شماره 86- بروزرسانی: شنبه 13/5/1386

بازگشت به صفحه اصلی

 

درپشت صحنهً تحولات گرجستان

 

"گاردين" ارگان حزب کمونيست استرالي

 

برگردان: الف ـ آذرنگ

 

 

 

ادوارد شواردنادزه، رئيس جمهور گرجستان ، درپی سه هفته تظاهرات شبانه روزی در تفليس، پايتخت آن کشور، از مقام خود استعفاء کرد. تقلب اتنخاباتی بی سابقه در انتخابات دوم نوامبر و نوميدی و لاعلاجی اکثريت شهروندان که از بيکاری بالا ، فساد و سقوط سطح زندگی رنج می برند، دلائل اصلی تظاهرات بود.

 

گرجستان که زمانی يکی از ثروتمندترين و پيشرفته ترين جمهوری های اتحاد شوروی سابق بود، به منطقه ای از نظر اقتصادی ورشکسته ، که از همهً بيماری های اجتماعی ناشی از فقر در هم شکننده و تقسيم جمعيت به يک باند کوچک مافوق ثروتمند و اکثريتی فقير رنج می برد، تبديل شده است.

 

ادوارد شواردنادزه ، يکی از افراد " باند سه نفرهً پروسترويکا" بود که همراه با گورباچف وياکولف که به اتحاد شوروی خيانت کردند، درتجزيه آن سهيم بود. او بعنوان وزير امور خارجه اتحاد جماهير شوروی سوسياليستی ، نه فقط به اتحاد شوروی ، بلکه به همهً حکومتهای سوسياليستی اروپای شرقی خيانت کرد. شوارد نادزه بزرگترين دستاورد خود را نابودی جمهوری دمکراتيک آلمان، عنوان کرده است. سياست های گورباچف ـ شواردنادزه به نابودی قراردادهای منع گسترش سلاحهای هسته ای، پيمان ورشو و فعاليت های زهرآگين عليه افکار سوسياليستی و احزاب کمونيستی که آنها به آن پيوسته بودند ، انجاميد.

 

خيانت

 

سازش و خيانت طبقاتی آنها ، برای ميليونها انسان ، از آنجمله مردم گرجستان ، رنج و مصيبت ناگفته و بی شمار به همراه داشته است . تجزيه اتحاد شوروی ، درسراسر جهان درهای تهاجم وحشيانه سرمايه داری و امپرياليسم به حقوق و حيات زحمتکشان ، آنچنان که در حال حاضر درجريان است، را باز کرد.

 

باز هم نفت

 

مارک مک کينون ، طی نوشته ای در روزنامه، " گلوب و ميل " ( 24 نوامبر 2003) يادآور می شود که :

"ريشه های سقوط آقای شواردنادزه ، به خيلی پيش از انتخابات پارلمانی گرجستان ـ که حتی رئيس دفتر او اکنون تقلب در آن را پذيرفته است ـ برگشته و در شرق ، در نفت زير دريای خزر ، يکی از چند منبع بزرگ نفتی باقی مانده و نسبتاً مورد بهره برداری قرار نگرفتهً جهان، قرار دارند.

 

از فروپاشی اتحاد شوروی به اين سو، مسکو و واشنگتن ، برای کنترل مسيرهائی که اين منابع عظيم، نهايتاً بطور سريع به بازار غرب منتقل خواهند شد، خيز برداشته اند. گرجستان و همسايه آن آذربايجان که هم مرز با دريای خزر است، فوراً نه فقط بعنوان کشورهای تازه استقلال يافته ، بلکه بعنوان بخشی از " دالان انرژی " مورد توجه قرار گرفتند.

 

خط لولهً قديمی زمان شوروی ، از باکو، پايتخت آذربايجان، بسمت شمال آغاز شده و پس از عبور از قلمروی روسيه، به سمت غرب و بندر نووروسيسک در دريای سياه ادامه می يابد. دراين مسير بخشی از اين خط لوله از سرزمين مزاحم و جدائی خواه چچن می گذرد.

 

سرمايه گذاران غربی ، انديشناک برای يک مسير مطمئن تر، درسال 1998 خط لولهً دومی را از باکو به بندر سوپسا درخاک گرجستان بنا کردند. طرح هائی هم برای کشيدن يک خط لوله حتی بزرگتر که قرار بود ازخاک گرجستان به ترکيه و مديترانه ادامه يابد، تهيه شده بود.

 

زمانی که اين طرحها ريخته می شد، از نظر سرمايه گذاران غربی و دولت آمريکا، آقای شواردنادزه يک سرمايه و دارائی بحساب می آمد. شهرت او بعنوان فردی که به پايان يافتن جنگ سرد کمک کرد، به سرمايه گذاران احساس اعتماد به کشور را می داد، و نيات عنوان شده او برای خروج گرجستان از مدار روسيه و قرار دادن آن در نهاد های غربی مانند "ناتو" و جامعه اروپا مورد استقبال و بهره برداری وزارت امور خارجه آمريکا قرار گرفت.

 

آمريکا فورا برای جلب گرجستان دست به کار شد و دو سال پيش يک پايگاه نظامی در گرجستان ايجاد کرد و سربازان آن کشور را در عمليات "ضد تروريستی" آموزش داد. اين ها اولين گروه از سربازان آمريکائی بودند که در يک جمهوری سابق شوروی ، مستقر می شدند.

 

چرخش دوباره

 

اما يک جائی در اين مسير، آقای شواردنادزه، چرخشی دوباره کرد و تصميم گرفت يک بار ديگر روسيه را پذيرا شود. تابستان گذشته، گرجستان يک قرارداد مخفی 25 ساله امضاء کرد، که بموجب آن گاز پروم ، غول انرژی روسيه ، تنها تامين کنندهً گاز گرجستان شد. متعاقباً ، خطوط انتقال برق گرجستان به يک شرکت روسی ديگر فروخته شد، و دست شرکت آمريکائی آ. ای. اس. (AES) که مورد حمايت دولت آمريکا بود، از اين قرارداد کوتاه شد. آقای شواردنادزه به آ. ای. اس حمله کرد و آنرا مشتی "دروغگو و متقلب" خواند.

 

واکنش واشنگتن سريع بود. در کمتر از چند هفته، جورج بوش ، رئيس جمهور آمريکا، استفان مان، مشاور ارشد خود را با اخطار زير به تفليس فرستاد. " گرجستان نبايد کاری کند که نويد نيرومند دالان انرژی شرق ـ غرب را به خطر بياندازد." پس از آنکه قرارداد های انرژی با روسيه به هر حال امضاء شد، درپی سفر آقای مان ، جيمز بيکر ، وزير امور خارجه ً پيشين آمريکا، که ظاهراً دوست قديمی آقای شواردنادزه است، به گرجستان رفت و به رهبر آن کشور نياز به يک انتخابات پارلمانی آزاد و منصفانه را ياد آور شد."

 

سوء استفاده و سوء رهبری

 

به اصطلاح " انقلاب مخملی" گرجستان ( بعضی ها حتی آنرا " انقلاب گلهای سرخ " ناميده اند) پاسخ آمريکا و تفاله های آن در گرجستان بود . اين يک انقلاب مردمی حقيقی نيست. مردم يک بار ديگر به بازی گرفته شده و به بيراهه هدايت شدند.

 

اين درست است که زمان شواردنادزه به سر آمده بود، اما او از جانب همان نيروهای بين المللی کنار گذاشته می شود که وقتی که به فروپاشی شوروی کمک می کرد، تملق او را می گفتند. مردم گرجستان به زودی درخواهند يافت که او با يک باند جديد از دست نشستگان ، جايگزين شده است.

 

ميخائيل ساکاشويلی، رهبر "انقلاب قدرت مردم" ، يک وکيل تحصيل کرده آمريکاست. او بلافاصله خواهان " اصلاحات" اقتصادی شد و اعلام کرد که پايگاه نظامی روسيه در خاک گرجستان را برخواهد چيد.

 

وزارت امور خارجه آمريکا، خوشحال و باشتاب حماُيت خود را از دولت موقت جديد اعلام کرد.

 

درنتيجه يک تصادف تراژيک، ريچارد ميلز، سفير ايالات متحده در گرجستان، در زمان برکناری اسلوبان ميلوسويچ ، سفير آمريکا در يوگسلاوی بود. آقای ميلز طی گشت ها و ديدارهای خود در تفليس روشن کرد که شواردنادزه بايد برود. همين طور هم شد و او رفت.

 

برندگان، شرکت های نفتی و طراحان آمريکائی سلطه جهانی آنها هستند. بازندگان هم، يکبار ديگر، مردم گرجستان هستند. حتی آنهائی که صادقانه فکر می کردند، برای " قدرت مردم" دست به تظاهرات زده اند.

 

 

برگرفته از دنیای ما

http://www.donyayema.info/articles_detail.php?aid=724

 

 

فرهنگ توسعه - 1385 - لطفا مقاله‌ها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید