این گونه ملاقات ها در زمانی انجام می شد که هنوز میرزا کاملاً  از انقلاب جدا نشده بود و هیتی را به ریاست گائوک و میرصالح مظفر زاده با نامه بلند بالائی به مسکو فرستاده بود که متن آن در ص 314 الی 319 تاریخ گیلک نوشته شده است و در ص ص 283 تا 243 سردار جنگل نیز درج شده است آنچه که مرحوم گیلک در مورد ملاقاتهای محرمانه میرزا می نویسد در کتاب سردار جنگل فخرائی نیست این توطئه ها برای اولین بار در سال 1371 فاش شده  است.

مقدمه ای بر قضیه ی نهضت جنگل (1)

مقدمه ای بر قضیه ی نهضت جنگل (2)

مقدمه ای بر قضیه ی نهضت جنگل (3)

مقدمه ای بر قضیه ی نهضت جنگل (4)

فرهنگ توسعه - ۱۳۸۶ - لطفا مقاله‌ها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید