![]() |
|
شماره 85- بروزرسانی: چهارشنبه 10/5/1386 |
|
رئیس دفتر شهبانو فرح در تهران چه میکند؟
منوچهر بصیر
یک ضربالمثل ایرانی میگوید: شتر سواری دولا دولا نمیشود. این مصداق حضور دکتر سید حسین نصر اسلامشناس درباری و رئیس دفتر سابق فرح در تهران است. دکتر نصر از اندیشمندان درباری بود که مدتی نیز ریاست دانشکدهی ادبیات و دانشگاه صنعتی را بهعهده داشت و موسس انجمن فلسفهی شاهنشاهی بود. آن فیلسوفان معتقد بودند که از نظام شاهنشاهی منطقیتر و از مارکسیسم پلیدتر وجود ندارد! وجه مشترک تمام اندیشمندان دولتی در رژیم گذشته، از توابان چپ گرفته تا اسلامشناسانی امثال دکتر نصر ضدیت با چپ بود و من هنوز متوجه نشدم که چپ چه هیزم تری به آنها فروخته که هنوز چون مرغ در عروسی و عزا کشته میشود؟ بههرحال دکتر نصر بهخاطر خوشخدمتیهای خود، «خودی» شد و به سمت ریاست دفتر شهربانو انتخاب شدند که البته این یکی از مشاغل ایشان بود. بعد از انقلاب دکتر نصر مانند بسیاری از رجال رژیم گذشته زدند به چاک و سر از کانون آزادی یعنی آمریکا درآوردند!! این که چهطور آقای دکتر سروش، پایهگذار ستاد انقلاب فرهنگی و از اندیشمندان بعد از انقلاب هم سر از آمریکا درآوردند، مسالهیی است که به موقع به آن خواهیم پرداخت! بههرحال دکتر نصر در آمریکا هم که بود، آثارش در ایران ترجمه و خارج از نوبت چاپ میشد، در حالی که بسیاری از آثار سایر نویسندگان و مترجمان مدتهاست که هنوز در ارشاد خاک میخورد و این دلیل تفاوت خودی و غیر خودی است. سوال من این است که چرا در اسلام در توبه فقط برای این اشخاص باز است و چرا شامل این همه ایرانی دربهدر از وطن که در غربت زندگی غمانگیزی دارند نمیشود، مگر آنها ایرانی و مسلمان نیستند؟ احسان نراقی نیز از جمله رجال و اندیشمندان رژیم قبل است که از بعد جامعهشناسی به چپ حمله میفرمودند ، بهعبارت دقیقتر از نظریهپردازان رژیم گذشته بودند و معتقد بودند جامعهی ایرانی نیازی به ایدهئوژیهای شرق و غرب ندارد (نه غربی، نه شرقی) و برای هر مشکل راهحل آریایی دارد و بهزودی به دروازههای تمدن بزرگ خواهیم رسید! من بهعنوان نسل قبل از انقلاب باید خدمت تمام اندیشمندان آریامهری که اکنون در اطراف دنیا خصوصا لوسانجلس پراکنده شده و یکی شوفر تاکسی، دیگری مدیر چلوکبابی و چند نفر شاگرد بنگاه معاملاتی هستند برسانم دروازههای تمدن بزرگ همین است که ملاحظه میفرمایید. فراموش نفرمایید که هر وقت فرصت شرفیابی به حضور ذات اقدس ملوکانه دست میداد، یک صدا میفرمودید: خاطر مبارک آسوده باشد مملکت امن و امان است!! احسان نراقی هم که از مداحان اهلبیت و خودیها در رژیم گذشته بودند، مانند بسیاری از اندیشمندان و همکاران خود برای چند صبا زندگی ناقابل در خاطرات خود ادعا فرمودند در خفا مشغول مبارزه با رژیم بودند و مانند تواب تودهای عنایتاله رضا ایشان هم پنهانی اسلام آورده بودند!! خبرنگاری از احسان نراقی پرسید من تعجب میکنم چهطور شما در هر رژیم نمایندهی ایران در یونسکو هستید؟!
|
|
فرهنگ توسعه - 1385 - لطفا مقالهها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید |