شماره 97- بروزرسانی: یکشنبه 11/6/1386  

بازگشت به صفحه اصلی

اسناد سازمان سيا درباره‌ی كودتاي سياه

در پايان سال 1952 (اواخر 1331)، ديگر آشكار شده بود كه دولت مصدق در ايران، توان حل و فصل مسايل نفتي با كشورهاي باختري ذي‌نفع را ندارد. تامين غيرقانوني كسري بودجه به مرحله‌اي خطرناك و بحراني رسيده بود; قانون ايران به سبب تمديد مدت زمان نخست‌وزيري محمدمصدق ناديده گرفته مي‌شد كه عامل عمده‌ی آن، روحيه‌ی قدرت‌جويي شخص او بود.

 

امور دولت بر پايه‌ی سياست‌هاي غيرمسوولانه‌ی مبتني بر احساسات مي‌چرخيد. شاه و ارتش ايران تا حد نگران‌كننده‌اي ضعيف شده بودند و همكاري تنگاتنگي ميان‌دولت و حزب كمونيست توده ديده مي‌شد. با نگرشي به اين عوامل، پيش‌بيني مي‌شد كه ايران در آستانه‌سقوط واقعي پشت‌پرده آهنين باشد كه اگر اين امر رخ مي‌داد به معناي پيروزي شوروي در جنگ سرد و عامل بازدارنده عمده‌اي براي غرب در خاورميانه قلمداد مي‌شد. هيچ اقدام اصلاحي ديگري نمي‌توانست براي بهبود شرايط كارساز باشد، مگر برنامهء مخفيانه‌اي كه شرح آن در پي مي‌آيد.

 

هدف برنامه تي.پي. آژاكس سرنگوني دولت مصدق، برقراري ديگرباره‌ی ابهت نيروي شاه و جايگزين ساختن دولت ديگري به جاي دولت او بود تا بر پايه سياست‌هاي سازنده، ايران را اداره كند. به گونهء مشخص هدف، روي كار آوردن دولتي بود كه بتواند مسايل نفتي را به طور منصفانه حل و فصل كرده، ايران را از لحاظ اقتصادي با ثبات و از لحاظ مالي قادر به پرداخت بدهي‌هايش كند و حزب كمونيست را كه به طرز خطرناكي نيرومند شده بود، سرسختانه مورد پيگرد قرار دهد.

 

هنگامي كه مسلم شد بر سر كار ماندن دولت مصدق به سود دولت آمريكا نيست و سازمان سيا نيز توسط وزير امور خارجه در مارس 1953 (اسفند 1331 تا فروردين 1332) از تصميم دولت آمريكا پيرامون اين موضوع آگاه شد،‌اين سازمان مبادرت به ترسيم برنامه‌اي كرد كه به ياري آن اهداف ياد شده مي‌توانست به وسيله‌ی اقدام پنهاني، محقق شود. برآوردي تحت عنوان «عوامل مربوط به سرنگوني مصدق» در 16 آوريل 1953 277 فروردين 1332)، انجام شد. در اين طرح مشخص شد كه سرنگوني مصدق از طريق اقدامي مخفيانه امكان‌پذير خواهد بود. در آوريل تصميم بر آن شد كه سيا بايد با هماهنگي و همنوايي سرويس سري اطلاعات بريتانيا عمليات پيش‌بيني شده را راهبري كند. در پايان آوريل (اوايل ارديبهشت 1332) قرار شد كه مقامات سيا و سرويس اطلاعاتي بريتانيا در قبرس برنامه را ترسيم كنند و براي تاييد نهايي به مركز فرماندهي سيا و سرويس مزبور و نيز به وزارتخانه‌هاي امور خارجهء ايالات متحده و بريتانيا تسليم كنند در تاريخ سوم ژوئن 1953 133 خرداد 1332)، سفير ايالات متحده در ايران، لوي وسلي هندرسون به كشور خويش بازگشت و در آن‌جا همهء اهداف و آرمان‌هاي ياد شده و نيز قصد سيا در طراحي شيوه‌اي مخفيانه جهت رسيدن به اين اهداف به او تفهيم شد.

 

در روز 10 ژوئن 1953 200 خرداد 1332) برنامه تكميل شد و در اين روز آقاي كرميت روزولت، رييس بخش خاور نزديك و آفريقاي سازمان سيا (كه حامل ديدگاه‌هاي وزارت امور خارجه، سيا و سفير ايالات متحده، آقاي هندرسون بود)، آقاي راجر گويران، فرمانده پايگاه سيا در ايران و دو مقام طراح سازمان سيا براي گفت‌وگو در مورد برنامه، در بيروت گرد هم آمدند. پيشنهاد عمليات با اندك دگرگوني‌هايي در 14 ژوئن 1953 244 خرداد 1332) به سرويس اطلاعاتي بريتانيا ارايه شد.

 

در 19 ژوئن 1953 299 خرداد 1332) برنامهء نهايي عمليات كه از سوي آقاي روزولت به نمايندگي سيا و نيز از سوي سرويس اطلاعاتي بريتانيا در لندن پذيرفته شده بود، در واشنگتن به وزارت امور خارجه، آقاي آلن و. دالس، رييس سيا و به آقاي هندرسون و نيز همزمان به وسيله سرويس اطلاعاتي بريتانيا جهت تاييد به وزارت امور خارجه آن كشور ارايه شد.

 

وزارت امور خارجه پيش از پذيرش برنامه، مي‌خواست از دو مطلب مطمئن شود:

 

1- آيا دولت ايالات متحده مي‌تواند كمك بسنده‌اي را براي يك دولت ايراني جايگزين فراهم كند، چنان كه آن دولت بتواند تا حل و فصل مساله‌ی نفت بر سر كار باقي بماند.

 

2- دولت بريتانيا كتبا اعلام دارد كه قصدش در مورد دستيازي به يك توافقنامه‌ی قريب‌الوقوع نفتي با دولت ايراني جايگزين، دربرگيرندهء رضايت وزارت امور خارجه و همراه با خوش‌نيتي و رعايت برابري خواهد بود.

 

رضايت وزارت امور خارجه در مورد اين دو موضوع حاصل شد.

 

در ميانهء ژوييه 1953 (اواخر تير 1332)، وزارتخانه‌هاي امور خارجهء ايالات متحده و بريتانيا، اجراي برنامهء تي‌.پي.‌آژاكس را مجاز شمردند و رييس سيا موافقت رييس‌جمهوري ايالات متحده را به دست آورد. سرويس اطلاعاتي بريتانيا با هماهنگي رييس سيا و آقاي هندرسون پيشنهاد كرد كه آقاي روزولت فرماندهي مراحل نهايي عمليات را در تهران بر‌عهده گيرد. وزارت امور خارجه تصميم گرفت كه بهتر است آقاي هندرسون بازگشت خود رابه تهران از مذاكرات واشنگتن تا پايان عمليات به تاخير اندازد.

 

تمهيدات مشتركي با سرويس اطلاعاتي بريتانيا در نظر گرفته شد به اين گونه كه ارتباط عملياتي از قبرس كه دو مقام سيا به طور موقت در آن مستقر شده بودند راهبري و عمليات از سوي واشنگتن پشتيباني شود. تجهيزات سيا نيز امكان ارتباط سه جانبه‌ی فوري را ميان تهران، قبرس و واشنگتن فراهم كرد. زمان آغاز عمليات نيمهء اوت (اواخر مرداد 1332) تعيين شد.در ايران، عوامل تبليغاتي سيا و سرويس اطلاعاتي بريتانيا ‌بايد يك تلاش گسترده و روزافزون تبليغاتي را از طريق مطبوعات، اعلاميه‌ها و روحانيان تهران راهبري مي‌كردند تا به هر ترتيب ممكن، موجبات تضعيف دولت مصدق را فراهم آورند. در ايالات متحده، مقام‌هاي بلندپايه آمريكايي ‌بايد اظهارنظرهايي رسمي ارايه مي‌دادند تا مصدق از هر گونه كمك اقتصادي دولت آمريكا، قطع اميد كند و عموم ايرانيان هواخواه اسطورهء مصدق را كه مي‌پنداشتند ايالات متحده از رژيم او پشتيباني مي‌كند، از اشتباه درآورند.

 

سرلشكر فضل‌الله زاهدي، عضو پيشين كابينه‌ی مصدق، به عنوان شايسته‌ترين جايگزين نخست‌وزير انتخاب شد زيرا او تنها فرد توانمندي بود كه همواره و آشكارا با مصدق مخالفت مي‌كرد و هواخواهاني نيز داشت.سازمان سيا بايد با او تماس برقرار مي‌كرد تا او را از عمليات و هدف سازمان در انتصاب او به عنوان نخست‌وزير جديد آگاه كند. زاهدي بايد يك هيات نظامي پيشنهاد مي‌كرد كه سازمان سيا با ياري آن جزييات برنامه‌ی عملياتي را طراحي كند.از آغاز، همكاري شاه به عنوان بخشي اساسي از برنامه مورد توجه قرار گرفت. همكاري او مهم بود تا از اين رهگذر، اقدام مورد نياز پادگان‌هاي نظامي تهران تضمين و جايگزيني يك نخست‌وزير جديد، قانوني شود. از آن‌جا كه شاه خود را فردي نامصمم نشان داده بود، تصميم بر آن شد كه فشار براي جلب همكاري او به صورت يكي از راه‌هاي زير باشد:

 

1- خواهر دوقلو، پرجنب و جوش و نيرومند شاه، شاهدخت اشرف پهلوي، بايد از اروپا مي‌آمد تا او را متقاعد به بركناري مصدق كند. او به شاه مي‌گفت كه با مقام‌هاي ايالات متحده و بريتانيا در ارتباط بوده و از او خواسته‌اند تا اين‌گونه عمل كند.

 

2- تداركات مورد نياز براي ديدار ژنرال اچ. نورمن شوارزكف، فرماندهء پيشين هيات ژاندارمري ايالات متحده در ايران از اين كشور، كه شاه او را دوست مي‌داشت و به او احترام مي‌نهاد، انجام شد. شوارزكف بايد برنامهء ترتيب داده شده را براي شاه توضيح مي‌داد و فرمان‌هاي شاهانه پيرامون بركناري مصدق، انتصاب زاهدي و درخواست او از ارتش را براي وفادار ماندن به سلطنت از شخص شاه دريافت كند.

 

3- نماينده اصلي بريتانيا كه حسن نيتش براي شاه محرز شده بود، بايد پيام شوارزكف را پشتيباني مي‌كرد و شاه را مطمئن مي‌ساخت كه اين عمليات اقدامي است مشترك ميان ايالات متحده و بريتانيا.

 

4- با ناكام ماندن احتمالي موارد بالا، آقاي روزولت به نمايندگي از رييس‌جمهور ايالات متحده، بايد شاه را در مورد امضاي فرمان‌هاي ياد شده در تنگنا قرار مي‌داد. هنگام حصول اين امر، سيا بايد كنترل اين فرامين را در روز عمليات به زاهدي بسپارد. شاه در روز موعود، بايد در مكاني بيرون از تهران به سر برد تا زاهدي، با در اختيار داشتن فرمان‌هاي شاهانه و با پشتيباني ارتش، بتواند دولت را به دور از خطر تغيير موضع شاه تحويل گيرد. از سوي ديگر با دوري شاه از تهران از هرگونه سوء قصد به جان او جلوگيري مي‌شد.

 

سيا از طريق نمايندگان حاضر در نيروي نظامي تهران، بايدتا حد ممكن مطمئن مي‌شد كه نيروهاي مستقر در تهران همكاري موردنياز را در زمينه‌ی هواداري از نخست‌وزير جديد كه شاه منصوب كرده، خواهند داشت.

 

اظهارنظرهاي عمومي زير كه در ايالات متحده به عمل آمد، تاثير چشمگيري بر ايران و مصدق داشت و كمك بسياري به سرنگوني او كرد:

 

1- در 9 ژوييه‌ی 1953 188 تير 1332) نامه‌اي از رييس‌جمهور آمريكا، آيزنهاور انتشار يافت كه تاريخ آن 29 ژوئن 1953 (هشتم خرداد 1332) و خطاب به مصدق بود. طي آن آقاي آيزنهاور اظهار كرد كه كمك بيش‌تر ايالات متحده، روانهء ايران نخواهد شد.

 

2- مصاحبهء مطبوعاتي وزير امور خارجه در 28 ژوييهء 1953 (شش مرداد 1332) حاكي از آن بود كه «... فعاليت‌هاي روزافزون حزب غيرقانوني كمونيست در ايران و سكوت و خويشتن‌داري دولت در برابر آن‌ها، موجب نگراني دولت ما شده است. اين امر ياري به ايران را براي ما دشوارتر مي‌كند.»

 

3- سخنراني رييس‌جمهوري آمريكا در جمع فرمانداران ايالت‌ها در سياتل، موثر افتاد كه حاكي از آن بود ايالات متحده [راحت] نمي‌نشيند تا نظاره‌گر سقوط كشورها در پشت پردهء آهنين باشد.

 

منبع:كتاب اسناد سازمان سيا

 روزنامه سرمایه

 

فرهنگ توسعه - 1385 - لطفا مقاله‌ها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید