![]() |
|
شماره 69 - بهروزرسانی دو شنبه: 11/04/1386 بازگشت به صفحه اصلی |
|
(7) رسول مهربان
ماده اول 1. حکومت عامه فقط در دست نمایندگان جمع خواهد شد. 2. قوای مجریه در مقابل منتخبین مسئول بوده و تعیین آنها از مختصات نمایندگان متناوب ملت می باشد 3. کلیه افراد بدون فرق نژاد و مذهب از حقوق مدنییه بطور تساوی بهره مند خواهند بود 4. آزادی تامه افراد انسان در استفاده کامل از قوای طبیعی خود 5. الغای کلیه شئون و امتیازات ماده دوم – حقوق مدنییه 6. مصونیت شخص و مسکن از هر نوع تعرض و اقامت و مسافرت 7. آزادی فکر ، عقیده ، اجتماعات ، کار ، کلام 8. هر یک از افراد ملت که به سن 60 سالگی برسد از طرف حکومت حقوق تقاعد خواهد گرفت و در مقابل آن ترویج ادبیات و اصلاح اخلاق جماعت را عهده دار خواهد بود 9. تساوی زن و مرد در حقوق مدنی و اجتماعی ماده سوم- انتخابات 10. انتخابات باید عمومی و متناسب ، مساوی و مستقیم باشد 11. هر یک از افراد 18 ساله حق انتخاب کردن و 24 ساله حق انتخاب کردن و انتخاب شدن را دارا هستند ماده چهارم – اقتصاد 12. منابع ثروت از قبیل خالصجات ، رودخانه ها ، مراتع ، جنگلها ، دریاها ، معادن ، طرق و شوارع و کارخانجات جزء علاقه عمومی است 13. مالکیت اراضی با ملاحظه تأمین معیشت تا حدی تصدیق می شود که حاصل آن عاید تولید کننده شود 14. ممنوع بودن احتکار و انحصار ارزاق و سرمایه 15 . تبدیل مالیاتهای غیر مستقیم به مالیاتهای مستقیم ماده پنجم – معارف – روحانیت – اوقاف 16. تعلیمات ابتدائی برای کلیه اطفال مجانی و اجباری است 17. تحصیلات متوسطه و عالیه برای اطفالی که استعداد داشته باشند مجانی و حتمی است تبصره : محصلین در انتخاب هر فنی از فنون آزادند 18. انفکاک روحانیت از امور سیاسی و معاش 19. دیانت چون از عواطف قلبیه است باید مصون از تعرض باشد 20. ضبط و اداره کل اوقاف در دست عامه و تخصیص عواید آنها به مصارف عمومی و امور خیریه و صحیه و تأسیس کتابخانه های عمومی ماده ششم – قضاوت 21. قضاوت باید سریع ، ساده و مجانی باشد 22. تبدیل تنبیهات به اصول تکدیری 23. حبس مقصرین به اعمال شاقه به مدرسه و دارالتربیه اخلاقی تبدیل شود(××) ماده هفتم – دفاع 24. دفاع و مشق نظامی برای مدارس ابتدائی و متوسطه اجباری است 25. برای تحصیل فنون نظام ، مدارس عالیه تأسیس خواهد شد 26. در مقابل تهاجمات ضد اصول اجتماعی و تجاوزات کشورستانی ، دفاع از وظایف عمومی و اجباری است ماده هشتم – کار 27. ممنوع بودن کار مزدوری برای اطفال که سنشان به 14 سال نرسیده باشد 28. بر انداختن اصول بیکاری بوسیله ایجاد موسسات و تشکیلاتی که تولید کار و شغل می نماید 29. ایجاد و تکثیر کارخانجات با رعایت حفظ الصحه کارگران 30. تحدید ( تمدید ) ساعات کار در شبانه روز به 8 ساعت ، استراحت عمومی و اجباری در هفته یکروز ماده نهم – حفظ الصحه 31. تاسیس دارالعجزه و مریضخانه های عمومی و مجانی 32. رعایت نظافت و حفظ الصحه در مجامع و منازل و مطبخ ها و حمام ها و کارخانجات 33. انتشار قوانین صحی در بین عامه 34. جلوگیری از امراض مسریه و مسکرات – منع استعمال افیون و سایر مواد مخدره این مواد 34 گانه اگر هم مخلوق ذهن میر فخرائی نباشد در هیچ موردش از طرف دولت جنگل اعلام و اجراء نشد. در مورد بهره مالکانه و سهم ارباب و بیگاری و لغو مالکیت بر مراتع و جنگلها هیچ اقدامی بعمل نیامد. زارع و کشاورز و کارگر و زحمت کشان شهری و روستائی بهیچ وجه مورد توجه قرار نگرفتند. بهمین جهت زارعین و زحمت کشان شهری نسبت به حمایت از میرزا کوچک و دولت مستعجل او دست برداشتند. هیئت اتحاد اسلام که اختیار اصلی و اجرائی به اصطلاح نهضت جنگل را در دست داشت و دخالتی علنی در سیاست و صدور دستورات دستگیری می کرد فقط شعار جدائی و انفکاک روحانیت از سیاست می داد. چگونه ممکن بود علمای متمرکز در جلسات جنگل که سر رشته کار بدست آنان بود و امثال شیخ حسن آمن و میرزا محمدی انشائی و علم الهدا خواسته های آنان را اجراء می کردند رضایت به آزادی اندیشه و بیان و قلم دهند و رضایت به لغو و حتی تعدیل بهره مالکانه اربابی و فتوای مساعد به حقوق کشاورزان و کارگران صادر کنند. هیچ اعلامیه ای از طرف علماء اتحاد اسلام و یا میرزا کوچک در مورد بهره مالکانه و محدود کردن ساعت کار صادر نشده است. آنچه بنام مرام نامه جنگل در کتاب فخرائی در سال 1344 منتشر شده است مستند به هیچ گزارش و اطلاعیه و اعلامیه ای در روزنامه جنگل نیست و امضای هیچ شخصیت مشهور و نافدالکلمه ی نهضت جنگل در پای آن مشاهده نمی شود از طرفی نوع افکار و عقاید و منافع خانها و ثروتمندانی مانند حاج احمد کسائی و معین الرعایا و علمائی که هر یک متولی موقوفه های پر درآمدی بودند حاضر و راضی به اجرای مواد خیالی و موهوم ( ماده چهارم و بندهای 12 و 13 ) نبودند ، نوشتن این ادعا تحت عنوان ماده 12 که منابع ثروت از قبیل خالصجات ، رودخانه ها ، مراتع ، جنگلها ، دریاها ، معادن ، طرق و شوارع و کارخانجات جزء علاقه عمومی است ، بدان معناست که همه ثروتها و سرمایه های موجود ملی شود و از حالت مالکیت انحصاری سرمایه داران و خوانین و مالکین در آید و به نفع مردم مصادره شود و این خود شعاری است هم طراز با سوسیالیسم ، آیا واقعاً خانها و علمای تشکیل دهنده نهضت جنگل درآن حد و اندازه بودند و اگر میرزا کوچک خان به چنین رویه ی اقتصادی معتقد بود پس دعوایش با حیدر عمو اوغلی و حزب عدالت بر سر چه بود ؟ هیئت اتحاد اسلام اگر به این ماده و بند دوم ( حقوق مدنییه ) و بند 6 و 7 آن معتقد بود پس چرا به حیدر عمو اوغلی در ملاسرا حمله غافل گیرانه کرد و به قصد نابود سازی مخالفین خود آتش سوزی براه انداخت و سرانجام حیدر عمو اوغلی را بدست یک عده تالش های ایل آلیانی گشت و اداره گار نینژون به ریاست سعداله درویش حتی تحمل چند نطق و خطابه و اعلامیه های حزب عدالت را نداشت و امر به بستن خانه ها و کلوپ حزب عدالت و کندن و پاره کردن اعلامیه های حزب عدالت داد که شرح آن در صفحه های پیش آمده است. روسای ایلاتی چون آلیانی ( معین الرعایا ) و قره خان و احمد خان که به معنای واقعی کلمه ( دزدان مسلح بودند) بهیچوجه اعتقادی به آزادی بیان و عقیده نداشتند و معنای این گونه اصطلاحات را نمی فهمیدند و تحمل دگر اندیشان و سوسیالیستهای حزب عدالت و انقلابیون ضد استبدادی و ضد استثماری را نداشتند و از هر جهت سران نهضت جنگل وابسته به مالکین و خانها و بازرگانان رشت ، انزلی و لاهیجان بودند اما در ادعا و عوام فریبی و توسل به شعارها و کلمات قصار آزادیخواهی و مخالفت با ظالم و حمایت از مظلوم استاد بودند و می دانیم که چنین شعارها و کلماتی کلی گوئی است و برای فریب توده ها بکار میرود وجنبه اجرائی و عملی ندارد و شیوه ای است عوام فریبانه و پوپولیستی. دکتر شاپور رواسانی که کتاب ( نهضت میرزا کوچک خان جنگلی و اولین جمهوری شورائی در ایران ) را از نیمه دوم وقایع نهضت جنگل شروع کرده است و نیمه اول را به اعتبار وجود کتاب سردار جنگل مرحوم فخرائی بررسی نکرده است ، هیئت تشکیل دهندگان نهضت جنگل و تأثیر سیاست خارجی آلمان قیصری و خلافت امپراتوری عثمانی را در تآسیس و براه انداختن میرزا کوچک خان را نادیده گرفته است و نهضت جنگل و میرزا کوچک خان را زائیده از مردم و او را اسطوره ای ملی که هیچ رابطه ای با شبکه جاسوسی آلمان قیصری و سفارتخانه های آلمان و عثمانی نداشته است تصور کرده و نحوه تشکیل آن را در نوشته خود نیاورده است. کتاب مذکور به عنوان تز دکترای آقای شاپور رواسانی در آلمان فدرال و سال های اوج جنگ سرد بین امپریالیسم جهانی به رهبری آمریکا و دولت شوروی تنظیم شده است و چون می بایست به عنوان رساله دکترا پذیرفته شود هر چه رنگ و لعاب ضد شوروی آن بیشتر می شد بهتر پذیرفته می شد و نویسنده با سوابق ضد کمونیستی ای که در ایران داشته است و سالها در حزب ایران و جبهه ملی بود و احتیاجی که در بکار بردن شعارهای ضد شوروی داشته است کوشش کرده است از تأثیر انقلاب اکتبر در احیای حیات سیاسی ایران و استقلال و حضور مقتدرانه و فاتحانه لشکریان گارد سرخ که در تعقیب دولت استعماری انگلستان و قوای شاهزادگان روسی ضد انقلابی و ضد مردمی موسوم به گارد سفید به ایران آمده بودند تقریباً نادیده بگیرد. فصل اول عملیات جنگل که منجر به فرار میرزا از فومنات و رفتن به حوزه لاهیجان و تنکابن و مراجعت ذلت بار آن و قراردادی که قبل از حرکت اجباری با قوای انگلیس به فرماندهی ژنرال دنستروویل منعقد کرده و راه را برای حرکت آزاد بی خطر و مزاحمت یک لشکر و نیروی مهاجم خارجی استعماری علیه انقلاب نو پای روسیه شوروی باز گذاشت ، نادیده گرفته و مدعی است ( توجه مختصر به برنامه های جنگل و شیوه کار اجتماعی سیاسی رهبران و وابستگان آن اثبات می کند که این نهضت قیامی مردمی بود ، از نظر تاریخی ریشه دار و اصیل و حلقه ای از زنجیر مبارزات محرومین ایران برای رهائی از بلای فقر و ظلم ، سران نهضت بر ایرانی و اسلامی بودن خود تکیه می کردند. در کتاب سردار جنگل نوشته مورخ محترم فخرائی شرح زندگی میرزا کوچک خان و سوابق سیاسی و مبارزاتش با تفصیل کافی آمده و به این جهت برای اجتناب غیر ضروری از تکرار این نکات خودداری می شود و آنچه که موضوع کار ما را در این فصل از کتاب حاضر تشکیل می دهد عبارتست از توضیح روابط سیاسی و سازمانی نهضت جنگل با حزب کمونیست ایران ، دولت شوروی و حزب کمونیست شوروی . و تنها در این چارچوب است که به نکاتی از نهضت جنگل اشاره خواهد شد.[1]) برای روشن شدن خوانندگان این سطور لازم است درباره آقای دکتر شاپور رواسانی و کتابش توضیحاتی داده شود تا معلوم شود که این کتاب را نه یکنفر محقق بی طرف بلکه یک ضد کمونیست مجذوب حزب سوسیال دموکرات آلمان نوشته که سوابقی در ایران در عضویت حزب ایران داشته است و همه سرمایه اش همان مخالفت با احزاب کمونیست بویژه حزب توده ایران است و اکنون در لباس اسلامی ظاهر شده است و به جای تحقیق و بیان بی طرفانه وقایع جنگل سعی در پیوند دادن قضایا با نیت باطنی خود که مخالفت کور و عناد و دشمنی با هر عدالتخواه رنج دیده ای که حتی در دوران تزارها برای کسب معاش مدتی را در مراکز صنعتی روسیه گذراند دارد و تمام تلاش او جمع آوری یافته هائی است که با کمک آن بتوان هر گناهی را در کار جنگل به گردن سوسیالیست ها انداخت . واقعیت امر این است که نویسنده کتاب در حدود سالهای 1335 در آبادان بود و به شغل دبیری علوم طبیعی در دبیرستانهای آبادان اشتغال داشت و از جمله دبیران مورد احترام شهر بود. بدنبال یک حادثه غیر سیاسی که جنبه شخصی و خصوصی داشت منتقل به تهران شد و پس از چندی به عنوان ادامه تحصیل در رشته علوم طبیعی با موافقت وزارت فرهنگ آن زمان به آلمان فدرال (غربی) رفت اما بجای تحصیل در رشته زیست شناسی و علوم طبیعی به اقتصاد سیاسی پرداخت. اقتصاد سیاسی در آن دوران جنگ سرد که معرکه مخالفت با اتحاد جماهیر شوروی گرم بود خواستاران زیادی داشت. طبیعی است در چنان آب و هوائی دنبال کردن علوم طبیعی به صرفه و صلاح نبود و با توجه به عضویت در جبهه ملی و آشنائی با ضد کمونیستهای آلمان فدرال میدانی برای ایجاد یک پایگاه ضد توده ای و ضد کمونیستی در آلمان فراهم کرد و به وابستگی به حزب سوسیال دموکرات آلمان درآمد. در آن زمان راقم این سطور که منشی مرحوم اللهیار صالح بود می دانست که آن گروه از نام بلند آوازه دکتر مصدق فقط به منظور ضدیت با حزب توده ایران سوء استفاده می کردند و کاری به مسائل دیگر نداشتند حتی دکتر رواسانی برای آنکه از دردسر عضویت در کنفدراسیون اروپا بر کنار باشد چندان ارتباط محکمی با آن گروه نداشت و به گفته عده ای از رهبران کنفدراسیون به صاحب این قلم، حوصله چندانی با دعاوی دور و دراز ایشان نداشتند و عمدتاً مخالف نظرات ایشان بودند. کتاب ضد کمونیستی نهضت جنگل وسیله ای شد که به محافل آلمان فدرال راه یابد و بالاخره یک سمت دانشیاری در یکی از دانشگاههای دور افتاده شمال آلمان بدست آورد و ناچار شد از مرکز آلمان به شمال آلمان مهاجرت کند و تشکیل خانواده ای بدهد و با کمک دولت خانه ای راحت بسازد و گاه به گاه در جلسات روشنفکری ضد توده ای شرکت کند و بالاخره در جامعه ای بنام جامعه فارغ التحصیلان مقیم آلمان عضو شود. در تمام این سالها تا بر سر کار آمدن دولت بازرگان و پیروزی انقلاب از حال و هوای مبارزات در ایران دور بود و مانند همه اعضای جبهه ملی و حزب ایران در فکر کار و زندگی خود بود. در 14 اسفند 1357 که سالگرد وفات مرحوم مصدق بود به ایران آمد و به منزل راقم این سطور ورود کرد و خطابه ای هم بر سر قبر مرحوم مصدق از طرف جامعه فارغ التحصیلان مقیم آلمان قرائت کرد که مقدمات اجرای چنین کاری از قبل توسط مرحوم ابوالفضل قاسمی و راقم این سطور بعمل آمده بود در آن موقع حال و هوای اجتماع سیاسی ایران سخت منقلب بود و آقای دکتر رواسانی زمینه را برای ابراز ضدیت با حزب توده ایران چندان مناسب نمی دید و با آنکه کتاب نهضت جنگل میرزا کوچک خان را در سال 1971 (1350 ) در آلمان غربی (هانور) نوشته بود و در سال 1973 ( 1352) منتشر کرده بود[2] مصلحت ندانست آن کتاب را در دوران آزادی قلم و بیان روزهای اول انقلاب منتشر کند زیرا مطالب ضد شوروی و ضد کمونیستی آن مورد اعتنای جامعه نبود و بیش از همه احتمال می داد که انتشار کتاب در آن روزهای فعالیت حزب توده ایران مورد نقد و انتقاد قرار گیرد و پنبه کار زده شود بدین جهت مسئله را مسکوت گذاشت و پس از اینکه حزب توده ایران و همه گروه های سیاسی قتل عام شدند و یا به محاق توقیف رفتند و دوران خفقان و سکوت اجباری سیاسی فرا رسید میدان را برای انتشار و ترجمه کتاب مناسب دانست و چون جو مذهبی بر جامعه غالب بود مقدمه کشافی بر آن افزود که حکایت از تاثیر عظیم تشیع در مبارزات اجتماعی داشت و کتاب را با آن مقدمه طولانی بصورت یک کتاب شبه مذهبی و یا ملی مذهبی در آورد و قسمت های مربوط به ضدیت با کمونیسم را برجسته کرد و همه احزاب عدالت و حزب کمونیست ایران را بصورت نوکران بلا اراده حزب کمونیست شوروی درآورد و حیدر عمواوغلی را همدست با سارق مسلحی بنام غلامعلی بابا معرفی کرد و از میرزا کوچک خان اسطوره ای ساخت که مظهر همه استقلال و عدالت خواهی ایران بود که در نهایت فدای سیاست شوروی شد و وجه المصالحه شوروی و انگلیس قرار گرفت و شهید شد. این دعاوی مورد پسند وزارت ارشاد قرار گرفت و در سال 1368 کتاب به فارسی ترجمه و منتشر شد این کتاب از اسناد جدیدی که درباره جنگل نوشته شده است تهی است. رواسانی می خواهد به خوانندگان کتاب القاء کند که بانی و باعث شکست جنگل و پیروزی سردار سپه دولت شوروی بوده است و حزب عدالت هم چون وابسته به حزب کمونیست شوروی بوده و از جامعه ایران بی خبر بوده است با طرح شعارهای خام و دور از واقعیت موجب شکست نهضت جنگل شده است و مهم تر آنکه می خواهد این قضیه بی اساس را به خواننده کتاب القاء کند که دولت شوروی از جنگل و میرزا کوچک خان حمایت نکرد و نمی بایست قوایش را از ایران خارج کند و بلکه موظف بود که پول و اسلحه و نفرات رزمنده و امکانات مالی و تسلیحاتی به میرزا کوچک خان بدهد تا میرزا کوچک خان در مقابل دولت ایران مقاومت کند و پیروز شود و در عین حال کمونیست ها را هم حق داشته باشد که قتل عام کند و تیر باران نماید و اسلام و حکومت ملی – مذهبی را با اسلحه شوروی به قدرت و عظمت برساند : این چکیده و عصاره دعاوی دکتر رواسانی است و در این ادعای بدور از حقیقت خیال می کند که تنها محققی است که به کشف آن نایل شده است در حالی که چه بسیار از محققین مغرض و مزدور امپریالیسم بارها و بارها سعی در مخدوش کردن حقایق تاریخی کرده اند. قبل از آنکه به نقد آن دعاوی و بررسی آن بپردازم تذکر این نکته لازم است که این کتاب ترجمه اصیل و بی خدشه و خدعه ای نیست در حقیقت برای آنکه این کتاب به نرخ روز نوشته شود مقدمه طولانی بر آن اضافه شده که حکایت از اعتقاد نویسنده به اسلام و مکتب شیعه دارد در حالی که دکتر رواسانی در تمام مدتی که در ایران بود و چه در مدت کمی که بعد از انقلاب به ایران آمد و رفیق گرمابه وگلستانم بود ، در این مدت کمترین اعتقادی به اسلام و تشیع نداشت و هیچگونه اطلاعاتی هم درباره اسلام و شیعه نداشت و آنچه میدانست در حد یک روشنفکر ملی بود حتی روخوانی قرآن را بلد نبود آن مقدمه طولانی برای آنکه خود را در دل مقامات جمهوری اسلامی جا بیاندازد نوشته شده است و اگر می بایست ، تز دکترای دکتر رواسانی حاوی چنان مقدمه ای برای فهم جنبش جنگل باشد منطقاً می بایست در همان سال 1973 یعنی قبل از انقلاب نوشته می شد و جزء فصول اصلی کتاب قرار می گرفت ، برای فهم نهضت میرزا کوچک چه لزومی دارد که از تاریخ گئوماتا مسئله آغاز شود و تشریح و تبین صد در صد مخلصانه و معتقد به تشیع و اسلام بمیان آید می توان گمان کرد که روحیه ابن الوقتی نویسنده او را مقید کرده است که به چنین مونتاژی دست بزند بهر حال آدمی در تحول و تغییر است و انشاء اله که شاپور رواسانی ماتریالیست طرفدار کائوتسکی به شیعه ای منتظر ظهور حضرت صاحب العصر مبدل شده باشد و اما اشکال و ایراد این کتاب مونتاژ شده و به مد روز و باب پسند ارباب قدرت روز درآمده ، بدین قرار است 1- در فصل دوم کتاب آقای دکتر رواسانی می نویسد ( بر اثر پیروزی انقلاب اکتبر 1917 در روسیه دوران جدیدی در جنبش سوسیالیستی ایران آغاز گردید)[3] تا قبل از پیروزی انقلاب اکتبر در روسیه هیچ جنبشی تحت عنوان ( جنبش سوسیالیستی ) در ایران سابقه ندارد در انقلاب مشروطه که انقلابی نا تمام بود و به اهداف خود نرسید هسته هائی از سوسیالیست ها فعال بودند اما به صفت (جنبش) معروف و موصوف نبودند آنچه وجه غالب بر ایران بود حکومت وثوق الدوله بود که در تلاش برای اجرای قرارداد 1919 بهر دری می زد و جنبش گیلان هم که مدعی مبارزه با قرارداد و دولت وثوق الدوله بود با حمایت قاطع دولت بریتانیا و نیروهای متحد تزاری و انگلیسی ، گروه جنگلی ها را با بمباران مداوم هواپیما و حمله نیروی زرهی و پیاده نظام ، تسلیم خود کرد که ناچار به تنظیم قرارداد صلح و تسلیم علوفه و علیق و خواربار به قشون انگلیسی ژنرال دنسترویل و ژنرال مالسن شدند و قراردادی را به امضای نمایندگان جنگل رساندند که در کتاب مرحوم فخرائی و زنده یاد محمد علی گیلک متن کامل آن موجود است و علاوه بر آن تفسیر عالمانه و جالبی که مرحوم محمد علی گیلک درباره آن قرارداد نوشته است بسی آموزنده است و پس از عبور آسوده و بی خطر نیروهای انگلیسی از خط منجیل – انزلی و رسیدن به بادکوبه و انهدام دولت انقلابی شائومیان آنچنان بلائی به سر نیروی میرزا کوچک خان آوردند که او را مجبور به فرار به حوزه تنکابن و سپس مراجعت و فرار عنان گسیخته و تارو مار شده به اعماق جنگل های سه سار و فومنات آنهم در نهایت اضطراب و اضطرار کردند که شرح آن در کتاب مرحوم گیلک آمده است . با پیروزی و پیشرفت انقلاب اکتبر جانی به تن خسته آن گروه 8 نفره میرزا دمیده شد و میرزا کوچک خان مجدداً بلند آوازه شد و نیروهای فاتح انقلاب شوروی اورابریاست دولت شورائی گیلان رساندند اما جنبشی بنام سوسیالیستی در ایران آغاز نشد چه آنکه حتی میرزا اجازه نداد چند نطق و خطابه و اعلامیه ای در تبین سوسیالیسم و حقوق طبقات زحمت کش و مفاسد و مظالم سیستم ارباب – رعیتی به گوش مردم گیلان برسد و اداره گارنیزون به رهبری سعد اله درویش فراماسون نماینده اعزامی تقی زاده ( استاد مادام العمر لژهای فراماسونی انگلستان در ایران که حتی در حمایت دولت قیصری آلمان و در پایتخت آن امپراتور حقوق و اعتبار جنگی – تبلیغاتی می گرفت اما در نهایت کار را به نفع دولت انگلستان تمام می کرد که خود بحث آموزنده ای است از نقش فراماسونری در ایران) دولت شورائی گیلان به رهبری میرزا کوچک خان اجازه نداد که مقدمات آگاهی از اصول سوسیالیسم در ایران فراهم شود و جمعیت و حزبی تحت این عنوان به آسودگی تبلیغ کند آری فقط تبلیغ او آن بزرگترین مبلغ و سرباز فداکار سوسیالیسم و انقلابی معروف زمان یعنی حیدر عمو اوغلی را نابود کرد که خود داستانی است فاجعه امیز بنابراین ادعای اینکه بر اثر پیروزی انقلاب اکتبر در روسیه (دوران جدیدی در جنبش سوسیالیستی ایران آغاز گردید) یک لفاظی بیش نیست اما صحیح است که پیروزی انقلاب اکتبر استقلال ایران را حفظ کرد و متن سخنرانی زنده یاد دکتر محمد مصدق در کتاب مرحوم کی استوان موجود است بهر حال پیروزی انقلاب اکتبر، استقلال ایران را حفظ کرد و از سلطه و قیومیت انگلستان نجات داد چه آنکه قرارداد دولت وثوق با دولت بریتانیا که به قرارداد 1919 معروف است کشور ایران را در زمینه های مختلف اداری-نظامی-مالی-سیاسی و روابط خارجی و امور گمرک و بازرگانی خارجی تحت مدیریت افسران و مستشاران انگلیسی قرار میداد و حداکثر سمت و مسئولیت ایرانیان در اداره کشور و مدیریت وزارتخانه ها در پائین ترین رده قرار میگرفت و همه امور می بایست با تأیید و تصویب مستشاران انگلیسی انجام شود و حتی در <قشون> افسران ایرانی تا حد درجه سروانی حق ارتقا داشتند که خود بحث مفصلی است. 2- جای تأسف است که نویسنده کتاب در سر فصل دوم از جنبش سوسیالیستی ایران سخن میراند اما در صفحه دوم همان فصل جنبش را تا به حد کمیته مخفی تنزل می دهد و از قول اوسیتر و مورخ شوروی مدعی می شود که بعد از انقلاب شوروی در تهران یک کمیته سیاسی مخفی تحت رهبری شیخ حسن خان تشکیل می شود و در دنباله آن همان جنبش ادعائی خود را به طرفداران ماجراجوئی که سارق مسلح بودند تنزل می دهد[4] این گونه دست گردانی و شعبده بازی با تاریخ در شأن یک استاد دانشگاهی نیست و شباهت کاملی به تعزیه گردانی و شعبده بازی دارد که در اول صفحه جنبش سوسیالیستی نامیده می شود و در صفحه بعدی به کمیته مخفی با عضویت سارق مسلحی بنام حاج بابا اردبیلی تنزل می کند، یک نویسنده ضد شوروی و ضد توده ای می تواند در تاریخ نویسی جوانمرد بصیری باشد و الا بمانند یک هوچی سقوط و هبوط می کند. برخلاف ادعائی که نویسنده کتاب در زیر نویسی ص122 مطرح می کندکه ( هنوز بسیاری از مطالب مورد بحث در آرشیوهای شوروی و کشورهای غربی مدفون است) همه ابعاد مبارزات عدالت خواهان سوسیالیست عضو حزب عدالت و حزب توده ایران و فرقه دموکرات مورد بررسی و تحقیق قرار گرفته است و سند اصالت آن سوسیالیستهای پر شور مبارز و فداکار که در کسوت کارگر، دهقان زحمتکش شهری- استاد دانشگاه – دانشجو- افسر شرافتمند ارتش- کارمند انسان دوست پاکدامن بوده اند در زندانهای رضا شاهی و محمدرضا شاهی و جمهوری اسلامی موجود است آنها نه سارق مسلح بوده اند و نه نوکر بی اختیار و نه فراری دوران مبارزه و جا خوش کرده در شهرهای آلمان و میدان دار امروزی خانه میرزا کوچک خان گیلانی. حیا و عفت قلم و راست گوئی و دوری از سفسطه و مغلطه از الزامات حتمی مورخ است و اگر چنین نباشد مورخی که خود را بنام پروفسور- دکتر- شاپور رواسانی صاحب کرسی اقتصاد اجتماعی دانشگاه الدنبورگ آلمان غربی در صفحه اول کتاب معرفی می کند با نوشتن هزل مانندی که (در منابع فارسی که مورد مراجعه نگارنده بودند از حاج بابا اردبیلی که به قول او ستر و سارق مسلح آستارائی بود و به عنوان یکی از مبارزین با شهامت جنبش مشروطه در ایران و همکار حیدر خان عمو اوغلی نام برده می شود)[5] سقوط یک آدم با شرف را در در ورطه لجاجت میرساند و طرفه اینکه این استناد مستهجن را به خاطرات عبدالله بهرامی مستند می کند که از خاطره نویسان خیال پرداز است که بهیچوجه نوشته اش ارزش تاریخی و تحقیقی ندارد و علاوه بر آن از کهنه درباریان قاجار تا پهلوی است. 3- دکتر رواسانی می نویسد( عمده ترین اثر پیروزی انقلاب اکتبر در ایران عبارت بود از تشکیل حزب کمونیست در ایران. این حزب (چنانکه به شرح تفضیلی خواهد آمد) در تیر ماه 1299 در بندر انزلی با شرکت اعضاء حزب عدالت تشکیل شد. حزب عدالت نیز بخشی از سازمان حزب سوسیال دموکرات کارگری روسیه بشمار می رفت به این ترتیب (چنانکه در صفحات آینده دقیقاً نشان داده خواهد شد حزب کمونیست ایران عملاً چه از نظر سازمانی و چه از نظر سیاسی و ایدئولوژیکی بخشی از حزب سوسیال دموکرات روسیه و سپس حزب کمونیست شوروی اند. در این فصل از کتاب که وقایع سیاسی و اجتماعی در ایران در فاصله سالهای 1917 تا 1921 موردبحث قرار خواهند گرفت تکیه بر مسائل ذیل است. (××) اگر میرزا به این اصل التزام قلبی و عملی داشت ، پس چگونه است که دستور ترور میدهد و حمله مسلحانه ناگهانی به ملاسرا می کند و حیدرعمواوغلی را در زندان تنگ و تاریک مسجد پیش روستائی در اعماق جنگل بدست یک عده نوکران بی سواد و تقریبا وحشی و بدوی معین الرعایا که گالش خوانده می شدند می کشد و حتی آن اندازه از غیرت و شرف انسانی برخوردار نبودند که جسد آن مرد بزرگ را دفن کنند تا طعمه حیوان های وحشی نشود . [1] ص ص 157 و 158 نهضت میرزا کوچک خان نوشته شاپور رواسانی چاپ دوم 1368 [2] - ص 13 همان کتاب [3] - فصل دوم ص 121 [4] - ص 122 کتاب نهضت میرزا کوچک خان تألیف شاپور رواسانی [5] - ص 123 همانجا مقدمه ای بر قضیه ی نهضت جنگل (4) |
|
فرهنگ توسعه - ۱۳۸۶ - لطفا مقالهها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید |