![]() |
|
شماره 88- بروزرسانی: پنجشنبه 18/5/1386 |
|
در هیچ زمانی آمریکا مدافع ترقی خواهان نبوده است
هادی پاکزاد
« ــ آمریکا اولین دولتی است که، در سرزمین دیگران، با قتـل عام بیش از١١میلیون و ۷٠٠ هزار نفر از ١٢ میلیون نفر بومی سرخ پوست ، بوسیله، هارترین بخش برده داران و فئودالان اروپا، تشکیل گردیده است.
ــ آمریکا، اولین دولتی است که، در صدها کودتای خونین در اکثر کشورهای جهان، مستقیما و یا بهواسطه عوامل خود، شرکت کرده است.
ــ آمریکا، اولین کشوری است که، قریب ٨٠٠ پایگاه و پادگان نظامی در سراسر جهان دایر کرده است.
ــ آمریکا، اولین دولتی است که، بیشترین لشکرکشیها، اشغالگریها و جنگها را در تاریخ خود بهراه انداخته و تاکنون، هیچ کشوری از گزند دخالتهای ویران گرانه و خونین این کشور در امان نبوده است.
ــ آمریکا، اولین کشوری است که، هیچ تشکل و مرجع بینالمللی را بهرسمیت نمیشناسد و به هیچ یک از موازین و مقررات بین المللی پایبند نیست.
ــ آمریکا، اولین دولتی است که، خود را به دخالت در همه امور همه کشورهای جهان مجاز میشمارد و حـق حاکمیت ملی، استقلال سیاسی، اقتصادی و حتی، فرهنگی هیچ ملت و دولتی را بهرسمیت نمیشناسد.
ــ بالاتر و بدتر از همه، آمریکا اولین دولتی است که، سیستم مزدور پروری و خیانت به مردم و میهن خویش را در جهان معاصر، مدرنیزه کرده است.
ــ آمریکا، اولین دولتی است که، نه تنها، هیچگونه احترامی به دموکراسی و حـقـوق بشر قایـل نیست، بلکه، بهجز اشغالگری، غارت داراییهای مردم جهان و بهطور کلی، بهجز جمع آوری پول و ثروت از طرق توسل به نیروی نظامی، هیچ چیز دیگری را محترم نمیشمارد*.»
***
هر کس بتواند این مختصر موارد فوق را نفی و رد کند، میتواند وجه کهنه و میرای تضاد حاکم بر جامعهی بشری را مجموعه عواملی نشان دهد که آمریکا با آنها سر ستیز داشته و دارد!! به تکرار و در حد توان باید گفت که رعایت همهجانبهی حقوق تمامی نیروهای «کار» کشور بر حق است و دفاع از آنان چیزی جز پویایی و تکامل زندگی اجتماعی همهی مردمان را در پی ندارد. اما نمیتوان در باور گنجاند که «آمریکا» مدافع حقوق ملتها باشد!! هیچ استعمارگر و استثمارگری، فریاد برنمیآورد که قصدش غارت و چپاول مردم و کشورهاست. آنان با حربهی آزادی و دموکراسی و رفاه وارد میشوند و بیپروایانه، افغانستان، عراق، یوگوسلاوی، شیلی پینوشه، حکومت آریامهری ایران، و بسیار دیگر انقلابهایی از همه رنگ در همهی کشورهای هدف به راه میاندازند و حاصل فاجعهبار کارهایشان را، با کمال وقاحت، برقراری آزادی و دموکراسی معنا میسازند. در حالی که هر روز دهها و صدها نفر در عراق و افغانستان تکه تکه میشوند... امپریالیسم چنین اوضاعی را پرداخت بهای دموکراتیزه کردن آن کشورها تبلیغ میکند. امپریالیسم آنچنان هنرمند است که صدای مرگ و نیستی را که در زیر گوش ما ایجاد کرده است، نغمهی آزادی تصویر میسازد و عوامل چهل و هشت ساعتهی رسانهای او نیز همچنان درکارند تا آن تصاویر فاجعهبار را برای خیالبافان بهشت رویایی وانمود کنند!!. متاسفانه در این آشفتهبازاری که آمریکای سر دستهی امپریالیسم جهانی بهوجود آورده است، بخش گستردهای از نیروهای مترقی که با هدف رشد منطقی کشور خود حرکت میکنند و خواهان عدالت برای همان مبارزه با امپریالیسم هستند، بهگونهای تحت انقیاد و فشار قرار میگیرند که آن ابر جنایتکار تاریخی، در نقش حامی و نجاتدهنده ظهور پیدا میکند. و از همین جاست که باید هشدار داد و هشیار بود که ناخواسته آن نیروهای مترقی به ضد خود تغییر ماهیت ندهند و در صف دوستداران غیر مستقیم آمریکای جهانخوار قرار نگیرند. در مبارزهی مردم ویتنام، هیچ نیروی ترقیخواهی به آمریکا اجازه نمیداد تا برایش علامتی باشد!! امروز که متاسفانه گروههایی از بخشهای حاکمیت، براساس منافع جناحی خویش، صفوف نیروها را همچون موجهایی سرگردان به سوی خود میکشند، بر این نیروهاست که بر هویت ضد امپریالیستی و ضد اختناق و دیکتاتوری خود پای فشارند و مواضع ضد لیبرالیستیاشان را آشکارا روشن کنند که اینان نه خواهان مداخلهی آمریکا به هر شکل و نوعی در امور ایران هستند و نه مسئولیتی دربارهی کسانی که چهار اسبه بهسوی «عراقسازی» این کشور میتازند، دارند. تاسف است که خیرخواهان کارا و دستاندر کاران بخشی از حاکمیت نیز که به هر دلیلی در صف خصم آمریکا قرار گرفتهاند ، هر چه بهانه لازم است به متجاوزان میدهند و گونهای عمل و رفتار میکنند که گویی میخواهند حقانیت متجاوز را ثابت کنند. بر هیچ کس تردید نیست که اتکا به مردم و ارایهی طرحها و عملکردهای ملی و مردمی مانند طرح از ارزش خارج کردن زمین برای حل مشکل گرانی مسکن و دیگر طرحهایی که جلوی غارتگران فرصتطلب را به نفع مردم بگیرد... ابدا نیاز به این اعدامهای فلهای، بازداشتها و بهخصوص بازداشت روزنامهنگاران، زنان، معلمان، هجوم به جوانان و ضرب و شتم به آنها برای اینکه هنجارهای جامعه را رعایت کنند... ندارد. این کارها حاصلی بهبار نمیآورد مگر این که هجوم برای فرار و مهاجرت را افزایش دهد، ترس را بر جامعه غالب کند، تولید را از حرکت باز دارد و هر کس را نسبت به آینده بیمناک سازد که برآیند همهی اینها چیزی نخواهد بود جز شادی و رضایت امپریالیسم آمریکا و تمام نوکران و وابستگانش!!. یک دولت هوشیار، ملی و مخالف ظلم جهانی و داخلی، دست بهانهسازان را کوتاه میکند و به عوامل نفوذی خود که کوشش میکنند ماموریتهای خودشان را به گونهای انجام دهند که به جای آوردن طرف، سرش را میآورند، پایان دهد. ممکن است یک فضای سرکوب و اختناق، هر صدایی را بسته و خفه سازد، اما بر هیچ کس پوشیده نیست که در ایجاد چنان فضایی کسی نمیتواند به خود ببالد. فضایی که در آن سکون، ترس، مرگ و وحشت حاکم باشد برای کسی قابل ستایش نخواهد بود و آفرینندگان چنین فضاهایی، افتخارآمیز پایدار نخواهند ماند. عمل به آزادی رهبران سندیکایی کارگران، دانشجویان، معلمان ، روزنامه نگاران و حذف اختناق موجود، نشانهی شجاعت است. این کار امپریالیسم آمریکا و تمامی عواملش را مایوس خواهد کرد. * از مقالهی: دو اولین دولت، دو روز تاریخی و یک فاجعه، درج در فرهنگ توسعه 87 |
|
فرهنگ توسعه - 1385 - لطفا مقالهها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید |