شماره 70 - به‌روزرسانی چهارشنبه: 13/04/1386                                        بازگشت به صفحه اصلی

گزارشی  از روستوک

 

 مشاهدات؛ ويژگی ها!

 

نسيم عصيان

 

من يکی ازجوانان شرکت کننده در مبارزات ضد جی هشت هستم. که همراه با گروهی  از ايرانيان بطور متشکل در اين مبارزه شرکت کردم. تلاشم اين است که در قالب مشاهداتم ويژگی های اين جنبش را برای خوانندگان نشريه بذر توضيح دهم.

البته اين اولين تجربه شرکت من در يک مبارزه بين المللی  بود و خوشحالم که اين اولين تجربه را در يک مبارزه جدی  و راديکال با حضور بيش از 80000 نفر کسب کردم و اين برای  ما جوانان ايرانی  که کمتر در جريان تجارب نسل قبلی و همچنين تجارب نسل جوان در ديگر کشورها هستيم، اهميت زيادی  داشت.

 

اولين ويژگی  که بيشتر از هر چيز ديگر به چشمم آمد جوان بودن اين جنبش است. حتی  اگر روز اول وارد شهر روستوک می شدی و نمی دانستی که اين تجمع برای  چيست، حضور اين همه جوان بيش از هر چيز ديگری  جلب توجه می  کرد. تقريبا متوسط سن 70 تا 80 در صد شرکت کنندگان در تظاهرات و آکسيونها  زير 25 سال بود. البته در برخوردهای  بعدی می فهميدی که اينان از جنس جوانانی که قبلا می شناختی نيستند و خيلی متفاوتند. جوانانی مصمم، مبارز، متحد، مسئول و البته آگاه !

 تقريبا همه سازماندهندگان تظاهرات و مسئولين کمپ ها و آکسيون ها دختر و پسر جوان بودند. زمانی که وارد چادر اطلاعات کمپ می شدی تعدادی جوان می ديدی که از قبل نمی توانستی حدس بزنی  که هر يک از اينها مسئوليت يک کار مهم را برعهده دارند. با گذشت زمان کمی در می يافتی که يکی مسئول بخش مهمی از تدارکات کمپ است ديگری مسئول تظاهرات و ... 

در چادر کمک های اوليه، نيز با چند جوان دانشجوی پزشکی يا پرستاری روبرو می شدی که مسئول مداوای  افراد بودند.

 روز 3 ژوئن که گروه ما می خواست ميتينگی تحت عنوان "جنگ آمريکا در خاورميانه" تشکيل دهد. برای  گرفتن محل مناسب به مسئولين کمپ مراجعه کرديم. مسئول اينکار پسری 20- 22 ساله بود که بعد از ديدن مکان انتخابی ما سريع موافقت کرد. سريع هم به ما اعتماد کرد و مسئوليت کار را به خود ما که جوان بوديم واگذار کرد.

 نگهبانان کمپ در شب همگی جوان بودند. وقتی که بيشتر با آنها صحبت کرديم، ديديم اکثر آنها دانشجو هستند و اتفاقا دانشجويانی که برای هزينه های تحصيلاتشان شديدا کار می کنند. يعنی فقط کارشان درس خواندن نيست.

برای من برخورد اين جوانان جنبه تابو شکنی  نيز داشت. درک شان از مبارزه يک امر خشک و دگم نبود. تفريح و مبارزه در کنار هم بود. گروههای موزيک و رقص فعال بودند. حتی باری  بود که مشروبات ارزان قيمت ارائه می داد. که هر کسی به تناسب از آن استفاده می کرد. البته نسبت به همه اينها آگاهانه برخورد می  شد. من طی اين شبها نه شاهد بد مستی کسی بودم و نه شاهد ايجاد مزاحمت برای  کسی.

بيشتر که مطالعه کردم، فهميدم که اين جنبش آنتی جی هشت در درجه اول يک جنبش توده ای جوانان است. بار اصلی اين جنبش برعهده جوانان کشورهای  پيشرفته است. نسل جديدی  که نماينده آينده هستند و می خواهند آينده را بدست خود  بسازند. آنان در اين راه با سد بزرگ نظام سرمايه داری روبرو هستند. به همين دليل در صف اول مبارزات قرار دارند.

 دومين ويژگی جالب برای من روحيه انترناسيوناليستی بالای شرکت کنندگان در اين جنبش بود. در روستوک  از همه مليتها (آلمانی، ايتاليايی، ترک، آمريکايی، کانادايی، لبنانی، مکزيکی و ايرانی ...) حضور داشتند. مهمتر از آن برای  اولين بار می ديدم که اين همه جوان عمدتا اروپايی که در کشور خودشان از رفاه نسبی  برخوردارند به خيابان آمده اند تا عليه فقر جهانی، استثمار جهانی، مظالم سرمايه داری جهانی و از بين بردن محيط زيست جهانی اعتراض کنند. مسئله آنها طرح خواسته های فردی  يا گروهی يا امور مربوط به کشور خودشان نبود.

همه جا می  توانستی  شاهد برخوردهای انترناسيوناليستی باشی. روز اول هنگام حرکت اتوبوس به سمت روستوک، در اولين دقايق يکی  از مسولين برای  جمع ما که ترکيبی از مليتهای مختلف بود، پرسيد  که اگر پليس در بين راه کنترل کرد و خواست کسی  را که برگه اقامت ندارد پياده کند، پيشنهاد جمع چيست؟ آيا همه با هم در اتوبس بمانيم و کسی  پياده نشود يا همه با هم پياده شويم و مانع کار پليس شويم. از همان لحظه اول می  فهميدی که در اين جنبش همه با هم می خواهند به هدف مشترکشان دست پيدا کنند.

موضوعات بسياری  از تظاهراتها و متينگها بين المللی بود. امسال يکی از تم های اصلی جنبش ضد جی  هشت مساله مهاجرت و پناهندگی  بود. که به خاطر همين روز 4 ژوئن تظاهرات بزرگی با شعارهای "آزادی  حرکت انسانها" و "نه مرز, نه مليت, نه ديپورت"برگزار شد و همه گرايشات در آن حضور داشتند.

مورد ديگر  روز 5 ژوئن تظاهراتی  تحت عنوان "اعتراض به 40 سال اشغال فلسطين" از طرف گروههای  مترقی  اسرائيلی  سازماندهی شده بود که مورد استقبال بسياری از مردم قرار گرفت. عجيب اين بود که  کسی  از فلسطين در آن شرکت نداشت.

بارها شده بود که در راه برگشت از آکسيونها در قطار با هم سرود انترناسيونال می خوانديم، ديگران نيز به زبانهای  ترکی، اسپانيايی، آلمانی  و... با ما هم صدا می شدند.

روز ورود جرج بوش که ما برای  بلوک کردن راه  فرودگاه رفتيم، آنروز حضور ما اهميت زيادی  داشت. ما شعارهايی  در مورد خاورميانه و خروج آمريکا از عراق و افغانستان سر داديم. در ابتدا بسياری  که فکر کرده بودند ما فقط می  خواهيم مسائل کشور يا منطقه خودمان را طرح کنيم با ما همراهی  نکردند و اين باعث تعجب ما بود. اما زمانی  که ما شعارهای  ضد سرمايه داری  و ضد جی ايت را سر داديم همه به ما اعتماد کردند و فهميدند مبارزه ما نيز از خصلت جهانی  برخودار است. چند هزار نفر پشت پرچم ما صف کشيدند و همه شعارهای  ما را تکرار می کردند.

سومين ويژگی اين جنبش سياسی بودن آن است. اکثر شعارهای اين جنبش سياسی اند. خواسته های  طرح شده، همه سياسی اند و از زوايای  مختلف قدرتهای سياسی  بزرگ حاکم بر جهان را هدف قرار می  دهند. گروههای متنوع شرکت کننده در اين جنبش آگاهانه سياست های کلان رهبران دنيا را به چالش می  گيرند، حتی  زمانی  که  موضوعات خاصی  را به ميان می  کشند.

برای  مثال حتی  گروههای  محيط زيست هم که در اين جنبش شرکت داشتند آماجشان سياستهای  کلان نئوليبراليستی است که منجر به نابودی  محيط زيست شده است. يا در روز 3 ژوئن که گروهی  پس از سخنرانی  در دانشگاه برای  بلوک کردن "مک دونالد" رفتند اعتراض آنها به قيمت يا کيفيت غذای "مک دونالد" نبود. مسئله شان محکوم کردن يکی از سمبلهای جهانی سازی سرمايه داری بود. يا زمانی که عده ای ازجوانان پوستر "برگر کينگ " را کندند. همه بيان يک اعتراض کاملا سياسی و آگاهانه بود. بر خلاف تبليغات رسانه های دولتی  که با تبليغات دروغين شان وانمود می کنند که اينها يک عده جوان عاصی اند و هدفشان صرفا اغتشاش و بی  نظمی است. برای من جالب بود که پس از کندن پوسترها، جوانان همه آشغالها را جمع کرده و در سطل زباله ريختند.

روز تظاهرات و دفاع از مبارزات مردم فلسطين آگاهانه محل تظاهرات مقابل کارخانه کاترپيلار انتخاب شد. مقابل شرکتی که سازنده ماشينهايی است که خانه های  فلسطينی ها را تخريب می کند. اين يک انتخاب سياسی  بود.

همجنسگرايان نيز حضور و اعتراض شان را سياسی  بيان می  کردند.

جنبش ضد جی  هشت يک جنبش رزمنده است. اين يکی  ديگر از ويژگی  های  مهم اين جنبش است. اين روحيه  ادامه همان روحيه مبارزاتی جوانان سياتل در سال 1998 و جنوا در سال 2001 است. رزمندگی   ويژگی  برجسته و گسترده مبارزه در روستوک بود. اغلب افراد شرکت کننده از روحيه بالايی  برخوردار بودند. البته جوانان گروه "بلک بلوک" يا به قول ما "سياه جامگان" نوک تيز پيکان رزمندگی  اين مبارزات بودند. آنان  بخوبی روحيه رزمندگی همه جوانان شرکت کننده را منعکس می  کردند. اعضای  اين گروه از همه جوانتر بوده و بخشی  از آنان دانش آموز بودند. جوانانی شجاع، جسور، با روحيه، سازمان يافته و تمرين ديده و آماده نبرد خيابانی  با پليس.

اين جوانان که از طيفهای  سنی  مختلف بودند با لباسهای  سياه يکدست و عينک آفتابی و هنگام درگيريها با صورت پوشيده در تظاهراتها شرکت می  کردند.

بر خلاف اخبار و رسانه های  دولتی اساسا اين پليس بود که با کمک دو نفوذی خود تظاهراتها را در روز اول به درگيری کشاند نه جوانان "بلک بلوک". هم اکنون  وکلای  تظاهرات ضد جی ايت با فيلم و مدرک در اين زمينه شکايتی راعليه پليس آلمان طرح کردند. اما واقعيت اين است که اگر اين جوانان آماده دفاع و مقابله با پليس نبودند خيلی زود بساط مبارزات ضد جی هشت جمع می شد و يا به جهتی هدايت می شد که دولت آلمان می  خواست. جوانان "بلک بلوک" تاکتيکهای موثری داشتند و روحيه رزمندگی  شان به همه تظاهرکنندگان منتقل می  شد.

برخی  ها سعی می کنند طوری وانمود کنند که مبارزه راديکال اين جوانان اوضاع را مختل می کرد و برای تظاهراتها مزاحمت ايجاد می  کرد. در صورتيکه اين واقعيت ندارد. شايد با گروههايی  مثل "بلک بلوک" در هدفهای  بلند مدت اختلاف داشته باشيم ولی برای از بين بردن نظم موجود و برپايی  جهان ديگر مگر ما نيز روزی  ناچار به مبارزه و مقابله با اين حافظين نظم نئوليبرالی  سرمايه داری نيستيم. اين شيوه از مبارزه نمادی  از آينده هم هست. مضافا اين گروه از حمايتهای همگان نيز برخوردار بودند. کما اينکه بسياری از افرادی که خودشان نمی توانستند مستقيما در اين نوع مبارزه خيابانی شرکت کنند به اشکال مختلف به آنها ياری می  رساندند. برای مثال يک زوج پير در بين جمعيت را ديديم که در حين درگيری "بلک بولکها" با پليس، وقتی  می  خواستند عقب بنشينند يا خود را استتار کنند، آن زوج پير لباسهای  سياه آنها را در ساکهای  بزرگی می ريختند تا آنها توسط پليس شناسايی  نشوند. بسياری  از گروههای  شرکت کننده در تظاهرات نيز اعلام می  کردند که اگر نمی خواهيد درگير شويد، فقط بايستيد تا استتار اين جوانان باشيم که بتوانند از دست پليس فرار کنند.

يا همان شب اول که پليس با تانک و نفر بر کمپ ما را محاصره کرد و هر آن احتمال اين بود که حمله کند. جلسه اضطراری  در چادر مرکزی  کمپ برگزار شد که تا راه چاره جمعی  پيدا شود. اقليتی  می گفتند که در صورت حمله پليس بايد با  آرامش تسليم شويم تا درگيری نشود. ولی اکثريت می گفتند که بايد مقاومت کنيم چون اگر کمپ را از دست بدهيم علاوه بر اينکه به مبارزات ما لطمه می خورد، پليس قدم بعدی را هم بر می دارد. اين روحيه مديون روحيه جوانان رزمنده ای چون "بلک بلوک" بود. ما در روزهای  اول کمی  با ترس و احتياط عمل می  کرديم ولی  بعدا همه با روحيه تر، محکم تر و مطمئن تر شديم و وقتی  استيصال و پريشانی  پليس را بيشتر ديديم بی پرواتر به اهدافمان فکر کرديم و انها را عملی کرديم. جو به گونه ای  بود که هرچه بر فشار پليس اضافه می  شد، روحيه رزمندگی  افراد نيز بالاتر می  رفت.

 

اصلی ترين ويژگی جنبش ضد جی هشت ضد سرمايه داری بودن آن است. اولين، برجسته ترين و شاخص ترين شعارهايی  که به چشم می خورد يا شنيده می  شد، شعارهای ضد سرمايه داری بود. اين امر در همه جا مشهود بود. در کمپ، آکسيونها، بلوکاژها، ورک شاپها، غذاخوريها و بارها. شعار "آنتی کاپيتاليسم" ورد زبان همه بود. همچنين شعار "سرمايه داری  را به تاريخ بسپاريم" نه تنها کسی با اين شعارها مخالفتی نداشت بلکه همه با آن همصدايی می کردند. همه جا اين نظام سرمايه داری  بود که از زوايای  گوناگون مورد آماج قرار می  گرفت.

اغلب پرچمها، سمبلها، مجسمه ها و نمايشها در محکوم کردن فجايعی چون فقر، گرسنگی، استثمار، جنگ، پناهندگی، آلودگی  محيط زيست و ... بود.

به قدری  اين روحيه ضد سرمايه داری  بارز بود که حتی  گروههايی هم که خواهان اصلاح و رفرم در همين سيستم بودند و  از اين طريق می  خواهند از درد و رنج مردم دنيا بکاهند، ضديت خود با سرمايه داری  را نشان می  دادند. آنها نيز حالشان از اينهمه فجايع و جنايات سرمايه داری بهم خورده بود. همه از فراخوان "جهان ديگری ممکن است " حمايت می کردند. درست است که لزوما همگی درک يکسانی از جهان آينده و يا چگونگی  دستيابی  بدان نداشتند اما اين مبارزه که عليه کليت وضع موجود است عملا راه را برای  بحث و گفتگو در اين زمينه باز می  کرد و می  کند. در جريان اين مبارزه من به عينه ديدم و مطمئن شدم که با اتکا به چنين مبارزاتی  جهان ديگری  ممکن است.

www.bazr1384.com

فرهنگ توسعه - ۱۳۸۶ - لطفا مقاله‌ها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید