شماره 82- بروزرسانی: جمعه 5/5/1386

بازگشت به صفحه اصلی

يک کتاب صادقانه به قلم يک مورخ بورژوا

 

 برگردان:ع. سهند

 

 

 

 معرفی و بررسی کتاب«جنگهای استالين: از جنگ جهانی تا جنگ سرد، ١٩۵٣- ١٩٣٩.« 

 

دير يا زود در جنبش چپ، نبرد ايدئولوژيک پيرامون تاريخ شوروی اتفاق خواهد افتاد. اين يک نبرد ساده بر سر آبروی تاريخی ژوزف استالين نيست، اين نبردی است بر سر ماهيت سوسياليسم قرن بيستم، و علل ظهور و سقوط آن. در عمل، اين نبردی است بر سر سوسياليسم قرن بيست و يکم.

 

***

 

در روز ٢٢ ژوئن ١٩۴١، ارتش ٣ تا ۴ ميليونی آلمان برای از ميان برداشتن اتحاد شوروی به حرکت درآمد. کتاب «جنگهای استالين» يک ارزيابی از تلاشهای جنگی خلقهای اتحاد جماهير شوروی سوسياليستی و رهبران آنها است، که توانستند متجاوزين را شکت داده و نازیها را تا برلين به عقب یرانند. پيروزی شوروی، اگر شگفتانگيزترين دستآورد در تايخ نظامی نباشد، به آن بسيار نزديک است. مقياس عظيم نيروهايی که در هر طرف صفآرايی کرده بودند و تلفات جانی خيره کننده است.

 

کتاب جفری رابرتس (Geoffrey Roberts) بر جنگ بزرگ ميهنی و بعد از آن تمرکز دارد. رابرتس نتيجه میگيرد: اولاً، ژوزف استالين يک رهبر جنگی بسيار کارآمد و موفق بود. او انتقادات از رهبری نظامی استالين را در پلميکهای شورویستيزانه جنگ سرد و کارزار استالينزدايی که بعد از خروشچف در اتحاد جماهير شوروی سوسياليستی به راه افتاد، ريشهيابی میکند. ثانياً، رابرتس معتقد است استالين به ائتلاف بزرگ با بريتانيا و ايالات متحده متعهد بود و میخواست آن ائتلاف بعد از جنگ نيز ادامه يابد. استالين برای جلوگيری از شکست ائتلاف سه قدرت بزرگ تلاش بسيار کرد. ثالثاً،  رابرتس معتقد است کاهش سرکوب در زمان استالين آغاز شد. گذر از سرکوب که در اواسط و اواخر دهه ١٩٣٠ به اوج رسيده بود، در سالهای آخر استالين (١٩۵٣- ١٩۴۵) آغاز شد.

 

جفری رابرتس پرفسور تاريخ در دانشگاه ملی ايرلند در کورک است. آثار پيشين او شامل کتب زير میشود: «اتحاد نامقدس: قرارداد استالين با هيتلر» (١٩٨٩)، «اتحاد شوروی و منشاء جنگ جهانی دوم» (١٩٩۵) و «پيروزی در استالينگراد: نبردی که تاريخ را تغيير داد» (٢٠٠٢). رابرتس يک مورخ بورژوا است. او در دهه ١٩٧٠ يک کمونيست اروپايی (Eurocommunist) و درگير انتقاد از اتحاد شوروی و ديگر کشورهای سوسياليستی بود. سياستهای او در دهه ١٩٨٠ بيشتر به راست حرکت کرد. او به اعتراف خود، اکنون از يک «سرمايهداری ليبرال، دمکراتيک، انسانی و از نظر اجتماعی مسؤول» حمايت میکند. او از امضاکنندگان مانيفست يوستن(Euston Manifesto)  است.

 

به اعتقاد نگارنده اين بررسی، اهميت اين کتاب بيشتر از قضاوتهای آن پيرامون موفقيتها و شکستهای جنگی استالين و اطرافيان او است. اين کتاب با هدف نتيجهگيریهای کلیتر از سياست و تاريخ نوشته شده است. کتاب «جنگهای استالين» ادامه گرايش عمدهای در تاريخنگاری بورژوازی است که بعد از ١٩٩١ حاضر به قبول نظرات منسوخ جنگ سرد نيست. مورخين بورژوا، گرچه هنوز هم بسياری از پيشفرضها و تعصبات ضد کمونيستی خود را حفظ کرده اند، اما برای طرد تصوير «استالين به مثابه شيطان» يا «استالين به مثابه هيتلر ديگر» آزادترند. با کاهش فشار ايدئولوژيک ضد کمونيستی، و بعد از ٢٠٠١ با تمرکز طبقات حاکم غرب بر «تروريسم ستيزی» به جای «کمونيسم ستيزی» به عنوان جنگ اصلی برای توجيه ايدئولوژی، پنجرهای برای رکگويی بورژوازيی گشوده شده است.

 

البته، ايدئولوگهای بورژوا همچنان سالانه توليدات قطوری در جهت ديو ساختن از استالين بيرون میدهند (به عنوان مثال «دربار تزار سرخ» و غيره). اين نشان روشنی است که جنگ سرد برای هميشه خاتمه نيافته است: فقط دور اول آن پايان يافته است. کمونيسم ستيزی فروکش کرده است و در دور بعدی  انقلابات سوسياليستی، دوباره  شدت خواهد يافت.

 

پارادوکس اين است که رفرميستهای اجتماعی در ديوسازی از استالين سرمايهگذاری عظيمی نموده اند. و خويشاوندان آنها، يعنی کمونيستهای رويزيونيست نيز از اين تصويرگری شيطانی برای فاصله گرفتن از سوسياليسم قرن بيستم شوروی و اروپای شرقی استفاده زيادی میکنند. «سخنرانی مخفی» خروشچف، منشور مؤسسان اين دو گروه است. شاهد تجربی آنها فاجعه ١٩٩١- ١٩٨٩ است، که بدون ترديد به «استالينيسم» نسبت داده میشود. آنها تاکنون از حرکت با اين پژوهش جديد امتناع نموده اند. آنها هنوز هم در اين مراسم شرمآور با نفی استالين، سينهزنی میکنند

 

بخش عمده آرشيو شوروی بعد از ١٩٩١ در دسترس قرار گرفته است. اگر و هنگامی که رفرميستها و رويزيونيستها با اين آرشيو روبرو شوند، از آنچه که تاکنون مورخان بورژوا از آن نتيجه گرفته اند، خوشحال نخواهند بود. مطالب آرشيوی جديد تقصير شخصی استالين در سرکوب شديد را کاهش میدهد، گرچه بدون ترديد تقصير وجود داشت. اين مطالب ميزان سرکوب را کمتر نشان میدهند و تأييد میکنند که در جامعه شوروی حمايت وسيعی از سياست سرکوب وجود داشت.

 

دير يا زود در جنبش چپ، نبرد ايدئولوژيک پيرامون تاريخ شوروی اتفاق خواهد افتاد. اين يک نبرد ساده بر سر آبروی تاريخی ژوزف استالين نيست، اين نبردی است بر سر ماهيت سوسياليسم قرن بيستم، و علل ظهور و سقوط آن. در عمل، اين نبردی است بر سر سوسياليسم قرن بيست و يکم.

 

همانطور که دوستی به من نوشت «افسوس که شورویها شهامت آن را نداشتند که زودتر از آن، آرشيوها را باز کنند.» در آن صورت اين بحث تاکنون خاتمه يافته بود. در هر حال، بحث بايد متکی بر فاکتهای جديداً يا قديماً کشف شده، قرار داشته باشد، و نه بر پيشفرضها.

 

کتاب «جنگهای استالين» خواندنی است و در سراسر آن به مأخذ اشاره شده است. اين کتاب کارهای آرشيوی بعد از ١٩٩١ را در نظر گرفته است. کتابشناسی و فهرست نامهای آن معقول است. کتاب، استالين را يک انسان ضدو نقيض در شرايط فوقالعاده انقلابی نشان میدهد، و به او به عنوان فرشته و يا ديو نگاه نمیکند. میتوان به «جنگهای استالين» بسيار خرده گرفت، اما کتابی است صادقانه به قلم يک مورخ بورژوا که سعی کرده است متعادل بوده و به جايی برود که فاکتها او را هدايت میکنند.

 

***

 

Geoffrey Roberts, Stalin's Wars: From World War to Cold War, 1939–1953 (New Haven and London: Yale University Press, 2007; ISBN 978–0–300–11204 7).

 

منبع: صدای سوسياليستی (ارگان حزب کمونيست ايرلند، آوريل ٢٠٠٧(

 برگرفته از:عدالت

 

فرهنگ توسعه - 1385 - لطفا مقاله‌ها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید