![]() |
|
شماره 71 - بهروزرسانی جمعه: 15/04/1386 بازگشت به صفحه اصلی |
راوي پارسي است
خوانندگان داستان، قاسم كشكولي
را خوب ميشناسند. نويسندهاي كه از همان نخستين مجموعه داستاناش، زن در
پياده رو راه ميرود همهگان را مجذوب و متوجهي استعدادي نو آمده نمود. بعدتر با رمان ناهيد ـ كه با وجود جرح و تعديلهاي اجباري بسيار، منتشر شده بود ـ دقت و توانايي خود را در اجراي تكنيكهاي ادبييي كه مدعيان بيشماري داشت، نشان داد و پس از آن بود كه با چند تك داستان كوتاه در نشريات ادبي سالهاي گذشته و هنگامي كه اثر برجستهاش، رمان نامه به محاق توقيف افتاد، اعلام كرد ديگر رماني چاپ نميكند و تمام توان و زمان خود را وقف مبارزه با سانسور ميكند. و چنان كه پيشتر هم در اين وبلاگ نوشته شده، چنين نيز نمود. كشكولي حالا در هيات يك ستوننويس ـ روزنامهنگار درآمده و با مقالاتي خيره كننده و با نثري روان و منحصر به خود در روزنامه شرق مينويسد. حالا كه اين مقالات را ميخوانم ميفهمام كشكولي، آن توان غريب در داستان نويسي را از كجا آورده، او كوهي از تاريخ ادبيات اين سرزمين را با بازخواني اندوختههاي زبان پارسي عرفا و ادباي سدههاي گذشته، پشت سر گذاشته. يادم است روزي ميگفت: «داستان همينطوري بهوجود نميآيد»!آري، بايد اعتراف كنم حالا ميفهمام چهطوري داستان، زن در پيادهرو ميشود. يا الله تيتي را چهطور بايد نوشت. گويي تقدير قاسم كشكولي را از هزارههاي درخشان گذشتهي ادبيات پارسي آورده است اينجا تا براي ما روايت كند. و چه گنجينههاي گرانبهايي هستند اين روايات كه در غالب ستوني به نام تئورهاي ايراني در صفحهي ادبيات (كه براي اين مقالات و مقامات مطروحه در آنها هنوز جاي مناسبي نيافته) شرق منتشر ميشوند. روزنامهنگاران شرقي بايد بر خود ببالند، چرا كه پس از مدتها نثري متفاوت، داستاني و البته چند صدايي (به گفتوگوهاي قاسم كشكولي در اين مقالهها با خودش توجه كنيد) در روزنامهنگاري ايران پيدا شده است. نثري منحصر به فرد و يگانه و البته ايراني و ايندياري. اين روش كشكولي را ميتوان با كار شاملو در «كتاب كوچه» كه فتح باب تازهاي در ژورناليسم ايراني بود، يا نوشتارهاي محمد مختاري در «تمرين مدارا» قياس كرد. تاثير مطالب كشكولي در ستون تئوريهاي ايراني كمتر از تاثير ادبيات و نثر روشنگرانهي امير پرويز پويان و يا مصطفا شعاعيان نيست. اگرچه كشكولي هيچگاه چريك نبوده و نوشتههايش بههيچ وجه سياسي نيست! اما چه كسي است كه منكر باشد ادبيات، مادر تمام هنرهاست و زبان ارتباطييي است كه همهگير و بهقولي جهان شمول است. و همهي اينچنين مسائلي را در خود نهان دارد. در پايان توجه همهگان را به مقالات بكر و بديع و خواندني او جلب ميكنم. كه خود گوياي خود است. تئوريهاي ايراني: ببخشيد آقاي گلشيري، ادبيات شوخي بردار نيست! ارسال: وبلاگ ديگر |
|
فرهنگ توسعه - ۱۳۸۶ - لطفا مقالهها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید |