شماره 75 - به‌روزرسانی شنبه: 23/04/1386                                               بازگشت به صفحه اصلی

        آگهي ، آگاهي نيست

 

     خسرو صادقي بروجني

                                                www.koukh.blogfa.com                            

 

روزنامه نگاران نيز همچون ديگرکسان که دغدغه ای جز روشنگری و‹‹عرق ريزی روح››(1) ندارند کمتر زندگی بی دغدغه ای را تجربه کرده اند .

91 درصد روزنامه نگاران در محيط كار خود دچار فشار رواني هستند . 5/71 درصد روزنامه نگاران به دليل استرس شغلي با همسر خود دچار اختلاف شده اند . 100 درصد روزنامه نگاران فاقد احساس امنيت شغلي هستند و 69 درصد آنان حداقل يكبار تصميم به ترك اين شغل گرفته اند . 66 درصد روزنامه نگاران داراي يكي از عارضه هاي پرخاشگري ، بيخوابي ، افسردگي ، خواب آلودگي ، شتابزدگي در انجام امور و فراموشي هستند(1) بر اساس مطالعات سازمان بين‌المللي كار ، روزنامه‌نگاري يكي از 10 شغل پرخطر به شمار مي‌آيد . حرفه ای که آنچه همواره درآن درج است بيم جان است , نه عافيت طلبی وشکوه تاج سلطانی .

 تاريخ اين ديارخود سند زنده اي است از جان باختگان راه قلم وحقيقت  . آنان که با‹‹نه›› گفتنی به وسوسه ‹‹ بودن›› , جاودانگی را برای خود به ارمغان آوردند وزمستان مرگ را به بهار‹‹ بودن›› ترجيح دادند . مردگانی که عاشق ترين زندگان شدند وبه يقين جاودان خواهند ماند. آری, به راستی اينان بيدارترين خفتگانند .

دراين ميان جاي روزنامه نگاران نيز خالي نيست . البته روزنامه نگاراني كه بال بگشوده واز گندستان ‹‹روزمرگي››و‹‹ابتذال›› رهايي يافته اند و‹‹نه›› رابارساترين آوا سرداده اند . روزنامه نگاراني كه  به دخمه هاي سكوت پناه نبردند وزبان در كام وسر در گريبان نكشيدند تا توفان بي امان بگذرد. چرا كه در تاريكترين لحظات شوربختي ونوميدي براي ماندن با ابليس قراري نبستند,‹‹آري››نگفتند ،زانو نزدند وسر تسليم فرو نياوردند زان سبب که به خورشيد اعتقاد داشتند وبه خورشيد واره اي دل خوش نمي كردند .

 در تاريخ پر ادبار اين سرزمين  با سرخي خون خود تاوان‹‹نه›› گفتنشان را به فقر وفسادوبي عدالتي گرفته اند .نام و يادشان از پس سالها بر بلنداي تاريخ جاودان مانده كه با ابتذال وروزمرگی حاکم بر نهاد فرهنگ نسبتي برقرار نکردند وافکار عموم ملت ومخاطب آگاه  جايگاهي خاص درانديشه والايشان داشت . قدر كلام را آنگونه كه بايسته بود مي دانستند وآگهي را بر مسند آگاهي نمي نشاندند .

ارزش كلام دررابطه آن با زندگي وعمل است . كلام به خودي خود مي تواند شمشير دودم باشد : دررابطه بادرك صحيح شرايط تاريخي كلام مي تواند راهگشاي آينده باشد ونيرو ها ي خلاق اجتماعي رادر جهت تعالي وكمال انساني بسيج كند .

اما اگر رابطه كلام با عمل اجتماعي قطع شود ، اگر كلامي بر زبان آيد كه ازضرورت زمان وامكان تواناييهاي حقيقي نيروهاي اجتماعي برنخيزد ، هيچ نتيجه عملي نخواهد داشت وبه عمل نخواهد پيوست . دراين صورت سخنها به كردار بازي خواهد بود وجامعه رو به قهقرا خواهد رفت .

‹‹ نويسنده ملتزم مي داند كه سخن همانا عمل است . مي داندكه آشكاركردن تغييردادن است  . نمي توان آشكار كرد مگر آنكه تصميم بر تغيير دادن گرفت . نويسنده ملتزم آن روياي ناممكن را ازسربه در كرده است كه نقش بي طرفانه وفارغانه اي از جامعه واز وضع بشري ترسيم كند .انسان موجودي است كه در برابر هيچ موجودي نمي تواند بي طرف باشد :  حتي خدا .›› (2)

نام نويسنده برازنده كسي است كه مسئول باشد .مسئول دربرابر خود ودربرابر همه دل واپسي هايي كه دراين جهان رنجور وجود دارد. .

‹‹سود، اخلاق جامعه سرمايه داري است›› (3 ) وهنگاميكه سود به دلواپسی نويسده بدل گريده وبه کردارش جهت می دهد لاجرم رسانه های نوشتاری چون مطبوعات  نيزديگر رکنی از دموکراسی نبوده و چون ابزاري براي نيل به اين مقصود تلقي مي شود .

اقتصاد امري است مهم وكليدي دراداره يك نشريه وناگزير يكي از عوامل اصلي يك مطبوعه است  اما آنچه از آن مهمتر است فرهنگ به عنوان عامل رشد دهنده جامعه می باشد . «مطبوعات وسيله تجارت نيست ». تنها ‹‹ آگاهي بخشي›› و ‹‹روشنگري›› است که می بايست آرمان يك نشريه باشد  است . رسانه بنگاه تبليغاتي نمي باشد كه صفحات خودرا به فروش برساند .موجوديت يك رسانه به داشتن مخاطب است ورسانه بدون مخاطب محلي  از اعراب ندارد . هرچند از اقتصادي قوي برخوردار باشد .

يكي ازعلل ضعف امروزي مطبوعات محلي كه در نشريات سراسري نيز كمابيش شاهد آن هستيم به فراموش سپردن اين وظيفه خطير است . درمطبوعات تبليغات به منظورسودبيشتر به مقام روشنگری نشانده شده وبه آنان نه صاحبان قلم وانديشه كه بازارياباني جهت مي دهند كه به اين كالاي فرهنگي نگاهي سانتي متري دارند .

درمطبوعات سرمايه محوري كه آگهي بر مسند آگاهي نشسته مقام صاحبان انديشه ونويسندگان مقالات نه مقامي در خور شأن آنان كه به منزله كساني تلقي مي شوند كه هر مقاله آنان جاي يك يا چند آگهي چند سانتي متري را پر خواهد كرد ودرآمد ناشي ازآن را به پرداخت وجهي به نويسنده . وجهي كه در مطبوعات محلي كمتر شاهد پرداخت آن هستيم .

نويسنده اي كه انديشه اش را مكتوب مي كند هدف نهايي اش همانا روشنگري است وهمواره دريافت وجه در قبال نوشته دغدغه اصلي او نبوده است كه اگر اينگونه بود به پيشه ديگري روي مي آورد . پيشه اي كم خطر تر وپر سودتر وهمين امر دست آويز كساني قرار گرفته است كه مسندي فرهنگي را به پايگاهي سود آور تبديل كرده اند و‹‹روزنامه ››را به ‹‹روزي نامه›› .

‹‹آيا مطبوعاتي كه خود را به سطح يك كسب وكار تنزل داده اند به خصوصيت خود وفادار مانده اند ومطابق با شرافت ماهوي خود عمل مي كنند ؟

يقينا نويسنده بايد درآمدي داشته باشد تا بتواند زندگي كند وبنويسد اما تحت هيچ شرايطي نبايد به خاطرآنكه درآمدي  داشته باشد وزندگي كند ، بنويسد ››(4)

امروز شاهد حاكميت بي رحمانه سرمايه درمطبوعات هستيم .حاكميت سرمايه اي كه باعث شده صنفي فرهنگي را كه اقتضاي پيشه اش پيوند مداوم با بطن اجتماع  است به بنگاه تبليغاتي تبديل كند كه داشتن مخاطب نه تنها دغدغه اي برايش نيست بلكه تنها صفحات آگهي وسود بيشتر ملاك كارش قرارگرفته است . مطبوعاتي كه با علم به نداشتن مخاطب بازبه دوام خود ادامه مي دهند . بادل خوشي آگهي وتوزيع رايگان در ادارات دولتي .

‹‹وسيله›› به جاي‹‹هدف››  نشسته و‹‹جزء›› به كليتي مبتذل تبديل شده . سرمايه اي كه بايدچون وسيله اي جهت اعتلاي فرهنگ وآگاهي باشد خود به هدف تبديل گشته وآگهي بر آگاهي گرد فراموشي نشانده .

نه روزنامه نگاري حرفه اي است برج عاج نشين  كه مخاطب درآن محلي از اعراب نداشته باشد ونه روزنامه پاچال بازاري كه برسر هر سانتي مترش ارزشي اضافي كسب شود . بلكه روزنامه نگار سخنگوي نخبه جامعه خويش است .  نقد مي كند وضع موجود را تا به موعودي دست يابد وروزنامه نه يك كالاي تجاري كه يك محصول فرهنگي است كه آگهي درآن وسيله اي است وهدف تنها ‹‹آگاهي››است .

پانوشت:

1- تعبير‹‹عرق ريزی روح›› از ويليام فاکنر در مورد‹‹ نوشتن›› است که در خطابه به مناسبت قبول جايزه نوبل عنوان کرد.

1-آمار ارائه شده از پايان نامه كارشناسي ارشد ارتباطات مهرداد خليلي استخراج شده .

2- ادبيات چيست؟  - ژان پل سارتر ، ترجمه ابوالحسن نجفي ، مصطفي رحيمي -  چاپ زمان

3- اميرحسين آريانپور

4- سانسوروآزادي مطبوعات –كارل ماركس –حسن مرتضوي –نشراختران

فرهنگ توسعه - ۱۳۸۶ - لطفا مقاله‌ها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید