![]() |
|
شماره 86- بروزرسانی: یکشنبه 14/5/1386 |
|
به مناسبت سالگرد درگذشت دکتر اميرحسين آريانپور
مردادماه به نيمه رسيده بود و چند روز از درگذشت استاد دکتر اميرحسين آريانپور سپري شده بود، سال 1380 خورشيدي.
به دوستي گفتم؛ رفتن دکتر آريانپور در اين زمان حيف بود.
پاسخ عجيبي شنيدم که گفت؛ ايشان در هر زماني که مي رفت حيف بود. چند روز بعد دکتر فروردين (روان پزشک، پژوهشگر و نويسنده) چنين گفت؛ دکتر اميرحسين آريانپور کسي است که به اندازه فردوسي، لغات فارسي تازه به زبان فارسي ارائه داده است. و اين مطلب، وقتي گفته شد که هنوز فرهنگ عظيم چهارزبانه علوم اجتماعي او نهان از ديدگان همگان قرار دارد و چاپ نشده مانده است. «آسيب شناسي»، مقوله يي است غريب در زمانه ما، تا آن هنگام که چهره دکتر آريانپور در جامعه ايراني بهتر و بيشتر نمايانده شود و زنگار از مبحث شناخت او زدوده شود. «معرفت شناسي» در شناخت چهره فرزانه يي چون دکتر اميرحسين آريانپور مقوله يي است که با آن بيگانه ايم. در «هستي شناسي» در اين کهکشان بيکران، چه بي مقداريم که عجز خود را توانمندي مي ناميم،
براي شناخت چهره ماندگار ميهن خود، چرا با او چنين مي کنيم؟،
آريانپور گنجينه يي از فرهنگ جاودانه سرزمين مان بود که همچنان با او بيگانه مانده ايم و دور،
بزرگ مردي که عشق را مي ستود و زيبايي را براي همه مي خواست، محبت بيکرانش را نثار همه مي کرد بدون آنکه چشمداشت متقابل داشته باشد.
در بررسي شخصيت او، در عصر حاضر، وجوه را مي توان مشاهده کرد؛
- جسور بودن در اظهار عقيده و ابراز آزادانه افکار خود
- وسعت اطلاعات روز و گستره مطالعات علمي
- تواضع علمي
- رعايت ادب و احترام در هنگام مباحثه و مناقشه و گفتمان انتقادي (با هر فردي که با وي به بحث و گفت و گو ميپرداخت.)
- بي اعتنايي به ماديات
- پايداري در برابر فشارهاي خارجي
- قدرت نفوذ شخصيت، افکار و انديشه، بيان و سخن در ميان اطرافيان و دوستداران و طلاب علم
- آشنايي با وضعيت آموزشي هم در دانشگاه ها و هم در حوزه هاي علميه (تلمذ فلسفه مشاء در مدرسه سپهسالار در دهه چهل)
- ارتباط تنگاتنگ با قشر تجددخواه و نسل جوان
- آشنايي و آگاهي از وضعيت متغير و در حال تحول دنياي جديد و موضوع وسعت و گستره ارتباط جهاني (ارتباطات رسانه يي در دهکده جهاني)
- قدرت بسيار فوق العاده استدلال و بيان منطقي در تحليل و نقد و انتقاد
- اهميت دادن به موضوع آموزش (پداگوژيکي)
دکتر آريانپور اعتقاد داشت که بايستي در موضوع آموزش و پرورش يا تعليم و تربيت از شيوه هاي آموزش سنتي به روش هاي آموزش مدرن روي آورد. هنگامي آموزش مدرن خواهيم داشت که به «آموزش به روز» مسلح شده باشيم يعني بايستي داراي ظرفيت هاي پذيرش «نوآوري ها» و «نگرش هاي نو» باشيم، در غير اين صورت، سيستم آموزش و پرورش ايستا خواهيم داشت.اين نوآوري ها، از مطالب و کيفيت آن آغاز تا به آموزش هاي جسورانه در موارد ضرورت اجتماعي، نيازهاي واقعي جامعه و... ادامه خواهد داشت.
رشد درصد مردودي ها، ترک تحصيل ها، اعتياد دانش آموزان و دانشجويان، رشد درصد خودکشي و بيماري هاي اعصاب و روان در ميان دانشجويان و بسياري ديگر از ناهنجاري هاي کلامي و رفتاري مي تواند معلول تعليم و تربيت باشد.موضوعي که دکتر آريانپور در ابتداي دهه شصت به همه هشدار داده بود.
شيوه آموزش از نظر دکتر اميرحسين آريانپور داراي سه مشخصه بوده که تيتروار آنها را بيان مي کنم؛
1- سيستم آموزش و پرورش پويا در مقابل روش آموزش و پرورش ايستا
2- موضوع و مبحث هم آموزي
3- سلامت و شور و نشاط فضاي محيط هاي آموزشي
به عقيده وي در حوزه علوم اجتماعي، بحث هاي انتقادي از کليت اوضاع به ويژه از وضعيت زندگي مردمان، پيش پاافتاده ترين گفتمان ها است. او به حقوق اساسي انسان ها اعتقاد داشت.در زمينه علوم اجتماعي، علوم سياسي، مردم شناسي و به طور عام جامعه شناسي، رعايت حقوق اساسي بشر در زمينه آزادي فکر و انديشه و آزادي بيان، اهميت ويژه يي دارد تا با آن بتوان به «نقش مهم آزادي اجتماعي» براي زدودن فقر و فساد و نابرابري ها پي برد.دفاع از حقوق اساسي بشر، ما را به چالش با خشونت در برابر حريم آزادي وا مي دارد.
دکتر آريانپور معتقد بود که فلسفه به ما مي آموزد هميشه به جست وجوي حقيقت در تلاش باشيم.
حقيقت يابي، به جز با پژوهيدن و تحقيق به دست نمي آيد. پژوهش در ذات خود، بار دموکراسي را بر دوش دارد. انسان آزاده، در تلاش دستيابي حقيقت، به جست وجو و کنکاش و تحقيق مي پردازد.
امام محمد غزالي ذات جست وجوگري انسان آزاده را به «شک مقدس» تعبير مي کرد.
انسان هميشه امانت «شک مقدس» يا جوهره دموکراسي خواهي و به عبارت ديگر، تحقيق و پژوهش را بر شانه هاي خود حمل مي کند و آن را با خود به هر سو مي برد.آزادي، همزاد و همذات انسان است که با او عجين شده و با او تولد مي يابد و با او رشد مي کند تا به شکوفايي خرد انساني منجر شود. انسان آزادي طلب، انساني خردمند و آگاه است که به جست وجوي جان حقيقت که اصل راز بشري است مي پردازد. شاعران و نويسندگان و هنرمندان و پژوهشگران و خردمندان، با آزادي خواهي خود، بشريت را به دنبال حقيقت رهنمون مي شوند. آري، انديشه هاي مردان بزرگ، جاودانه خواهد ماند. بنابراين توسعه و رشد جوامع بشري، در گروي داشتن انسان هاي فرزانه است. بياييم با افکاري عاري از تعصب در زنده نگاه داشتن ميراث فرهنگي خود بکوشيم. روزنامه اعتماد |
|
فرهنگ توسعه - 1385 - لطفا مقالهها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید |