شماره 95- بروزرسانی: دوشنبه 5/6/1386  

بازگشت به صفحه اصلی

 

کودکان تارارا

 

سيمين منصوري

 

روزگاري ساحل تارارا، شهرکي در 20 کيلومتري شرق هاوانا، محل استراحت ثروتمندان کوبايي بود. بعد از انقلاب کوبا، اين محل به اردوگاه کودکان و محل استراحت آنها تبديل شد. حالا تارارا ديگر خيلي «اوکرايني» است. بعد از بروز سانحه چرنوبيل در سال 1986، تارارا به مرکز مداواي کودکان اوکرايني که در معرض تشعشعات قرار گرفته بودند بدل شده است. بعد از بروز حادثه چرنوبيل، دولت وقت شوروي از مردم جهان براي کمک به کودکان آسيب ديده حادثه درخواست کمک کرد. کوبا به اين ندا پاسخ مثبت داد و از جمله مداواي 10 هزار کودک را در مرحله ابتدايي و 50 هزار کودک را تا سال 2000 بر عهده گرفت. گرچه به خاطر سختيها و مشکلات، دولت کوبا نتوانست به وعده خود به طور کامل جامه عمل بپوشاند و آن تعداد کودک را تحت مداوا قرار دهد، اما هرگز برنامه بشردوستانه کمک به کودکان متوقف نشد و تاکنون ادامه دارد. در جريان انجام اين پروژه انسان دوستانه، تاکنون 13 هزار کودک در مرکز بازپروري جسمي در شهرک ساحلي تارارا تحت معالجه قرار گرفته اند.مداواي کودکان نه فقط با دارو، بلکه با قرار دادن آنها در محيطي شاد و فارغ از تنش صورت مي گيرد. نتيجه آن تصوير بسيار منحصر به فردي است؛ کودکان چشم آبي و موبور با بيماري هاي مختلفي ناشي از پرتوهاي راديواکتيو، در کنار ساحل اين کشور درياي کارائيب مي دوند و مي خندند. وقتي از هواپيما پياده مي شوند قيافه هاشان ديدني است، همه ژاکت هاي بلند، کلاه اسکي و چکمه پوشيده اند و در قيافه هاشان نگراني از زندگي در محيط جديد موج مي زند. اين لباس هاي کلفت خيلي زود با مايوهاي شنا عوض مي شوند و در اندک زماني، چهره هاي روشن کودکان به طرز زيبايي آفتاب سوخته مي شود. بعضي از اين کودکان به خاطر وضعيت ويژه جسماني مجبور به اقامت چندساله در محل شده اند و حتي خانوده هاي برخي از آنها به کوبا آمده اند. برخي ديگر، بعد از برگشت به کشور خود دوباره با مشکلات جسماني روبه رو شده، به کوبا بازميگردند. بيماري هايي که اين کودکان مبتلا به آنند از شرايط جسمي گرفته تا تنش هاي رواني ناشي از حادثه متفاوت است. ابتدا کودکان تحت معاينه قرار گرفته، سپس تحت درمان قرار مي گيرند. در مواردي حتي پيوند استخوان براي کودکاني که مبتلا به سرطان خون هستند نيز صورت گرفته است. همه اين برنامهها حتي بدون پرداخت کوچک ترين مبلغي از طرف بيماران، خانواده هاي آنها يا دولت اوکراين صورت مي گيرد. تنها بليت هواپيماست که دولت کوبا ياراي پرداخت آن را ندارد و از طرف اوکرايني ها تامين مي شود. کوبايي ها بر اين باورند که حق زندگي چيزي نيست که بشود آن را خريد و فروش کرد. در حالي که مردم کوبا به خاطر تحريم هاي سفت و سخت ايالات متحده سال ها است دچار کمبود مواد غذايي، برق، نفت و کاغذند، مهمان نوازي آنها جداً باورنکردني است. اين نکته با در نظر گرفتن واقعيت ديگري که مردم کوبا بعد از فروپاشي شوروي 85 درصد درآمد ارزي خود را يک شبه از دست دادند، امري بسيار غريب مي نمايد. بيماري ها و عوارضي که کودکان با آنها دست و پنجه نرم مي کنند گوناگونند؛ طاسي سر، مشکلات پوستي، انواع مختلف سرطان از جمله سرطان خون و بيماري هاي متعدد ديگري که به خاطر تشعشعات راديو-اکتيو بروز کرده اند. برخي از اين کودکان در هنگام حادثه هنوز متولد نشده بودند. در هر نوبت حدود 800 کودک در بيمارستان کودکان و حداقل به مدت دو ماه اقامت مي کنند. همراه کودکان والدين يا معلمان آنها نيز به کوبا مي آيند. کودکاني که موهاي سر خود را از دست داده اند، هر روز بعد از آنکه لوسيوني به سرشان ماليده مي شود که از جفت انسان استخراج شده است، حدود 15 دقيقه زير نور مادون قرمز مي مانند. به گفته دکتر هرالدو هرناندز، در 60 درصد موارد، کودکان موهاي سر خود را باز مي يابند.بسياري از کودکان به بيماري پوستي ويتي ليگو دچارند که در نتيجه آن پوست شان لکه لکه مي شود. اين کودکان نيز با لوسيون ديگري که منشاء آن هم جفت انساني است و به کمک نور خورشيد در کنار ساحل مداوا مي شوند. بيماري پسوريازيس نيز بيماري شايعي است. بيماري هاي جدي تر مانند سرطان ممکن است به درمان شيميايي و حتي جراحي نياز پيدا کنند. پزشکان کوبايي مي گويند؛ تفريح و شادي کودکان در زير نور خورشيد بخشي از معالجه است. در کنار ساحل تارارا کودکان با سرهاي بدون مو و پوست هايي با لک و پيس به بازي در ميان آب هاي گرم اقيانوس مشغولند. اسوتا دخترک چشم آبي 15 ساله که دارد دوباره مژگان از دست رفته اش را به دست مي آورد، مي گويد؛ «دلم مي خواد اينجا بمونم،» کارکنان کوبايي که در بيمارستان خدمت مي کنند 400 نفرند که 50 نفر از آنها پزشک و 80 نفر پرستار هستند. هر روز پزشکان و پرستاران توي اتوبوس هاي قديمي مي چپند و از نقاط مختلف هاوانا به سر کار خود در تارارا مي آيند. بيماراني که مدت زيادي در تارارا مي مانند اسپانيايي و سالسا ياد مي گيرند و مسوولان اوکرايني کودکان، آنها را براي برگشت به خانه آماده مي کنند. مدرسه دوزبانهيي که معلمان آن اکثراً والدين خود کودکان هستند به آنها درس مي دهند تا در امر آموزش آنها وقفه يي ايجاد نشود.الکسي يونستنکو شش ساله و پدرش آناتولي، با کورسوي کم رنگي از اميد براي بازگرداندن سلامتي او به کوبا آمدند. هنگامي که الکسي تنها دو سال داشت، پزشکان او را مبتلا به سرطان خون تشخيص دادند. مخارج معالجه او بالغ بر 40 هزار دلار بود که پدرش فاقد آن بود، به همين دليل در آخرين تلاش پدر الکسي توصيه يکي از دوستانش را پذيرفت و به کميسيون پزشکي کوبا در کي يف پايتخت اوکراين مراجعه کرد. آنها فوراً به هاوانا اعزام شدند. پدر آناتولي مي گويد؛ «ما چهار سال است که اينجاييم. آناتولي زنده است، مي دود و مي خندد. اينجا دور از خانه، دور از برف و در احاطه انسان هاي نازنيني که خود را وقف پرستاري از کودکان ما کرده اند، ما به آينده اميدوار شده ايم.»

 

روزنامه اعتماد

فرهنگ توسعه - 1385 - لطفا مقاله‌ها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید