![]() |
|
شماره 96- بروزرسانی: چهارشنبه 7/6/1386 |
|
هریپاتر یا جهانی سازی ابتذال منوچهر بصیر
هریپاتر نیز مانند فوتبال حرفهای، سریالهای بیسروته و مردم خر کن تلویزیونی، رمانهای سبک و بیمحتوا که در غرب گاهی به آن برچسب تقلبی «بست سلر» یا پر فروشترین میزنند نوعی جهانی سازی فقر و فلاکت و ابتذال است. نظام سرمایهداری جهان در سرگرم کردن و دوشیدن مردم استاد است و میداند آنها را چهطور دنبال نخود سیاه بفرستد تا سر فرصت به کارهای خود برسد. اینطور که من شنیدهام «هریپاتر» از جملهی داستانها یا ادبیات کودکان است، اما برای بچههایی که دستشان به دهانشان میرسد نه میلیونها کودکی مانند بچههای خیابانی که از حداقل زندگی محروم هستند و در سنی که بچههای دیگر به مدرسه میروند آنها باید کار کنند. علی کودک 7 سالهی افغانی که از لاغری مانند جوجه است در حالی که چند فال حافظ به دست دارد، ساکت و آرام گوشهای نشسته، عابرین و خیابان را تماشا میکند. او میگفت در ایران ما را دوست ندارند و اگر بفهمند ما افغانی هستیم، ما را کتک میزنند. زندگی انبوه کودکان خیابانی در ایران و جهان که همگی در جستجوی لقمه نانی سگدو میزنند، هیچ ربطی به این کتابها، سیدیها و نوارهای گوناگونی که برای کودکان منتشر میشود ندارد، چه رسد به «هریپاتر» . اصلا بچهای که در این سن و سال نانآور خانواده است یک شماره کیهان بچهها نمیتواند بخرد بعد هریپاتر دیگر جای خود دارد. یکی از این بچهها تعریف میکرد که پدر و مادرش به جرم حمل و مصرف مواد مخدر زندانی شده است و او و دو خواهر کوچکش شبها در پارک میخوابند و زمستانها در گورستان اتومبیلها. در عراق فقط نهصد هزار کودک یتیم به علت جنگ وجود دارد که بسیاری از آنها طعمهی باندهای خلافکار شدهاند و هر چه جنگ پیش میرود به تعداد آنها اضافه میشود. فدای سر دموکراسی وارداتی و حقوق بشر آمریکایی!! البته در کنار این کودکان مواد مخدر و فحشا هم که در کنار سایر پدیدهها جهانی شدهاند سخت فعال هستند! فکر نمیکنم نویسندهی هریپاتر از قاچاق و فحشای کودکان اطلاعی داشته باشد وگرنه مانند «چارلزدیکنز» نویسندهی قرن نوزده انگلیسی دیودید کاپرفیلد و الیورتویست را مینوشت تا تصویری کم رنگ از زندگی کودکان در جامعهای طبقاتی باشد. بههر حال ما دو نوع هنر و ادبیات داریم: هنر و ادبیات دولتی و هنر و ادبیات مردمی. آخر بچههای خیابان باید گوشهای از زندگی پر درد و رنج خود را در هنر و ادبیات کودکان ببینند. آنها شاید وصف حال خود را در آثار صمد بهرنگی و درویشیان پیدا کنند. بچهای که در جنگل بیرحم زمانه دنبال لقمه نانی است، دنبال هریپاتر و این حرفها نیست.
|
|
فرهنگ توسعه - 1385 - لطفا مقالهها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید |