شماره 69 - به‌روزرسانی دو شنبه: 11/04/1386                                           بازگشت به صفحه اصلی

انقلاب سايبري در غرب

 

جوزف ميراندا

ترجمه؛ بابک پاکزاد

 

لحظه يي به گفته آن راديکال آلماني درباره طبيعت انقلابي سرمايه داري مدرن در اوايل قرن 19 بينديشيد؛ «آن (طبقه سرمايه دار) نمي‌تواند بدون انقلاب دایم در ابزار توليد و بنابراين روابط توليد و همراه با آنها کل روابط و مناسبات جامعه، به حيات خويش ادامه دهد... انقلاب دایم در توليد، زير و رو کردن مدام تمامي وضعيت ها و موقعيت‌هاي اجتماعي و عدم اطمينان و اضطراب پايدار، اين عصر را از تمامي اعصار پيشين متمايز مي کند. تمامي روابط ثابت و صلب و سخت با فساد و تباهي ديرپاي شان به کنار مي روند. پديده هاي جديد قبل از آنکه بتوانند جا خوش کنند منسوخ مي شوند. هر آنچه صلب و سخت است بخار مي شود و به هوا مي رود و نهايتاً انسان ناگزير است تا هوشيارانه با شرايط واقعي زندگي و روابط با همنوعش مواجه شود.»

 

تصور کنيد اگر واژه «سايبرنتيک» جايگزين «طبقه سرمايه‌دار» شود، عبارت فوق براي امروز نيز چقدر صادق به نظر مي رسد. سايبرنتيک جهان را متحول کرده است. اطلاعات و نه توليد به عامل کليدي در اقتصاد فراصنعتي بدل شده است. هر جنبش سياسي که کنترل ابزار اطلاعاتي (و نه ابزار توليد) را به دست گيرد انقلاب آينده را رهبري خواهد کرد. طبقه انقلابي جديد، دانشمندان، اپراتورها و کاربران فناوري سايبرنتيکي را شامل مي شوند. در گذشته، ارتباطات بخشي از نظام هاي سلسله مراتبي متمرکز بر توده ها بود که هم عرض با جامعه صنعتي (که يک نظام سلسله مراتبي و مبتني بر تحرک بخشي توده ها است) و ارتش هاي مدرن (که باز هم به شيوه سلسله مراتبي سازمان يافته و بر مبناي تحرک بخشي توده ها عمل مي کند) پديدار شد.

 

سايبرنتيک اين روند را معکوس کرده است. شبکه هاي ارتباطي سايبرنتيکي که امروز بر پايه اينترنت و شبکه فراگير جهاني عمل مي‌کند نه به خاطر يک نظام فرماندهي هرمي از بالا به پايين يا نظرسنجي از بازار، بلکه به خاطر اقدام هم‌زمان افراد و برهم کنشي آن‌ها گسترش يافت. سازمان سياسي- اقتصادي - اجتماعي ديگر در فضاي فيزيکي (مثلاً در يک سالن اجتماعات، کارخانه يا کليسا) متحقق نمي‌شود، بلکه در عوض، در فضاي سايبري - که محل اجماع اپراتورهاي سايبرنتيکي- کامپيوتري است صورت مي گيرد و به همين دليل، فضاي سايبري به ميدان جنگ انقلاب بدل شده است.

 

جبهه يي در فضاي سايبري

 

داشتن يک کامپيوتر، يک مودم و مکاني براي لينک شدن به فرد اين توانايي‌ها را اعطا مي کند؛ يک ابزار ايمن ارتباطي، توانايي ايجاد ارتباط با ميليون‌ها فرد ديگر، ابزاري براي تبليغ و اشاعه افکار و توانايي نفوذ در سيستم هاي کامپيوتري دشمن و خنثي کردن اقدامات آن‌ها.در حقيقت هر فرد مي تواند به يک کادر انقلابي تک نفره بدل شود. اين فرآيند از طريق ميليون ها اپراتور سايبرنتيکي مشابه رشدي تصاعدي پيدا مي کند و روشن است که اقدامات سرکوبگرانه با بهره گيري از ابزار سنتي به شکل اجتناب ناپذيري محکوم به شکست است.اين امر هم‌چنين در حوزه هاي ديگري نيز کاربرد دارد. براي مثال، توسعه تکنولوژي پول ديجيتالي براي مردم اين امکان را فراهم مي‌آورد که به محدوديت هاي دولت بر انتقال پول غلبه کنند. عادت معمول دولت هاي سرمايه داري مبني بر تصاحب دارايي هاي پولي مردم، در دنياي مجازي غيرممکن است و فرد مي تواند با يک فرمان از پيش برنامه ريزي شده، حساب خود را به هر تعداد نقطه امن دل‌خواه در جهان منتقل کند. به اين ترتيب موازنه قدرت به سود فرد در حال تغيير است. البته کساني که از ساختار قدرت کنوني منتفع مي شوند در برابر ابداعات و نوآوري هاي سايبرنتيکي مقاومت مي کنند. اين گروه هاي صاحب منافع ادعا مي کنند که سايبرنتيک تهديدي براي جامعه است. آنها حق دارند اما نه به گونه‌يي که در رسانه هاي جمعي ادعا مي‌کنند. هيچ تهديدي متوجه شهروندان نيست بلکه تهديد متوجه جامعه‌يي است که در آن منافع انباشته شده مي تواند بر ديگر افراد سيطره پيدا کند. با حضور گسترده تجهيزات ارتباطي سايبرنتيکي در ايالات متحده، هر تلاش دولت براي سرکوب يا حتي محدود و قانونمندکردن ارتباطات سايبرنتيکي به طرز اجتناب ناپذيري با شکست مواجه خواهد شد. از آن‌جا که هيچ سيستم متمرکز کنترل يا سوئيچينگ (که در مورد تلفن و شبکه هاي راديويي و تلويزيوني صدق مي کند) وجود ندارد، اقدام عليه هر ساختار سايبرنتيکي شورشي و ناهمخوان، غيرممکن است. سايبرنتيک به اقتضاي طبيعتش آشفته است و تئوري آشفتگي در مورد آن صدق مي کند. همين سيکل در مورد فروپاشي اتحاد‌شوروي قابل مشاهده است. دولت شوروي تلاش کرد تکنولوژي جديد ارتباطي را محدود کند اما نتيجه نهايي آن بود که شاهدش بوديم.اين فرآيند به وضوح در ايالات متحده مشاهده مي شود. با پيگرد قضايي فيل زيمرمن (مخترع PGP) و قانون Comunications Decency ACI (با محتواي سانسور فضاي سايبري)، دولت ايالات متحده بسياري از مردم را که آينده شان به پيشرفت تکنولوژي در اين عرصه وابسته است از خود بيگانه ساخت. با بيگانه سازي ميليون ها شهروند سايبرنتيک محور، دولت ايالات متحده زمينه را براي يک وضعيت انقلابي که احتراز از آن را آرزو مي کرد فراهم ساخته است. اين امر پيشاپيش خود را در جنبش فراگير جامعه سايبرنتيکي عليه مداخله بيشتر دولت در فضاي سايبري نشان داده است.

 

چه بايد کرد؟

 

جنبشي که بخواهد سياست آمريکا را هدايت کند بايد بر فراز موج در حال خيزش سايبرنتيک قرار گيرد و اين يعني استفاده از تکنولوژي سايبرنتيک را فرا گيريم، سياست هاي گذشته محور را ترک گفته و بر سياست هاي آينده محور متمرکز شويم، استفاده از تکنولوژي براي عضوگيري، تاسيس سازمان هاي حمايتي و مدافع حقوق مردم و بهره گيري از اين تکنولوژي براي کسب حساسيت اکثريت شهروندان.

 

فرهنگ توسعه - ۱۳۸۶ - لطفا مقاله‌ها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید