![]() |
|
شماره 76 - بهروزرسانی دوشنبه: 25/04/1386 بازگشت به صفحه اصلی |
|
حماس و حماسه ی مجروح فلسطین
احمد سپیداری
از اخبار و رویدادهایی که ناظر آنیم، آنقدر شگفت زده ایم که دیگر تقریبا چیزی شگفت زدهمان نمی سازد. "انقلاب اسلامی حماس" نیز یکی از آنان است. فکر می کنم آنقدر خبر و نظر در این رابطه شنیده باشیم که نیازی به تشریح سیر وقایع توسط نویسنده نباشد. هدف از این تحلیل بررسی علل این اقدام و روشن کردن چهره اسلامگرایان افراطی یعنی جریاناتیست که بازیگر صحنه های اصلی ماجراها در منطقه اند. رهبران حماس که یورش سبعانه خود به نیروهای امنیتی دولت قانونی خودگردان فلسطین و سازمان الفتح متحد خود و کشتار و نابودی آنان در غزه را انقلاب اسلامی نامیده اند، برای این اقدام خود دلایلی را بر شمرده اند که بسیار سست بنیاد است. بیائید آن ها را یک به یک مرور کنیم. 1 1-"ایجاد امنیت" در غزه یک ضرورت بود. هنگامی که تانک و نفربرهای اسرائیلی هر لحظه که اراده کنند بر در هر خانه ای حاضر می شوند، هر کس را بخواهند می کشند، و هر کس را بخواهند همراه خود می برند امنیت به چه معناست؟ آیا اعضای حماس در پارلمان فلسطین توسط نیروی امنیتی دولت دستگیر شده بودند که با نابودی آنان امنیت به منطقه برگردد؟ آیا امنیت تمام عیاری حاکم شده است؟ 2- حماس اکثریت پارلمان را کسب کرده بود ولی اجازه ی اعمال قدرتش محدود میشد. آیا شرکت در انتخابات و کسب اکثریت کرسی های پارلمانی به معنی آن است که همهی اصول حاکم بر آن انتخابات بلافاصله زیر پا گذاشته ، مصوبات و معاهدات قبلی آن دولت زیر پا گذاشته شود و بدون هرگونه مصوبهی قانونی، نیروی نظامی حماس جایگزین ارگان های انتظامی امنیتی قبلی شود؟ حماس بر اساس کدام قانونی حق تدارک لشکریانی را داشت که امروز در کودتای خونین خود بکار می گیرد؟ آیا عجیب است که این تدارک وسیع نظامی که امروز اثر آن را می بینیم با برخوردهایی از طرف نیروهای امنیتی دولت حاکم مواجه شود؟ آیا محمود عباس تقاضای مراجعه به ارای عمومی را نداد و حماس که آرای خود را از دست داده بود، با آن مخالفت نکرد؟چگونه است که پرت کردن سربازان دولت قانونی فلسطینی از پشت بام به نفع اسرائیل نیست، ولی اعمال قانون توسط نیروهای دولتی خیانتی در جهت حکومت اسرائیل است؟ این لشکریان قهرمان آن انقلاب اسلامی امروز کجا هستند و چرا به جای سرکوب نیروهای خودی به رودررویی با نیروهای اشغالگر اسرائیلی نمی پردازند و بزرگ ترین اولویتشان آزادی خبرنگار انگلیسی و سرباز اسرائیلی ست؟ آیا حمله به یک متحد سیاسی آن هم بدون اعلام جنگ و پس از امضای معاهده سازش، خنجر زدن از پشت قلمدا نمی شود؟ آیا پارلمانی که دولت آقای هنیه محصول آن بود، اعضای دیگری جز نمایندگان حماس نداشته و ندارد؟ چگونه است که رای آن ها حاوی هیچگونه ارزشی قلمداد نمی شود؟ اینکه حماس با افراط گرایی های خود نمایندگانش را در دام و تور نیروهای جنایتکار اسرائیلی قرار می دهد، به نیروهای سیاسی رقیب چه ارتباطی دارد؟ آیا صدها فلسطینی دگراندیش دیگر از جمله اعضای سازمان الفتح و سازمان آزادیبخش فلسطین در این یورش ها دستگیر نشده و در زندان های اسرائیل زندانی نشده اند؟ 1- گفته می شود که نیروهای امنیتی اسرائیل در سازمان های امنیتی فلسطینی رخنه کرده و بخش هایی از آن را در اختیار عملیات خود گرفته بودند. این که سازمان امنیت اسرائیل در میان بسیاری از سازمان های منطقه نفوذ کرده باشد، حرف تازه ای نیست، اما چه دلیلی وجود دارد که همین کار در سازمان های حماس و دیگر جریانات اسلامی فلسطینی رخ نداده باشد. آیا یورش های سازمانیافته نیروهای نظامی اسرائیل از جمله در دستگیری وسیع اعضای پارلمان، نشان از وجود اطلاعات گسترده توسط آن ها نداشت؟ آیا شلیک موشک از طرف افراطیون حماس و جهاد فلسطین درست هنگامی که افکار عمومی صلح را به راستگرایان جنگ طلب اسرائیلی تحمیل کرده، معنی دیگری می دهد؟ آیا عمل حماس موقعیت آنان را تضعیف کرد یا تقویت نمود. 2- گفته می شود دولت فلسطینی به فساد وسیعی آلوده بوده و توانایی اداره ی امور را نداشته است. آیا رفع فساد با اقدامی که به حذف تخصیص درآمدهای مالیاتی از سرزمین اشغالی می انجامد و ایجاد بحران برای کادر اداری حکومتی می کند، کار عاقلانه ای ست؟ آیا فساد اداری با سرکوب امنیتی نظامی قابل حذف است و کادرهای اداری حماس در مقابل آن روئین تن اند؟ آیا وجود عده ای فاسد توجیه گر نابودی کلیت یک دستگاه حکومتی ست؟ 3- گفته می شود حماس "مجبور به اقدام شده" و "چاره ای جز اقدام نداشته است". این گفته به چه معناست؟ اگر حماس اقدام نمی کرد چه می شد؟ آیا وضعی بدتر از وضعیت حاضر امکان داشت که دو دولت فلسطینی در دو تکه سرزمین غیر مستقل تحت سرکوب شکل بگیرد، کینه های انباشته از اسرائیل به کینه بین خودی ها تبدیل شود و حماسه ی عظیم فلسطینی و قیام جاودانهی سنگش به چنین وضع اسفباری بیفتد؟ پاسخ به این سئوالات چندان هم سخت نیست، مگر آن که بخواهیم چشممان را ببندیم و آنطور که اراده می کنیم ببینیم. ما با این ادبیات بخوبی آشنائیم. اگر امروز نیروهای راستگر و افراطی اسرائیل و پشتیبانان جنگ طلب جهانیش از وضع بوجود آمده خوشحال اند، که در آن هیچ جای شکی نیست، تنها می توان تصور کرد که خیانتی روی داده باشد. این اقدام حماس حتی بر خلاف ادعا های صورت گرفته نیروهای سازشکار فلسطینی را نیز تقویت کرده است. حماس و همه ی کسانی که حماس را جای حماسه پرشکوه فلسطینی قرار داده و می دهند در این رابطه مسئول اند. عمل افراط گرایان میتواند پشت انقلابی ترین شعار ها مخفی شود اما این کار چیزی را عوض نخواهد کرد. راستگرا های افراطی یکدیگر را صدا می زنند و عملشان به نفع راستگراهای افراطی جبههی مقابل تمام می شود، این را تاریخ بار ها و بار ها به اثبات رسانده است. اما مردم فلسطین نیز نشان داده اند که از تجربه ها بسیار می آموزند. آن ها نشان خواهند داد که با پشت کردن به سازشکاران گوش به فرمان و افراطیون عقبه ی جبهه ی دشمن، راه تازه ای را برخواهند گزید.
|
|
فرهنگ توسعه - ۱۳۸۶ - لطفا مقالهها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید |