شماره 76 - به‌روزرسانی یکشنبه: 24/04/1386                                               بازگشت به صفحه اصلی

مقدمه ای بر قضیه ی نهضت جنگل

 

(10)

[آخرین قسمت]

رسول مهربان

 

این توطئه ای بود که هم آهنگ با عوامل سردار سپه انجام شد زیرا به محض وقوع این فاجعه نیروهای طرفدار میرزاکوچک خان به رشت حمله کردند ( نور محمدخان تهمتن ( یکی از سردسته های جنگل ) به رشت حمله برد و تا قرق کارگذار که محل ثبت اسناد حالیه رشت است پیش راند و کریم خان کرد و اتباعش را که در خانه قوام زاده مسکن داشتند بیرون کرد نفرات علی دیلمی ، عباس نیکوئی ( بهادر نظام ) و نایب علی آقا شهیدی و احمد علی خان و سید ابراهیم مشیری همراه چریکهای صادق خان کوچکی و درویش علی خان در قسمت چمارسرا و پسیخان با قواء مخالف می جنگیدند خالو قربان که عرصه را به خود تنگ دید همراه حاجی محمد جعفر کنگاوری نزد سردار سپه ( وزیر جنگ ) رفته سلاح کمری اش را باز و تسلیم شد[1]  این تقارن و هم آهنگی آتش زدن محل کمیته انقلابی و کشتن سرخوش و دستگیری حیدر عمو اوغلی و حمله قوای میرزاکوچک خان به انقلابیون شهر رشت و تهاجم نیروهای سردار سپه به انقلابیون شهر رشت هدف مشترکی را دنبال می کرد و آن خاموش کردن انقلاب گیلان بود که می رفت با برنامه دقیق و اصولی ، حیدر عمو اوغلی و حضور گسترده دهقانان و رنجبرانی که مجهز و متعهد به ریشه کنی سیستم ارباب رعیتی بودند به پیروزی برسد و قدرتی در گیلان بوجود آید و مرکزی باشد برای کمک به جنبش های انقلابی در آذربایجان و خراسان و تهران . چنین نیروئی می توانست با اتحاد و اتفاق میرزاکوچک خان و هسته های سالم و آزادی خواه جنبش جنگل بر تهران و سیاست عمومی کشور تاثیر بگذارد عجله حیدرخان عمواوغلی برای حرکت به تهران از همین زاویه بود و اگر نوشته مرحوم ابراهیم فخرائی را که ( مرحوم سید حسن مدرس نیز با بپام های مکررش آمدن میرزا را به تهران تاکید می نمود ) [2]درست بدانیم برای پیشی گرفتن از کودتای جهنمی رضاخان میرپنج بود که با کمک مستقیم قوای انگلیسی مستقر در قزوین سلطه سردار سپه را بر تهران برقرار کردند آن زمان که به نوشته محمدعلی گیلک حیدرعمواوغلی میرزا را برای حمله به تهران تشویق و تاکید می کرد . برای جلوگیری از همین بند و بست هائی بود که سفارت انگلستان و نیروهای انگلیسی درصدد اجرای آن بودند شکست ارتش ژنرال دنستروویل و ژنرال چمپین در قفقاز و سلطه انقلابیون و گارد سرخ روسیه شوروی بر آذربایجان و شکست قطعی کشورهای امپریالیستی انگلستان و فرانسه و آمریکا در روسیه شوروی و خروج و فرار سریع نیروهای 14 کشورهائی که به انقلاب شوروی حمله کرده بودند و اعدام ژنرال های ضد انقلابی مانند کولچاک پیروزی انقلاب اکتبر را مسجل کرد و شعشه آن جهان گیر شد آکادمیسین های شوروی که تاریخ جنگ های داخلی روسیه شوروی را نوشته اند اعلام کردند که شکست برنامه های ونیستون چرچیل وزیر جنگ و دریا داری امپراطوری برتیانیا در جنگ اول جهانی ، در ایجاد یک همبستگی انقلابی تاثیری شگرف در استقلال کشورهای مستعمراتی داشته است پیروزی شوروی بر قوای ضد انقلابی گارد سفید و نیروهای خارجی به نوشته تاریخ نویسان انگلیسی لرزه بر اندام امپراطوری انگلستان انداخت و بیش از همه از قیام های مردمی و مسلحانه هندوستان و برمه و مصر وحشت داشتند سیروس غنی می نویسد ( روز هجدهم ماه مه 1920 ( 1298 شمسی ) ژنرال چمپین برای بررسی وضع نیروها و نظارت بر تمرین شلیک توپخانه تازه نصب شده خود در مواضع شمالی ، از انزلی دیدن می کرد ، منتها تنها گلوله ای که مشاهده کرد از 13 ناو جنگی شوروی بود که از باکو سرازیر شده بودند اندکی بعد حدود 2000 سرباز شوروی در بندر انزلی پا به خشکی نهادند چمپین دریافت که قدرت برابری با آتشبازی حریف را ندارد . بی درنگ با فرمانده روسی فیو دور و اسکالنیکف وارد مذاکره شد و موافقت به عمل آمد که انگلیسی ها سربازان خود را از انزلی بیرون ببرند و کشتیهای روسهای سفید که در بندر بود به شورویها تحویل داده شود چمپین قوای خود را به رشت عقب کشید و چند روز بعد تمامی نیروهای بریتانیا از ایالت گیلان بیرون رفتند . . . بپاده شدن سربازان شوروی در خاک ایران و عقب نشینی نیروهای بریتانیا همه دوایر دولت انگلستان را  به لرزه انداخت فیلد مارشال هنری ویلسن در دفتر یادداشت های روزانه خود نوشت ( ماه ها است که از هیئت دولت درخواست می کنم اجازه دهد از ایران و قفقاز عقب نشینی کنیم . گروه کوچکی از سربازان انگلیسی ها هنوز در نزدیکی باکو پایگاه داشتند روز بعد به لرد کرزن نوشت ( شاید حادثه اسفناک انزلی که دیگر روی داده است و حتما دنباله دارد و شما را احیانا وادارد که تغییر رای بدهید و حتی اندکی به توصیه رایزنان مسئول نیز اعتماد ورزید . . . در تلگرام دیگری که نشان گر طرز فکر نایب السطنه هند است لرد چلمز فورد استدلال می کرد قرارداد انگلیس در ایران را دور بیندازید و بهانه را از دست بلشویک ها بگیرید) [3] در چنین موقعیتی که ارکان دولت انگلستان و دولت ایران متزلزل شده بود وثوق الدوله نخست وزیر ایران ساقط و مشیرالدوله به روی کار آمد مشیرالدوله که به ضدیت با قرارداد 1919 معروف بود با مذاکرات و تعهدات خاصی که به احمدشاه و دولت انگلستان در قبال لغو قرارداد 1919 سپرد ، حاضر شد دولت را بدست بگیرد و با کمک موتمن الملک و مخبرالسلطنه و مستوفی الممالک و مجموعه ای از فراماسون های مخالف قرارداد 1919 دولتی تشکیل دهد و مانع جلو آمدن نیروهای انقلابی از گیلان به تهران شود حضور دولت مشیرالدوله و استفاده از شهرت وجیهه الملکی کابینه جدید که ماهیتا همان اشراف و اعیان و خان های بزرگ در ظاهری از آزادی خواهی و وطن دوستی پیچیده شده بودند میرزا کوچک را به دسیسه به مقابله با انقلابیون فرستادند ، در این مقابله در مرحله اول بصورت مذاکره و اختلاف اندازی بروز و ظهور کرد از آن پس آمدن واسطه های مشیرالدوله به گیلان مانند سردار فاخر حکمت و آیت اله شیرازی و ملاقاتی که نمایندگان هیئت اتحاد اسلام با مشیرالدوله کردند و شرح آن در کتاب انقلاب گیلک آمده است موجب شد که انقلابیون جنگل و حزب عدالت و حیدرعمو اوغلی در یک سری از کشمکش های داخلی فرو روند و مشیرالدوله از اختلاف حاصله بهره برداری کند در نخست وزیری مشیرالدوله وزارت جنگ با رضاخان سردار سپه بود و قوای قزاق ایران از تحت سرپرستی افسران روسی خارج شد و تقریبا بصورت یک پارچه با حمایت جدی انگلیسی ها در تصرف رضاخان قرار گرفت مشیرالدوله در داخل نیروی انقلابی گیلان با دادن وعده هائی به میرزاکوچک ایجاد اختلاف کرد و نوشتیم که میرزاکوچک خان بعد از ملاقات با سردار فاخر حکمت و حاجی آقا آیت اله شیرازی به جنگل رفت و قهر و کودتای داخلی شروع شد مدارک جدید ثابت می کند که مشیرالدوله برای شکست نهضت جنگل که این موقع به اساس دولت های وابسته به انگلستان و متحدین داخلی آن ها یعنی زمین داران بزرگ و بورژوازی وابسته به انگلستان لطمه های جدی وارد کرده بود به علمای عتبات عالیات توسل کرده است ، قبل از واقعه ملاسرا پیرنیا ( مشیرالدوله ) در ضمن تصمیم گرفته بود مخفیانه هیئتی به عتبات عالیات در بین النهرین بفرستند تا مراجع دینی را ترغیب کنند که به موجب فتوائی بلشویسم را بکوبند و آن را مغایر اسلام بخوانند . مجمعی از روحانیون نیز در تهران فراخوانده شدند تا به موعظه و مبارزه علیه بلشویسم بپردازند . نرمن سفیر انگلیس در تهران در تلگرامی به لرد کرزن وزیر خارجه انگلستان رسما اطلاع می دهد . هیئتی در ظرف چند روز آینده به طور مخفی روانه عتبات در بین النهرین می گردد تا فتوای مورد نظر ضد بلشویسم را بگیرد [4]

اما آنچه معلوم می شود علماء مراجع نافذ الکلمه مقیم نجف و کربلا و سامرا به این وسوسه ها توجهی نکردند و متنی از فتوای دل خواه دولت انگلستان و مشیرالدوله پیرنیا در دست نیست در نتیجه همان آمدن مکرر حاجی شیرازی و سردار فاخر حکمت به رشت و آمدن سید عبدالرحیم خلخالی و سید مهدی افجه ای از علما درجه دوم اما مشهور به آزادی خواهی بطور مخفیانه از راه زنجان طارم ماسوله به نزد میرزا به اندازه کافی آتش اختلاف را شعله ور کرد و موجب قهر و بهانه گیری میرزاکوچک شد و پس از آن دستور ترور رهبران انقلابی را صادر کرد و بدنبال آن حمله و هجوم به انقلابیون و آتش زدن ملاسرا شروع شد و در همین موقع حمله برنامه ریزی شده سردار سپه با فرماندهان کل قشون جنگل مانند کلنل فتح علی خان ثقفی و سلطان عبدالحسین خان ثقفی و سایر سردسته های جنگلی مانند نور محمدخان تهمتن و صادق خان کوچک پور همراه قوای شبان شفتی و گالش های مسلح معین الرعایا علیه انقلابیون شروع شد و به پیروزی رسید و حیدرخان عمواوغلی هم در همین ایام توسط گالش های مسلح معین الرعایا چه در حضور میرزا و چه در غیاب میرزا کشته شد و مانع بزرگ از مسیر راه برداشته شد میرزا ، حیله گر و عوام فریب و دارای 2 چهره بود چهره ای و شخصیتی متبسم و خیرخواه و مصلح ، چهره ای خشن و بهانه گیر و در کشتن مخالفان خود بی پروا و با این همه ریاست طلب که خیال می کرد با امثال معین الرعایا و حاجی احمد کسمائی و سالار نظام و بهادر خان و تنی چند از بازاریان می تواند به ریاست برسد و رهبری مردم را بدست آورد و با قدری اصلاح در امور ، همه را راضی نگه دارد اما به اصل نظام سرمایه داری نوپا و مالکیت و سیستم ارباب رعیتی خدشه ای وارد نشود و چون قوای کافی نداشت و به وعده های سران ملیون تهران ( مدرس مشیرالدوله حاجی آقا افجه ای امیدوار بود و بدون آنکه فرمان مقاومت را در مقابل قشون سردار سپه صادر کند به سمت خلخال و کمک گرفتن از عشایر شاطران لو و عظمت خانم فولادلو حرکت می کند و در صدد بدست آوردن فرصت بود که محترمانه با دولت تهران کنار بیاید . ابراهیم فخرائی و صادق کوچک پور و محمدعلی گیلک      نوشته اند. که میرزا افراد خود را تشویق به تسلیم و خودداری از جنگ با قزاقان تحت فرماندهی رضاخان می کرد و می گفت با جنگ برادر کشی مخالفم آنچه از وقایع بدست می آید رفتن به طرف عظمت خانم فولادلو و عشایر شاطرانلو بهمین منظور بود اما حادثه گدوک خلخال او را به کام مرگ فرو برد فخرائی معتقد است نامه ای که بدست رضاخان رسید که حکایت از غافل گیری قوای سردار سپه داشت جعلی بود و میرزا قصد واقعی کنار آمدن با سردار سپه را داشت و به عنایات او امیدوار بود و کشتن حیدرعمو اوغلی می توانست کارنامه قابل قبولی باشد و کناره گیری از کمونیست ها و حمله به آنها می توانست مستمسک قابل قبول تری برای میرزا کوچک خان باشد برای یکنوع مصالحه و کنار آمدن با سردار سپه باشد . پیروزی دولت شوروی در جنگ داخلی و اخراج قوای دولت های اروپائی و آمریکائی از حوزه حاکمیت روسیه شوروی مصیبت بزرگی برای دول استعماری ایجاد کرد در همین زمان شاهد رشد قیام هندوستان بودیم و نهضت های رهائی بخش بسرعت رشد یافتند که از جمله می توان نهضت های کارگری و مردمی در اروپا به ویژه در آلمان و فرانسه را در همین راستا ارزیابی کرد قدرت اتحاد شوروی موجب برسمیت شناختن آن دولت در جامعه ملل شد با همه مخالفت هائی که دولت لرد کرزن در برسمیت شناختن دولت شوروی بعمل آورد فشار داخلی و خارجی بر آن دولت بیش از حد بود شکست نیروهای ضد انقلاب روسیه در شوروی حتی چرچیل را معتقد کرده بود که باید از شمال ایران عقب نشینی کامل کرد نایب السلطنه هند و ویلسن و مجموعه ای متنفذ از کابینه انگلستان عقیده داشتند که باید از دخالت در امور روسیه شوروی خودداری شود در مورد انگیزه های مسکو اختلاف نظر بود همه عقیده داشتند که روسیه فقط و فقط سرحدات خود را تحکیم بخشیده و چنان غرق در امور داخلی خود است که مجال حمله تمام عیار به ایران را ندارد ( اداره هندوستان ) وزارت مستعمراتی و نایب السطنه هند بر آن بود که چون بریتانیا آماده دفاع از ایران نیست ( لرد ) کرزن باید به ایرانی ها اجازه دهد مستقیما خود با روسها کنار آیند ( آتش زیر خاکستر خصومت لرد کرزن و مونت گیو[5]  دوباره شعله ور شد)[6]  آنچه که شاپور رواسانی در کتاب میرزا کوچک جنگلی درباره ساخت و سازش شوروی و انگلیس می نویسد . می خواهد این شبهه را القاء کند که سیاست شوروی از انقلاب ایران به عنوان ابزار استفاده کرده است ( رهبری حزب کمونیست شوروی از این انقلاب ( انقلاب جنگل ) به عنوان  یک عامل فشار علیه دولت انگلستان و دولت ایران بهره برداری نمود این یک حقیقت تاریخی است که در میان سران دولت و حزب کمونیست شوروی درباره شیوه برخورد به انقلاب گیلان اختلاف نظر وجود داشت و نمی توان همه رهبران را در یک ردیف قرارداد اما این نیز یک حقیقت تاریخی است که اکثریت این رهبران تحت زعامت لینن بالاخره سیاست همزیستی مسالمت آمیز با استعمار انگلستان و طبقه حاکم ایران را پذیرفتند [7])

تبیین مغرضانه و یک جانبه انقلاب شوروی و نهضت جنگل همین نتیجه را می دهد که لنین با استعمارگران انگلیسی همدست بود و برای آنکه ثابت نشود که همدست استعمارگران است می بایست جنگ روسیه را با انگلیس ادامه می داد و با دولت فرانسه و آمریکا هم تا حد نابودی روسیه می جنگید و از میرزاکوچک خان هم حمایت مسلحانه می کرد اینگونه تشریح تاریخ سفسطه ای بیش نیست زیرا همه امور و جریان کار انقلاب و جهان دوران قرن بیستم که در دست لنین نبود هر کشوری قدرت محدودی دارد و نمی تواند تا زمانهای طولانی و تا ابد با مهاجمان به جنگد و حتی پس از پیروزی در داخل کشور و رسیدن به سرحدات قانونی دست به ادامه جنگ و صدور انقلاب بزند سیاست درست و منطقی لنین همان بود که می بایست در نهایت امر کار اختلاف و جنگ را بر سر میز مذاکره حل و فصل کند و همان شعار هم زیستی مسالمت آمیز و بدور از جنگ و ویرانی و کشتار و بسط و گسترش آن در کل جامعه اروپا بهترین تاکتیک و روش مبارزه بود زیرا  هر ملتی ظرفیتی دارد ، ظرفیت ملت شوروی در انقلاب اکتبر همان بود که انجام داد آنچه که از شعشه انقلاب اکتبر به جهان رسید و دنیائی را علیه استعمار انگلیس و فرانسه که نیروی استعماری غالب و درجه اول در آسیا و آفریقا بودند ، موجب عقب نشینی نیروهای اشغال گر از ایران شد و علاوه بر آن موجی عظیم از نهضت های رهائی بخش ایجاد کرد که بعضی از آن نهضت ها با توجه به سعه صدر رهبران محلی و تفاهم و هم آهنگی با هم و میزان رشد شعور علمی و آگاهی طبقاتی توانستند به پیروزی برسند و یا موثر در حیات اجتماعی و توسعه و تکامل کشور خود شوند . اما آن عده از رهبران نهضتها که فقط مدعی مبارزه با استبداد و سرمایه داری بودند و خود را دل سوخته و عاشق آزادی و رهائی مظلوم از ظالم جلوه می دادند اما شعور اجتماعی شان عجین با خرافه و پندارهای مذهبی و ذهن شان گرفتار وعده و وعیدهای اعیان و اشراف      و جیه المله مانند مشیرالدوله و مستوفی الممالک بود نتوانستند از موقعیت های حاصله از دوران ستیز با استعمار جهانی به نفع کشورشان بهره گیری کنند ، تهدیدها و وعده های مشیرالدوله و سردار فاخر حکمت و آیت اله شیرازی که میرزا کوچک خان را به جدائی از انقلابیون مانند ( حیدرعمو اوغلی ) تحریک می کردند نتیجه ای جز حادثه ملاسرا و یخ زدگی جسم و جان میرزا درگدوک خلخال نمی توانست داشته باشد در زمانی که همه کوشش های میرزا صرف کشتار طرفداران حیدر عمو اوغلی می شد چگونه می توانست نیروئی تشکیل دهد که تهران را تصرف کند فرمایش مرحوم سید حسن مدرس که بقول میر فخرائی میرزا را تشویق [8] و تشجیح به آمدن تهران    می کرد روی چه نیروئی حساب باز کرده بود و امیدواری به چه تشکیلاتی داشت شاپور رواسانی می نویسد لنین و حزب کمونیست از انقلاب ایران و جنگل بمنزله ابزاری برای کنار آمدن با استعمار انگلیس استفاده کرده اند . صرف نظر از اینکه هیچ یک از پیشنهادات حیدرعمواوغلی برای حمله به تهران و تصرف حکومت به نفع محرومین مورد توجه میرزا قرار نگرفت ، میرزا کوچک خان خود نیز حرکتی نکرد و تا آخرین روز به کمک های مشیرالدوله دل خوش کرده بود شرحی که مرحوم گیلک در مذاکره نمایندگان جنگل با مشیرالدوله و مستوفی الممالک و مخبرالسلطنه می آورد شنیدنی و خواندنی است و آیا با توجه به وجود چنین روحیه و سطح شعوری در هیئت اتحاد علماء اسلام ، و میرزا کوچک خان می توانستند منشاء تحول و تغییری در اوضاع ایران به نفع آزادی و عدالت اجتماعی و اخراج قوای انگلیس از ایران باشند ؟ و آیا اصولا هیئت اتحاد علماء اسلام و میرزاکوچک خان درک درستی از عدالت اجتماعی و آزادی داشتند وقایع بعدی ثابت کرد که آن عده مدعی آزادی و عدالت حتی شناخت سطحی از وضع طبقاتی و ثروت و مکنت رجال وجیه المله تهران نداشتند و به ظاهر و تظاهر وطن دوستی مشیرالدوله پیرنیا و مستوفی و امثالهم دل بسته بودند مرحوم محمدعلی گیلک می نویسد ( هیئت اتحاد علماء اسلام سعی می کرد که از رجال درجه اول آن روز ایران . ( که معروف به وطن پرستی بودند ) به جنگل بیاورند . . . و مخصوصا به آنها بگویند که افراد جمعیت از لحاظ حفظ منافع مملکت حاضرند آراء خود را در کارها به آنها سپرده و خویشتن فقط عامل اجرای افکار آنان باشند این اقدام به عمل آمد و علاقه شدید جمعیت ( هیئت اتحاد علماء گیلان و میرزاکوچک خان ) به هریک از چهار نفر ابلاغ گردید ولی هیچیک از آنها حاضر به آمدن نشده و هریک عذری آورد اینک شرح قضیه مختصرا در زیرآورده می شود  (نمایندگان پس از دریافت دستور و بعد از مذاکره و اخذ تصمیم قبلا نزد مستوفی المالک رفته از مشارالیه تقاضای همکاری و مساعدت کردند . مرحوم مستوفی در جواب گفت عدم مخاصمه نوعی مساعدت است و بهمین مقدار باید اکتفا نمود بعد از مستوفی مرحوم مشیرالدوله را ملاقات و تقاضائی نظیر تقاضای اولیه از مشارالیه به عمل آوردند. مشیرالدوله گفت تشکیل این جمعیت ( یعنی جمعیت جنگل و اتحاد علماء اسلام گیلان ) فقط فایده تاریخی دارد و منفعت دیگری بر آنها مترتب نیست از او سوال کردند مقصود از منفعت تاریخی چیست جواب داد بعد ها در تاریخ نوشته شود ملت ایران همین که روزنه امیدی بروی خود گشوده دید از هر سو به تلاش افتاد تا زنجیر اسارت را پاره کند و این خود نشانه حیات یک ملت است والا این جمعیت و جمعیت هائی مانند آنها کوچک ترین اقدامی در مقابل بیگانگان نتوانند کرد و از هیچ نوع عملیات آنان جلوگیری نمی توانند نمود سپس به مرحوم موتمن الملک مراجعه کردند و موتمن الملک اساسا از ورود به این گونه مذاکرات معذرت خواست . بعد از آنکه از این سه نفر نتیجه عاید نشد بدنبال مخبرالسلطنه رفتند مخبرالسلطنه از روسها فوق العاده وحشت داشت و گمان می برد همین که به گیلان برود بدست آنها کشته خواهد شد . بنابراین هر تقاضائی که از او می شد در جواب می گفت اگر این کار را نکنم با من چه خواهید کرد . نماینده هیئت اسلام از طرز جواب به تنگ آمد و بالاخره با عصبانیت از منزل وی خارج شد و بعد تصمیم گرفتند به وثوق الدوله مراجعه کنند اما هیئت همکاری با وثوق الدوله را قبول نکرد[9] .  مستوفی الممالک و مشیرالدوله و مخبرالسلطنه و موتمن الملک پیرنیا هریک دارای صدها پارچه ده و املاک و مستغلات شهری و روستائی بودند و با آنکه از اعضای محرز و ثابت در لژهای فراماسونی بودند بشدت با هر گونه اصلاحات به نفع طبقه محروم و دهقانان مخالف بودند اما میرزا کوچک و هیئت اتحاد اسلام می خواستند برای ایجاد وجهه ملی و معروفیت برای خود یکی از آنها را برای رهبری جمعیت ، به جنگل بیاورند طرز فکر ارتجاعی گردانندگان اصلی به اصطلاح جنبش جنگل در همین حد بود که با مشیرالدوله و مخبرالسلطنه ها هم آهنگ و متحد باشند : بدنه جنبش جنگل هم آن چنان بی سواد و فاقد آگاهی اجتماعی سیاسی بودند که مثل افراد ایل و رعایای رهبران جنگل در خدمت آنها بودند و این بار به جای چماق ، تفنگ بدوش داشتند !!

میرزا کوچک خان در نامه ای به لنین می نویسد پیش از ورود ارتش سرخ به انزلی من و همکارانم در جنگل های گیلان به ضد مظالم انگلیس و دولت سرمایه داری ایران می جنگیدیم و تنها قدرت واقعی و زی صلاح ما بودیم که توانستیم مافوق تصور بنام آزادی ایران پرچم سرخ را برافرازیم و به تمام جهان آزاد شدنمان را از قیود سرمایه داری اعلام کنیم [10]

ما فرض را بر این می گذاریم که این ادعای میرزا توخالی و شعار گونه نبوده است و میرزا معنای ( دولت  سرمایه داری ) را هم میدانسته است در آن صورت احتیاجی به لنین و انقلاب اکتبر روسیه نداشت می توانست به جای آنکه قهر کند و به جنگل پناه ببرد و دست به ترور و توطئه علیه انقلابیون بزند و فاجعه ملاسرا را ایجاد کند با قدرت کامل به تهران حمله کند ، میرزا می توانست هم در گیلان و هم در تهران پرچم سرخ ضد سرمایه داری ، را برافراشته نگهدارد و مورد استفاده ابزاری هم قرار نگیرد اما آن چه در عالم واقع اتفاق افتاد برخلاف این گونه شعارها بود میرزاکوچک خان کمک های دولت لنین را با کشتن حیدرعمواوغلی و حمله و هجوم ناگهانی به انقلابیون طرفدار الغای سیستم ظالمانه ارباب - رعیتی پاسخ داد و جبران کرد و خود تبدیل به عامل مشیرالدوله و قوام السلطنه و رضاخان گردید در آن صورت چه جای گله و شکایت از دولت شوروی می تواند وجود داشته باشد ، علاوه بر آن میرزا بهیج وجه مخالف سرمایه داری و الغای بهره کشی از دهقانان نبود به سرنوشت و اصل تمشیت امور به تدبیر و تقدیر الهی جدا معتقد بود در هیچ نوشته ای کلام موجز و صریحی از قول میرزا نقل نشده است که با زمین داری و اجاره داری و تیول داری، مخالفت کرده باشد او مالکیت اعیان و اشراف را بنا به مشیت الهی و احکام اسلامی قبول داشت و مالکیت امثال امین الدوله را محترم می داشت و فقط به اخذ مبلغی که خرج تفنگ چیان خود کند قانع بود او برنامه دولت و انقلاب اکتبر را قبول نداشت، او را از ، اعماق جنگل بیرون آورده بودند که جلوی تاثیرات انقلاب اکتبر در ایران را بگیرند این تجربه بشکلی دیگر در نهضت ملی کردن نفت و سال های بعد از شهریور 1320 که اساس مبارزه برای ایجاد اندام ها و سنگرهای سندیکائی بود تجدید شد، صاحبان ثروت و اراضی بزرگ که همدست ها و مجریان اهداف سفارت خانه های آمریکا و انگلیس در ایران بوده اند همیشه دنبال آدم های خوش نام و وجیهه المله ای بوده اند که جلو انقلابیون و مبارزین واقعی و آزادیخواهان اصیل را بگیرند و در زمان انقلاب اکتبر و رسیدن تاثیر شدید آن به ایران که آزادی خواهان و کارگران ضد استبداد و ضد استعمار به ایران آمدند دولت های متحد با امپریالیسم انگلیس که در آن زمان تا حد نوکری حلقه بگوش سقوط کرده بودند، برای حفظ موقعیت خود میرزا را از جنگل بیرون آوردندکه شرح آن را در مجله چیستای شماره آبان آذر 84 نوشته ام .

بحثی که فخرائی در کتاب سردار جنگل مطرح کرده است و سرخط و آموزش غلطی برای دیگر نویسندگان شده مسئله موهومی است بنام سازش روسیه شوروی و دولت استعماری انگلستان در این که دولت نوبنیاد روسیه شوروی برای شکست دولت های مهاجم به سرزمین پهناور روسیه نهایت تلاش را می نمود و با ضد انقلاب داخلی با همه توان مبارزه و جنگ می کرد جای هیچ بحث و شک و شبهه ای نیست تاریخ روسیه شوروی بقلم آدکامسین های شوروی بنام های کالیستوف اسمیرنوف کوبانف ، کازکوا ، لوسوف به ترجمه حشمت اله کامرانی در فصل سیزدهم .شرح آن جنگ ها را می نویسد و چگونگی شکست و اخراج نیروهای خارجی مفصلا آمده است [11] اما در همان حال دولت شوروی از تبلیغ برای استقرار صلح لحظه ای غافل نمی ماند و اصل را بر هم زیستی مسالمت آمیز با دولتهای اروپائی و آمریکا و همسایگان شوروی می گذاشت و صریحا تعهد می کند که بهیچوجه قصد صدور انقلاب را ندارد مسئله ضدیت با صدور انقلاب و اختلاف لنین و تروتسکی معروف است و بالاخره اصل لنینی همزیستی مسالمت آمیز پیروز شد بر این اساس لنین نطق هائی درباره اهمیت صلح و سیاست مسالمت آمیز مبتنی بر احترام متقابل به حق حاکمیت ملی و منافع دولت شوروی در کنگره های مختلف ایراد می کند که در همه کتابهای تاریخ ایجاد دولت شوروی ثبت شده است مجموعه این تلاش های دولت انقلابی شوروی در نظر نویسندگانی مانند فخرائی و مصطفی شعاعیان و شاپور رواسانی بنام سازش روس و انگلیس معرفی شده است اینگونه معرفی کردن ها کاری است سطحی و بدون توجه به واقعیت های تاریخی زیرا از جهت دیگر دولت هائی مانند انگلستان و فرانسه نیز از طولانی شدن جنگ بشدت آسیب دیده بودند فقط دولت شوروی نبود که بر اثر جنگ بین الملل اول و ادامه آن تا محو و خاتمه جنگ های داخلی دچار آسیب های جدی شد، این آسیب ها به دولت انگلستان نیز وارد شده بود و رشد نهضت های رهائی بخش در بسیاری از مستعمرات انگلستان هر روز شعله ور بود و علاوه بر آن ملت انگلستان بشدت از جنگ خسته شده بود و مبارزات صلح طلبی و خاتمه دادن به جنگ و فراخواندن جوانان انگلیسی به خانه هر روز در خیایان های لندن و منچستر به اجتماعات پرشوری تبدیل می شد و در کنار آن حمایت از انقلاب شوروی در سراسر اروپا مخصوصا در آلمان و انگلستان و فرانسه و ایتالیا رشد می یافت آن کارگران و دهقانان انقلابی روسیه با همه توان از زن و مرد علیه نیروهای مهاجم و ضد انقلاب داخلی می جنگیدند با این همه هدف نهائی دولت نوبنیاد شوروی صلح بود و دوری از جنگ لنین می گفت وظیفه ما آن است تا آنجا که می توانیم دیپلماسی خود را به کار گیریم تا لحظه جنگ را به تاخیر افکنیم و این دوره کوتاه را طولانی کنیم . ما به کارگران و دهقانان قول می دهیم تا برای صلح هر چه در توان داریم بکوشیم[12]

جمهوری شوروی در مدت جنگ داخلی تمام همت و توان خویش را برای برقراری صلح به کار بست شوروی برای پایان بخشیدن به جنگ و استقرار روابط عادی با کشوری آنتانت ( جنگ طلب ) تقریبا 50 طرح پیشنهادی ارائه نمود اما آنتانت به اینها وقعی ننهاد و به دامن زدن بر شعله جنگ داخلی و مداخله خود ادامه داد حکومت شوروی در ژانویه 1919 برای رسیدن به صلح آمادگی خود را برای شرکت در کنفرانسی که کشورهای آنتانت در ( جزایر پرنسس ) برگزار میکردند اعلام داشت حکومت شوروی حاضر به پذیرفتن وام های حکومت تزاری و دادن امتیازات ارضی بود لینن نماینده آنتانت ، ویلیام س بولیت را پذیرفت و با وی درباره شرایط صلح به مذاکره پرداخت موضع لنین به رهبران حکومت های آنتانت گزارش شد ولی آنان وقعی ننهادند[13] این همه تلاش و کوشش دولت شوروی و شخص لنین برای استقرار صلح و قطع جنگ های مداخله جویانه را نمی توان به سازش و بند و بست با انگلیس و غرب تفسیر و تعبیر کرد و در نهایت بی انصافی نوشت که ( سیاست سازش لنین بدون اطلاع و بدون دخالت نمایندگان جنبش های ضد استعماری ملل شرق منجمله نهضت جنگل اتخاذ گردید )

اولا ناصحیح بودن این نتیجه گیری از مقدمه آن پیدا است زیرا لنین بهیچوجه با انگلیس سازش نکرد که اصول سرمایه داری و سلطنت تزاریسم را بر روسیه رجعت دهد و حکومت کارگران را به نفع سیاست انگلستان منحل کند ثانیا تمام قدرت و اختیار تصمیم گیری در شکل دهی جهان سیاست و اقتصاد فقط در دست لنین و سوسیالیست های تازه به قدرت رسیده قرار نداشت و هیچگاه از زمان انقلاب اکتبر تاکنون و تا قبل از انقلاب اکتبر و بعبارت دیگر در هیچ برهه ای از زمان تمام قدرت ها در دست یک طرف دعوا قرار ندارد طرف دیگر دعوا هم از قدرت برخوردار است اصل اساسی و هنر سیاست مداری در گرفتن حداکثر امتیاز با دادن حداقل خسارت است. تدبیر در سیاست و کشور داری با اصول پیچیده و هزار توی عقل و خرد و محاسبه عقب نشینی بموقع و حمله در موقع مناسب است بحث دولت و انقلاب لنین بحثی است که حتی میرزا کوچک خان و طرفداران مصلحتی اش مانند شاپور رواسانی از آن نتوانسته اند نتیجه گیری و آموزشی داشته باشند حالا در این میانه و پس از گذشت سالیان متمادی از انقلاب اکتبر و جنبش جنگل شاید آقای شاپور رواسانی بحکم تحصیل آکادمیک و حضور در کشورهای پیشرفته توانسته باشد هنر سیاست مداری و برنامه ریزی برای تحصیل قدرت و بدست گرفتن حکومت را آموخته باشد اما آنچنان وجدان آزاد و انصاف و حقیقت گوئی را ندارد که به آن اعتراف کند و در نوشته هایش انعکاس غلط می دهد که سیاست سازش لنین با انگلستان یعنی فروختن و فدا کردن سوسیالیسم در پای بورژوازی انگلستان و هیچ مورخ و نظریه پرداز عاقل و فهیم و آزاده ای تاکنون نتوانسته است چنین ادعائی بکند و کسانی که به چنین بهانه های سازش و بند و بست متوسل شده اند حداقل دارای انصاف و فضیلت تاریخ نگاری نیستند اجازه گرفتن لنین برای استقرار صلح با دول جنگ طلب و ضد سوسیالیسم برای حفظ موجودیت اولین دولت کارگری و سوسیالیستی جهان، از میرزا کوچک خان بشدت خنده آور و مضحک است . اگر جنبش جنگل بنا به ادعاهای شاپور رواسانی دارای ریشه عمیق و برخاسته از سلسله مبارزات داخل کشور مسلمان ایران با یاری گرفتن از اصل اسلامیت و تشیع و وطن پرستی بوده است علی القاعده می بایست پس از خاتمه جنگ آن دولتها با حکومت کارگری و دهقانی روسیه شوروی ، با انگلیس و دربار احمدشاه به مبارزه خود ادامه میداد آیا براستی حکومت شوروی و شخص لنین برای شکست دادن و خاموش کردن نهضت جنگل قوائی به کسما و فومنات فرستاده بود ؟! سئوالی که با خواندن ادعای شاپور رواسانی در صفحه 264  کتابش می تواند به درستی مطرح شود این است که آیا میرزا کوچک و نمایندگان جنگل در موقع تنظیم قرارداد عبور بی خطر نیروهای انگلیسی از خطه گیلان و حمله به بادکوبه و خاک روسیه شوروی ، از دولت انقلابی کارگری روسیه و شخص لنین اجازه گرفته بود آیا آن همه امکاناتی که برای تسهیل حمله نیروهای انگلیس به خاک روسیه شوروی در اختیار قوای ژنرال دنستردویل و کلنل ماتیوس گذاشت با اجازه لنین بود؟ سیاستی که دولت انقلابی روسیه شوروی در برابر هجوم گسترده قوای آنتانت در پیش گرفت نامش سیاست سازش با انگلستان به منظور از بین بردن نهضت جنگل نیست و چنین اتهام و ادعائی را با هیچ سند و مدرکی نمیتوان ثابت کرد ادعای موهوم و سفسطه و مغلطه در کار تاریخ نویسی آسان است اما برای پژوهش گران با انصاف و شرافتمند زیبنده و قابل قبول نیست مر تجعین و جنگ طلبان بزرگ و قدرتمندی مانند لرد کرزن وزیر امور خارجه انگلیس خیلی تلاش کردند که دولت ایران وارد مذاکره صلح و دوستی با دولت شوروی نشود تلاش وثوق الدوله و سیدضیاء الدین و سپهدار اکبرکه با پشتیبانی و کمک های مالی و تسلیحاتی دولت انگلیس همراه بود ، در مقابل سیاست صلح دولت شوروی نتوانست مقاومت کند و به نتیجه برسد حتی در درون کابینه انگلستان سیاست ادامه جنگ با شوروی مخالفین سرسختی داشت علاوه بر آن که جامعه انگلستان دولت ارتجاعی محافظه کاران را زیر فشار گذاشته بود که دست ها را از انقلاب شوروی کوتاه کند و آتش جنگ را خاموش نماید به نوشته دکتر سیروس غنی ( ضدیت پیگیر کرزن با هر گونه تماس ایران با شوروی ادوین مونت گینو وزیر هندوستان را واداشت که به کرزن بنویسد شما با منع ایران از ورود صلح با دولت شوروی مسئولیت بزرگی به گردن می گیرید . ایران به موجب قرارداد (1919) به ما چشم می دوزد تا که جلو تهاجم قوای خارجی را بگیریم شما خوب میدانید که ما نیروی لازم را برای انجام این مهم نداریم با ممانعت از ورود ایران به استقراررابطه با روسیه شوروی شما بر تعهدی تاکید می گذارید که ما نمی توانیم آن را انجام دهیم[14]) مقاومت دلیرانه حزب کمونیست شوروی و سیاست عاقلانه دولت لنین انقلاب اکتبررا نجات داد ای کاش یک هزارم چنان درایت و عقل و خردی در میرزا کوچک خان جنگلی و هیئت اتحاد علما اسلام وجود می داشت که با آن همه امکانات بدور از قشریت و ارتجاع اصل وحدت را رعایت   می کردند و در حالی که قوای انگلیس و قزاقان احمدشاه مرعوب و هراسان فرار می کردند دشمن را تعقیب کنند و قبل از آنکه انگلیسی ها در قزوین مستقر شوند و سر و صورتی به قوای پاشیده و مرعوب خود و قزاقان فراری به فرماندهی رضاخان بدهند و او را آماده فتح تهران کنند ، نیروهای انقلابی و جنگل متحدا تهران را فتح می کردند، بجای رعایت وحدت و اتحاد، گوش میرزا به تلقین ها و وسوسه های رجال تهران و علمای هیئت اتحاد اسلام پر شد و در نتیجه کر شد و چشم و قلبش بجای آنکه منطقی کار کند به وسوسه های ارتجاعی سردار فاخر حکمت و     آیت اله حاج آقا شیرازی و میرزا مهدی انشائی و بازرگانان رشت و تهران متوجه و دل بسته شد و سید محمد تدین و صدرالاشراف همان کاری را که استعمار می خواست از میرزا کوچک خان بدست آورند و او را در یک جنگ داخلی سرمایه و مالکیت که در زرورق فرینده ( کفر و اسلام ) پیچیده شده بود ، کشاندند و در نتیجه مشیرالدوله و ارتجاع تهران پیروز شدند که بحث آنرا مشروحا نوشته ام این حقیقت و واقعیت باید به گوش جوانان بی اطلاع از رمز و راز ارتجاع برسد که مبارزه ملت های شوروی چه از راه جنگ مسلحانه علیه دولت های استعماری انگلستان و فرانسه و آلمان و ایتالیا و چه از طریق صلح و ترویج صلح طلبی و بحرکت در آوردن کارگران کشورهای اروپائی و آمریکائی برای استقرار صلح و اعاده و برگشت سربازان از جبهه های جنگ در کشور شوروی موجب تحولات و تغییرات اجتماعی به ویژه در مورد ایجاد حقوق و مزایای صنفی و سندیکائی و امتیازات طبقه کارگر و زحمت کشان شد.  توده های زحمت کش بریتانیا و فرانسه ، ایالات متحده آمریکا ، ژاپن و سایر کشورهای اروپائی و آسیائی و آفریقائی بیرون کشیدن نیروهای مداخله گررا از شوروی و برقراری صلح و روابط دوستانه را مصرانه از دولت های خود خواستار شدند شعار ( دست ها از روسیه شوروی کوتاه ) شعار مسلط بر جوامع اروپائی و آسیائی بود یکی از   جلوه های هم بستگی کارگران در سال های انقلاب و جنگ داخلی روسیه شوروی ، تشکیل واحدهای بین المللی در ارتش سرخ بود . در ارتش سرخ مجارها ، صرب ها، چکها ، آلمانیها ، لهستانی ها ، بلغاری ها چینی ها ، کره ایها و سایر دهقانان و کارگران در این واحدها می جنگیدند بریگاد بین المللی مدافع انقلاب شوروی معروفیت جهانی پیدا کرد . مجموعه این همت ها و جان فشانی ها ، دولت های انگلستان و فرانسه را به ور شکستگی سوق میداد گزارش های دیپلمات ها و مسئولین وزارت خارجه و جنگ انگلستان این وحشت از انقلاب اکتبر و صدماتی که بر حیثیت و قدرت دولت انگلستان وارد کرد نمایان می کند .

( در اوایل شهریور 1299 ژنرال هیو بیتمن چمپین فرمانده نیروهای بریتانیا در شمال ایران تصمیم گرفت بازنشسته شود چمپین در ارتش هند خدمت کرده بود و تجربه جنگی و فرماندهی مستقلی نداشت حمله روسها را به بندر انزلی سرسری گرفته بود و پی نبرده بود که بازیابی کشتی های لنگر انداخته در بندر آنجا برای بلشویک ها چه ارزشی دارد . اقدامات او وزارت جنگ را در لندن و هم چنین ژنرال ها لدین افسر مافوقش را در بغداد سخت برآشفته بود با این حال او را از فرماندهی سپاه بر نداشتند رفته رفته رخنه شوروی ها در شمال فزونی یافت معلوم شد بریتانیا برای مقابله با حضور متوالی شورویها در ایران سیاستی ندارد فشارهای مالی و پارلمانی به کابینه انگلستان به قصد اینکه نیروهای خود را هر چه سریع تر از ایران بیرون ببرد سرانجام منجر به اتخاذ این تصمیم شد که سپاهیان بریتانیا را به محض آنکه هوا بهبود یافت و گردنه ها گشوده شد از شمال ایران بیرون روند[15] )

این نکته ها را که یاد آوری کردم برای روشن کردن ماجرای جنگل و به اصطلاح جنبش جنگل ضروری بود قصد نوشتن کتاب مشروح و مفصلی را که همه جوانب نهضت جنگل بررسی شود نداشتم بنابراین ناچار به تقدیم این جزوه بسنده می کنم .


[1] ص 324 سردار جنگل

[2] ص 320 همانجا

[3] ص 86 کتاب ایران برآمدن رضاخان برافتادن قاجار و نقش انگلیسی ها نوشته سیروس غنی ترجمه حسن کامشاد انتشارات نیلوفر چاپ دوم 1378

[4] همانجا ص 110

[5] وزیر امور مستعمرات، مشاور نایب السلطنه هند.

[6] ص 87 همانجا برای اطلاع از سیاست انگلستان در مورد ایران و روسیه شوروی به کتاب برآمدن رضاخان و برافتادن قاجار از 87 به بعد مراجعه شود

[7] ص 257 و 258 کتاب نهضت میرزا کوچک خان جنگلی

[8] 320 سردار جنگل

[9] ص69 و 70 تاریخ انقلاب جنگل گیلک

[10] ص 238 سردار جنگل فخرائی

[11] از ص 527 الی 590 جلد اول تاریخ روسیه شوروی ترجمه حشمت اله کامرانی ناشر موسسه چاپ و نشر بیگوند تهران 1361

[12] کلیات آثار جلد 27 ص 379 به نقل از صفحه 527 همانجا

[13] ص 588 همانجا

[14] ص 109 کتاب ایران برآمدن رضاخان و افتادن قاجار تالیف دکتر سیروس غنی

[15] ص 128 کتاب ایران برآمدن رضاخان برافتادن قاجار و نقش انگلیسی ها نوشته دکتر سیروس غنی ترجمه حسن کاشاد انتشارات نیلوفر چاپ دوم 1378

مقدمه ای بر قضیه ی نهضت جنگل (4)

مقدمه ای بر قضیه ی نهضت جنگل (5)

مقدمه ای بر قضیه ی نهضت جنگل (6)

مقدمه ای بر قضیه ی نهضت جنگل (7)

مقدمه ای بر قضیه ی نهضت جنگل (8)

مقدمه ای بر قضیه ی نهضت جنگل (9)

فرهنگ توسعه - ۱۳۸۶ - لطفا مقاله‌ها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید