شماره 9- بروزرسانی:10/8/1383

بازگشت به صفحه اصلی

مبارزه براي صلح يك استراتژي يا يك تاكتيك

 نوشته : توني سلو[1]

برگردان: هما احمدزاده

 

رفرندام برگزار شده در روز يکشنبه، براي حکومت ونزوئل، حقانيت و اعتبار و براي رئيس جمهور هوگو چاوز و سياست هايش يك پيروزي درخشان بود. اين شکست براي آمريکا و متحدانش، که از زمان به قدرت رسيدن بوش و معاونش ديک چني به طور مستمر براي ايجاد عدم ثبات در ونزوئلا و زندگي سياسي آن دست به هراقدامي مي زنند، معادل شکست جنگ دين بين فو[2] در ويتنام است. وسايل ارتباط جمعي بين المللي متحد آن ها که با هجوم تبليغاتي پيوسته به دولت ونزوئلا و سازمان هاي تشکيل دهنده آن تهمت وارد مي کنند، همچنان هم در اخبار و هم در تجزيه و تحليل هايشان به معني واقعي کينه توزانه و يا بدون صراحت لازم عمل مي کنند، هرچند که بواسطه پيروزي رفرندام کمي ادب شده باشند.

تاسف انگيزترين آنها اينديپندت لندن است که در وب سايت خود خبري حاکي از پيروزي طرف مقابل چاپ کرد و بعد بدون هيچ توضيحي و يا معذرت خواهي آن را برداشت. اما تقريبا تمامي خبرگزاري هاي مهم بين المللي ، حتي زماني که پيروزي چاوز به تدريج مشخص مي شد، تلاش داشتند که به روش قبلي خود ادامه داده و حقيقت را پنهان کرده و همان حرف هايي هميشگي خود نظير: چاوز کشور را تقسيم کرده، چاوز با کوبا ارتباط برقرار کرده، چاوز ديکتاتوري پوپوليست است، چاوز به درآمد بادآورده نفت متکي است را تکرار کردند، اما به سه سياست کليدي دولت ونزوئلا ( به غيراز مباحثات موفق موجود در مورد آموزش و بهداشت) يعني درباره آشتي با کلمبيا درمورد ادغام زيربنايي، همکاري با بلوک تجاري مرکورسا[3], و تغيير عمده ايجاده شده در توليد نفت به دنبال بازداشتن مديران مخالف از به سرکار رفتن کارگران در سال  2002 هيچ اشاره اي نکردند .

تقاضايي که هوگو چاوز براي گفتگو با رهبر مخالفان کرده همچنان با سکوت و يا مخالفت روبرو است. قسمت بزرگي از مخالفان از ادعاي پوچ خود مبني بر فريب مردم در رفرندام هنوز دست برنداشته اند. اين مهم نيست که پرزيدنت چاوز با چه جديتي به دنبال آشتي و مدارا باشد، اما درصد زيادي از مخالفان جواب خود را از کارشکني هاي پرخاشگرانه گرفته تا خرابکاري علني  اعلام مي کنند. آن ها حتي ممکن است علنا نتايج رفرندام را قبول نکنند و سعي کنند کشور را به سوي آشوب کامل بکشانند.

انتخابات سال 1984 نيکاراگوئه چيزي است که بتوانيم براحتي از ياد ببريم. عليرغم تفاوت آشکار با نيکاراگوئه ( ونزوئلا مورد حمله تروريستي روزانه سازمانداده شده از سوي آمريکا قرار نمي گيرد) ، شرايط سياسي ونزوئلا به تدريج به شرايط سياسي نيکاراگوئه در دهه 1980 مشابه مي شود. 20 سال پيش در ماه نوامبر ساندنيست ها در انتخابات پيروز شدند. پيش از موفقيت آن ها در انتخابات 1990 که مي توان آن را نقطه عطفي محسوب نمود - و بيشتر از نقطه نظر موفقيت سازماندهي قابل مقايسه با تلاش فوق العاده هفته پيش انتخابات ونزوئلا است - انتخابات سال 1984 آزادترين و صحيح ترين انتخاباتي بود که در نيکاراگوئه برگزار شده بود.  

ساندنيست ها از 60 درصد آراي مردم در آن انتخابات برخوردار بودند، اما جناح راست مخالف که توسط آمريکا ايجاد و سازماندهي مي شد، انتخابات را تحريم کرد. ساير مخالفين در انتخابات شرکت کردند و  درصد مهمي از نمايندگان مجلس قانونگذاري را به خصوص در سواحل طويل اقيانوس اطلس به خود اختصاص دادند.

ناظرين خارجي مهم، از جمله نمايندگان پارلمان انگليس، انتخابات را تائيد کردند. و اين امر بر قانوني بودن دولت ساندنيست ها، به خصوص در رابطه با دولت هاي آمريکاي مرکزي مهر تائيد زد.  حتي در آن برهه نيز جنگ مخرب تروريستي دولت آمريکا و بايکوت اقتصادي غيرقانوني آن عليه نيکاراگوئه تثبيت منافع اقتصادي و اجتماعي ناشي از انقلاب را تضعيف کرده و از بين برد.

آمريکا حمله به منابع ذخيره سوخت در بندر مهم کرينتو[4]ي نيکاراگوئه در اقيانوس آرام را ترتيب داد. آمريکا تخريب کشتيراني خارجي  در آب هاي نيکاراگوئه  توسط مين را رهبري کرد. در همان زمان، آمريکا مزدوران و قاتلين مردم، يعني کنترا ها را آموزش داد و از نظر مالي و اسلحه تامين کرد که در مناطق روستايي دورافتاده، به صورت نيروهاي ضربتي 500 تا 600 نفري پرسه مي زدند و به تعاوني هاي بي پناه روستايي حمله مي کردند و مدارس و مراکز بهداشتي را به آتش مي کشاندند. اين کنتراها  کادرهاي بهداشتي و معلم ها را مي کشتند، و هدفشان روستائيان و خانواده آنان بود. آن ها درست مانند شبه نظامي هاي کلمبيايي تعليم ديده در اسرائيل و تحت حمايت ارتش کلمبيايي تربيت شده بوسيله آمريکا و انگليس هرآنچه از دستشان برمي آمد انجام مي دادند.

رهبران نيروهاي سياسي مخالف نيکاراگوئه نظير ويولت چامورا[5] و آرنولدو آلمن[6]  کاملا در چارچوب  سياست هاي تروريستي آمريکا عمل مي کردند - درست مانند آلوارو اوريب[7] و همدستانش که کشور کلمبيا را در دست دارند. باور کردنش سخت است که همين روند به عنوان الگويي مورد استفاده توطئه گران  ضد دمکرات مخالف ونزوئلا قرار نگيرد. در سال 1984 دار و دسته تروريستي ريگان انتخابات نوامبر نيکاراگوئه را ناديده گرفتند و به سياست جنگ طلبانه، محاصره اقتصادي و انزواي سياسي آن شتاب بيشتري دادند.

تيم ايران کنتراي جديد در هيئت حاكمه بوش نيز در مقابل ونزوئلا همان استراتژي را دارد. برکناري پرزنديت آريستايد[8] در هائيتي، اهميت ندادن آنها به حکومت هاي انتخاب شده را بيش از هروقت ديگري روشن ساخت. بسياري از کساني که اکنون در کاخ سفيد جاي گرفته اند، براي مثال ريچارد آرميتاژ[9]، در افتضاح ايران کنترا درگير مسائلي نظير واسطه گري غيرقانوني اسلحه، شست شوي پول و مواد مخدر بوده اند. اما دستگله قضايي براي اطمينان هرچه بيشتر از نابودي نيکاراگوئه از کنار آن ها گذشت. به علت وجود چنين آدم هايي در کاخ سفيد است که قانون اساسي آمريکا زير پا گذاشته مي شود، نه حادثه 11 سپتامبر 2001. همان جنايتكاراني که نيکاراگوئه را نابود کردند، مي خواهند همان سياست هاي آمريکايي را براي ونزوئلا و ساير کشورهاي آمريکاي لاتين اجرا کنند.

از طرف ديگر، در صورت انتخاب شدن جان کري به رياست جمهوري آمريکا انتظار تغيير اندکي در آن مي توان داشت. سياست خارجي دمکرات ها مبني بر ” من هم هستم اما با سهم بيشتر . . .“  شايد کمي از حرص امپراطوري آمريکا در ونزوئلا و يا هر جاي ديگر آمريکاي لاتين کم کند، اما همانطور که ميگوئل دي اسکوتو[10] وزيرامور خارجه سابق نيکاراگوئه اشاره کرده است: " اشتباه فاحشي خواهد بود اگر فکر کنيم که رفتارهاي جاري جرج بوش موقتي است و زماني که جرج بوش کاخ سفيد را ترک کند، آن ها هم تغيير خواهند کرد. آمريکا هيچگاه در طول تاريخ براي بلعيدن تمامي دنيا، قدمي به عقب برنداشته است، و هيچگاه رفتارش را تصحيح نکرده است، و همواره حقوق بشر را بيشتر و بيشتر زير پا گذاشته است.

الگوهاي احتمالي آينده

ممکن است مخالفين ونزوئلا درست همانند مخالفان نيکاراگوئه بعد از به دست گرفتن قدرت در انتخابات 1984 عمل کنند و موفق شوند. آن ها مي توانند به پول، توان سياسي، عمليات پوششي و بازوي اقتصادي قوي آمريکا اميد ببندند تا در رسيدن به اين هدف کمکشان کند. دولت هاي دست نشانده آمريکا همچون رئيس جمهور کلمبيا اوريب[11] از صلح صحبت مي کنند، اما جنگ کثيفي را دامن مي زنند - درست مانند جمهوري هاي همسايه نيکاراگوئه در آمريکاي مرکزي طي سال هاي 1980  .

براي ضربه زدن، آسيب زدن و از هم پاشاندن نمونه درخشان مشارکت و دمکراسي در ونزوئلا نيز از همان ابزارهاي امپرياليستي بكار رفته در قرون گذشته استفاده مي شوند. اما در مورد ونزوئلا ذخاير عظيم نفتي باعث شده که ابزارهاي ديگري نظير کشتار انبوه و محاصره غيرقانوني اقتصادي هنوز شروع نشده باشد. شايد براي کوبا تحقير امپراطور در ونزوئلا به معناي توقف تحريم و افشاگري رفتارهاي بي ملاحظه و تحريک آميز ارتش آمريکا باشد، اما براي موسسات مالي و تجاري حاکم در آمريکا، دفاع قاطعانه ونزوئلا از استقلال، اعتبار و خودگرداني آمريکاي لاتين، به معناي خطر و تهديد است. و اين تناقض هميشگي بين طرفداران کاهش فقر و آزاد گذاشتن اين موسسات از نظارت و کاهش هزينه هاي عمومي ست كه به چالش دولت تبديل مي شود. اين سازمان ها بايد مانع الگو شدن ونزوئلا شوند تا نتواند سياست هاي جاري خود را اجرا کند. به همين دليل آن ها درصدد آنند که علني و به سرعت وارد عمل شوند ومانع انتخاب مشابه در کشورهاي داراي بدهي زياد، مانند برزيل و آرژانتين شوند. بري مثال اکوادور و بوليوي مستعد انتخاب اين راه حل هستند.  

در مقابل چشمان خود مي بينيم که وقتي مردم ناآرام بوليوي از حکومت خود مي پرسند چرا نمي توان درآمد گاز را مانند دولت ونزوئلا براي بهداشت و آموزش اکثريت مردم فقير خرج کرد، چه اتفاقي مي افتد. يا مقاومت در مقابل تقلب مزورانه پرزيدنت کارلوس مزا[12] در رفرندام 15 جولاي است كه گاز به محور واکنش مستقيم در مقابل شرکت هاي صاحب امکانات توليد نفت تبديل مي شود. در اکوادور پرزيدنت گوتيرز[13]   مقاومت در مقابل انتقاد مردم از سياست هاي جاري اش در ائتلاف با سياست هاي آمريکا در منطقه را مشکل و مشکل تر مي يابد.

 حتي بايد منتظر فشار هرچه بيشتري ازطرف رابرت زئوليک نماينده تجاري آمريکا و تيمش از طريق تصويب قوانيني دايمي براي " تجارت آزاد" در منطقه براي تثبيت بيشتر جايگاه، منافع تجاري و سرمايه گذاري آمريکا بود. تيم زئولاک ممکن است تلاش هايشان را آغاز کرده باشند و برنامه هاي كوتاه مدتي را براي کشورهاي منطقه ي آند مانند کلمبيا، اکوادور و بوليوي ريخته باشند. مذاکرات دوجانبه ونزوئلا با آرژانتين و روابط گسترده تر آن با بلوک تجاري سوترن كورن[14]، مرکوسور[15] و انجمن اقتصادي کارائيبي[16] کاريکوم[17]  در مورد مدل نئوليبرال امپراطوري که نزديک 20 سال است آزادانه در اين قاره اجرا مي شود، خطر  حادي را پديد آورده است.

از نقطه نظر محيط زيست، معني تعهدات صاحبان قدرت ونزوئلايي درمورد پروژه هاي زيربنايي هنوز روشن نيست. آنها ممکن است وسوسه شوند الگوهاي جابجايي غيرمسئولانه  اهالي بومي و آسيب زدن به محيط زيست را به بهانه دست يافتن به سود حاصل از مواد شيميايي براي اجراي پروژه هاي زيربنايي - كه معمولا آن ها را اجرا نمي کنند - در پيش بگيرند. اما در زمينه دانه هاي دستکاري شده ژنتيکي، ايستادگي  ونزوئلا در مقابل آسيب هاي زيست محيطي و تغييرات بيوتکنولوژيک تائيد نشده، ممکن است مانع  حمله تکثير غلات ژنتيکي دستکاري شده به ساير نقاط آمريکاي لاتين بشود. بنابراين نتيجه رفرندام ممکن است براي چنين کمپاني هايي نظير مونسانتو[18] ، دوپونت[19]، و داو[20] و همچنين شرکت هاي اروپايي نظير سينجنتا[21] و باير[22] (آوانتيس)[23] نيز خوشايند نباشد.

از ديد نظامي نيز از آنجا که آمريکا به اعلام اخير خود مبني بر جابه جايي نيروي نظامي و برچيدن نيروهاي خود از اروپا عمل مي کند، اين احتمال وجود دارد که بخشي از اين نيروها به کشورهاي منطقه آند انتقال يابند. شکست در ونزوئلا علامت روشنگرانه اي است براي امپراطوري که شايد نياز به اعمال فشار جديدي براي حفظ هژموني اش داشته باشد. سياست دفاع ازمنافع امپرياليستي دولت آينده آمريکا، يعني حمله وحشيانه نظامي و زورگويي بي شرمانه اقتصادي، را چه بوش آن را تشکيل دهد چه کري و متحدين آن تغييري نخواهد کرد. اما اين كه خلاقيت و انعطاف پذيري مردم آمريکاي لاتين که هفته گذشته خود را در کاراکاس به نمايش گذاشت، به سمبلي از اميد و تلاش براي بازسازي تبديل شود و ما را از کابوس بيعدالتي و نااميدي نئوليبرالي نجات دهد، دور از ذهن نيست.     

     

 


[1]  Toni Solo

[2]   پنجاه  سال قبل جنگ دين بين فو به استعمار فرانسه در ويتنام پايان داد.

[3]   Mercosur

[4]   Corinto

[5]  Violeta Chamorro

[6] Arnoldo Aleman

[7]  Alvaro Uribe

[8]  President Aristide

[9]  Richard Armitage

[10]  Miguel D’Escoto

[11]  Uribe

[12]  President Carlos Meza

[13]  President Gutierrez

[14]   Suthern Corn

[15]   Mercosur

[16]  Carrabean

[17]   Caricom

[18]  Monsanto

[19]  Dupont

[20]  Dow

[21]  Syngenta

[22]  Bayer

[23]  Aventis

فرهنگ توسعه - 1385 - لطفا مقاله‌ها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید