شماره 79- بروزرسانی: شنبه 30/4/1386

بازگشت به صفحه اصلی


بهار می شوم !

داود جلیلی

 

آویز های انبوه زردی گرفته ،

چشم انتظار ِ بارانند

شاید

یا باد

تا انفجار پاییز

بر سنگفرش پیاده روها باشند .

 

فرو در خویش

با کیف ِ اشتیاق

پیاده روها را می گذرم

وخش خش پرنیان قدم های توست

در گوش من

بر بالا پوش پاییز.

 

رویاهای بهاری

جان ِ دوباره می گیرند

تا تجربه ی کمال فصول

بر رنگین کمان آرزو.

 

سال های رفته را

نگاه که می کنم

انگار آبی ِ آب ها را نوشیده ام

وعرق ریخته ام با سبزای جنگل

در هیاهوی گنگ تسلط سیمان وسنگ

واکنون تجلی خلوص رنگ ها ست

در عبور تصویر ِمه گرفته ی تو .

 

هماره  در ازدحام گنگ ترافیک

با خش خش پرنیان گام ها

طلوع می کنی

بر بالا پوش پاییز .

 

خلوص رنگ ها

رسوب می کند

درغوغای طبیعت ناب

ومن بهار می شوم .

 

  تهران 25/7/1384

فرهنگ توسعه - 1385 - لطفا مقاله‌ها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید